ناقوس جنگ ایران و آمریکا به صدا در میآید؟
همزمان با تقویت حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه و بنبست در مذاکرات تهران و واشنگتن، نشانههایی از احتمال تشدید دوباره تنشها دیده میشود؛ با این حال، همچنان نمیتوان از تصمیم قطعی برای آغاز جنگ جدید سخن گفت.
نشانههای نظامی و سیاسی در منطقه و جهان از افزایش احتمال دور جدیدی از رویارویی مستقیم میان ایران و آمریکا حکایت دارد؛ تحولی که همزمان با ادامه تلاشهای دیپلماتیک و فعال بودن کانالهای ارتباطی میان دو طرف رخ میدهد.
از دیدار محرمانه اعضای ارشد دولت دونالد ترامپ در کمپ دیوید تا اعزام ناوهای هواپیمابر و نیروهای بیشتر آمریکا به خاورمیانه و توقف مذاکرات تهران و واشنگتن، مجموعهای از تحولات در حال شکلگیری است که احتمال تشدید درگیری را افزایش داده است.
ترامپ در هفتههای اخیر بارها از پایان جنگ در آینده نزدیک و احتمال پایان آن پس از انتخابات میاندورهای آمریکا سخن گفته است؛ اظهاراتی که در کنار تحرکات نظامی آمریکا، توجهها را به سناریوی دور جدید درگیری جلب کرده است.
با این حال، مجموعه این تحولات بهتنهایی به معنای آن نیست که تصمیم نهایی برای آغاز حمله گرفته شده است؛ چراکه همزمان مسیرهای دیپلماتیک نیز همچنان فعال هستند.
افزایش توان نظامی آمریکا در خاورمیانه
مهمترین تحول نظامی روزهای اخیر، اعزام ناو هواپیمابر «تئودور روزولت» به خاورمیانه و حرکت گروه آبی-خاکی «ماکین آیلند» است.
بر اساس گزارشهای منتشرشده، این جابهجاییها میتواند شمار ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه را به سه فروند و شمار گروههای آبی-خاکی را به دو گروه برساند و هزاران نیروی نظامی دیگر را نیز به منطقه اضافه کند. برخی گزارشها از حضور حدود ۹ تا ۱۰ هزار نیروی اضافی سخن گفتهاند.
با این حال، استقرار ناوهای هواپیمابر لزوماً به معنای تصمیم برای آغاز عملیات نظامی نیست و میتواند با اهدافی همچون بازدارندگی، حفاظت از نیروهای آمریکایی، پشتیبانی از عملیات موجود یا افزایش گزینههای نظامی دولت آمریکا انجام شود.
این تحرکات در شرایطی صورت میگیرد که مذاکرات ایران و آمریکا پیشرفت محسوسی نداشته و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا نیز نزدیک است.
همزمان، شبکه «آکسیوس» گزارش داده است که مقامهای ارشد امنیت ملی آمریکا روز جمعه در کمپ دیوید، به ریاست جیدی ونس، درباره گامهای بعدی در جنگ ایران و تحولات یمن نشست داشتهاند. طبق این گزارش، این نشست مشابه نشستی بوده که در خرداد ۱۴۰۴ و تنها چند روز پیش از حمله اسرائیل به ایران برگزار شد.
هدف احتمالی دور جدید حملات چیست؟
یکی از مهمترین پرسشها درباره احتمال آغاز دور جدید درگیری، اهداف احتمالی آمریکا است.
در جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ ۴۰ روزه، آمریکا و اسرائیل طیف گستردهای از اهداف نظامی و راهبردی ایران را هدف قرار دادند. بررسی «واشنگتنپست» بر اساس تصاویر ماهوارهای نشان داده بود که در چهار هفته نخست عملیات، دستکم ۲۹ سایت پرتاب موشک و چهار مرکز مهم تولید موشک بالستیک ایران آسیب دیده بودند.
زیرساختهای انرژی نیز از تبعات جنگ در امان نماندند. بر اساس گزارشی که رویترز در آوریل منتشر کرد، بیش از ۴۰ تأسیسات مهم انرژی در ایران و کشورهای منطقه آسیب دیده بود و حملات به جزیره خارک، تأسیسات جنوبی ایران و مراکز انرژی منطقه، اختلال قابل توجهی در بازار نفت ایجاد کرد.
در جریان جنگ ۴۰ روزه نیز شماری از پاسگاههای نیروهای انتظامی در شهرهای مختلف هدف حمله قرار گرفتند.
اگر هدف حملات قبلی تضعیف توان هستهای، موشکی، پدافندی و نظامی ایران بوده باشد، تکرار همان الگو با این پرسش مواجه است که اهداف جدید چه خواهند بود؛ بهویژه آنکه بخش قابل توجهی از اهداف شناختهشده پیشتر مورد حمله قرار گرفتهاند.
از همین رو، در صورت وقوع حمله جدید، احتمال گسترش دامنه اهداف به زیرساختهای اقتصادی و حیاتی مطرح شده است؛ موضوعی که ترامپ نیز در مقاطع مختلف درباره حمله به زیرساختهای غیرنظامی و انرژی ایران تهدیدهایی مطرح کرده است.
حمله به زیرساختهای انرژی؛ شمشیر دولبه
حمله به زیرساختهای انرژی میتواند برای آمریکا و متحدانش نیز پیامدهای قابل توجهی داشته باشد؛ چراکه احتمال پاسخ متقابل ایران به تأسیسات انرژی کشورهای منطقه وجود دارد.
حملات متقابل به تأسیسات نفتی کشورهای حاشیه خلیج فارس و تحولات مرتبط با تنگه هرمز، پیش از این نیز بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار داده است.
تنگه هرمز پیش از جنگ حدود یکپنجم جریان جهانی نفت و گاز طبیعی مایع را منتقل میکرد و هرگونه اختلال جدی در این مسیر میتواند پیامدهای گستردهای برای بازار انرژی داشته باشد.
اهمیت این موضوع تا جایی است که گروه هفت برای مقابله با پیامدهای احتمالی جنگ، تصمیم به آزادسازی هماهنگ ۱۰۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از ذخایر اضطراری گرفته است. این اقدام قرار است طی چهار ماه اجرا شود و بخشی از فرآوردههای نفتی نیز در هفتههای نخست وارد بازار شود.
این تصمیم از یک سو نشاندهنده آمادگی کشورهای غربی برای مقابله با اختلال احتمالی در بازار انرژی است و از سوی دیگر، ابعاد هزینه اقتصادی گسترش جنگ برای آمریکا، اروپا و اقتصادهای آسیایی را نشان میدهد.
ایران برای دور جدید درگیری آماده میشود؟
در طرف مقابل، گزارشهایی درباره آمادهسازی ایران برای سناریوی ازسرگیری حملات منتشر شده است.
رویترز به نقل از سه مقام ارشد ایرانی و یک فرد مطلع گزارش داده که فرماندهان نظامی ایران در حال بررسی گزینههای پاسخ در صورت ازسرگیری حملات گسترده آمریکا هستند.
طبق این گزارش، پاسخ احتمالی ایران ممکن است دامنهای فراتر از تأسیسات مرتبط مستقیم با آمریکا داشته باشد و کشورهای حامی عملیات واشنگتن و حتی اهدافی خارج از خاورمیانه را نیز دربر بگیرد.
«واشنگتنپست» نیز پیشتر بر اساس تصاویر ماهوارهای گزارش داده بود که حملات ایران به تأسیسات آمریکایی در منطقه خسارتهایی به همراه داشته است.
چرا انتخابات میاندورهای آمریکا اهمیت دارد؟
انتخابات میاندورهای آمریکا یکی از متغیرهای مهم در محاسبات مربوط به ادامه جنگ است.
ترامپ گفته است که جنگ احتمالاً «بلافاصله پس از انتخابات» پایان خواهد یافت. این اظهارات میتواند به این معنا باشد که دولت آمریکا قصد دارد تا زمان انتخابات فشارهای اقتصادی و نظامی را حفظ کند و پس از آن به سمت توافق حرکت کند؛ یا اینکه پس از کاهش ملاحظات انتخاباتی، گزینههای نظامی بیشتری را در دستور کار قرار دهد.
نتیجه انتخابات همچنین میتواند بر فضای سیاسی داخلی آمریکا اثر بگذارد. در صورت حفظ کنترل مجلس نمایندگان و سنا توسط جمهوریخواهان، شرایط سیاسی متفاوتی نسبت به حالتی خواهد داشت که کنترل یکی یا هر دو مجلس تغییر کند.
با این حال، حتی در صورت تغییر موازنه سیاسی در کنگره، روند انتقال قدرت تا دیماه ادامه خواهد داشت و دولت ترامپ در این فاصله همچنان اختیار تصمیمگیری درباره سیاست خارجی و نظامی را خواهد داشت.
در همین حال، گزارشهایی نیز درباره وجود اختلافنظر در داخل دولت آمریکا درباره نحوه ادامه جنگ منتشر شده است. برخی مقامها نسبت به طولانیشدن درگیری و افزایش هزینههای نظامی ابراز نگرانی کردهاند.
«واشنگتنپست» نیز در مردادماه از نگرانیهایی درباره کاهش ذخایر برخی موشکهای دوربرد و سامانههای رهگیری آمریکا خبر داده بود؛ موضوعی که ترامپ بارها آن را رد کرده است.
کانالهای دیپلماسی همچنان فعال است
با وجود افزایش نشانههای نظامی، مسیر دیپلماسی هنوز بهطور کامل بسته نشده است.
مقامهای جمهوری اسلامی ایران طی هفتههای اخیر از طریق میانجیها پیشنهادهایی برای پایان جنگ و بازگشایی تنگه هرمز مطرح کردهاند و همچنان بر راهحل دیپلماتیک تأکید دارند.
ترامپ نیز اگرچه برخی پیشنهادهای تهران را رد کرده، در مقاطعی از ادامه تماسها از طریق میانجیها خبر داده است.
به این ترتیب، وضعیت کنونی در نقطهای قرار دارد که از یک سو ظرفیت نظامی آمریکا در منطقه افزایش یافته و فشار اقتصادی بر ایران ادامه دارد و از سوی دیگر، کانالهای ارتباطی و تلاشهای دیپلماتیک هنوز بهطور کامل متوقف نشدهاند.
جنگ جدید چه پیامدهایی خواهد داشت؟
در صورت آغاز دور جدید درگیری، دامنه پیامدها میتواند فراتر از ایران و آمریکا باشد.
حمله به زیرساختهای انرژی، اختلال در تردد نفتکشها در تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی و گسترش حملات متقابل به تأسیسات کشورهای منطقه، از جمله سناریوهایی است که میتواند بازار جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
از سوی دیگر، افزایش هزینههای نظامی آمریکا و فشار بر ذخایر تسلیحاتی این کشور، در کنار آسیبهای احتمالی به زیرساختهای اقتصادی ایران و کشورهای منطقه، میتواند هزینههای جنگ را برای طرفهای درگیر و سایر اقتصادهای وابسته به انرژی افزایش دهد.
در نهایت، با وجود افزایش تحرکات نظامی و تشدید فشارها، هنوز مشخص نیست که واشنگتن میان ادامه فشار و محاصره اقتصادی، بازگشت به مسیر مذاکره یا آغاز عملیات نظامی گستردهتر کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد. آنچه روشن است اینکه همزمانی آرایش نظامی جدید آمریکا با بنبست دیپلماتیک، احتمال تشدید تنش را به یکی از مهمترین تحولات امنیتی منطقه تبدیل کرده است.