انتخابات ۲۰۲۶ آمریکا میتواند جنگ ایران را متوقف کند؟ / رأی ۳ نوامبر چه چیزی را تغییر میدهد؟
انتخابات ۲۰۲۶ آمریکا در روز ۳ نوامبر ۲۰۲۶ انجام میشود. و خیلی از تحلیل گران سیاسی معتقدند که نتیجه همین انتخابات میتواند یکی از مهمترین متغیرهای ادامه جنگ ایران در سال ۲۰۲۷ باشد.
دلیل آن ترکیب تازه کنگره است. تمام ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان و حدود یکسوم کرسیهای سنا در انتخابات میاندورهای تعیین تکلیف میشوند. حزبی که کنترل هر یک از دو مجلس را در اختیار بگیرد، درباره بودجه، قوانین تحریمی، نظارت بر دولت و تلاش برای محدود کردن اختیارات جنگی رئیسجمهور ابزارهایی در اختیار خواهد داشت.
بنابراین انتخابات ۲۰۲۶ به خودی خود دکمه پایان جنگ نیست. اما میتواند مشخص کند ترامپ در دو سال بعد برای ادامه جنگ با کنگرهای همراهتر روبهرو میشود یا کنگرهای که هزینه سیاسی و مالی تصمیمهای نظامی او را افزایش میدهد.
انتخابات رئیسجمهور را عوض نمیکند؛ محدودیتهایش را میتواند عوض کند
ساختار سیاسی آمریکا قدرت جنگی را کاملاً در اختیار یک نهاد قرار نداده است. رئیسجمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است و در عمل قدرت زیادی برای هدایت عملیات نظامی دارد، اما کنگره نیز اختیار بودجه، قانونگذاری و اعلام جنگ را در اختیار دارد.
همین اختلاف در ماههای گذشته به یکی از مهمترین بحثهای واشنگتن تبدیل شده است. مجلس نمایندگان در تابستان قطعنامهای را برای محدود کردن ادامه جنگ بدون مجوز کنگره تصویب کرد و در اواخر سپتامبر نیز سنا درباره اقدامی مشابه رأی داد.
نتیجه رأی سنا بسیار نزدیک بود: طرح با ۵۰ رأی در برابر ۴۹ رأی شکست خورد. چهار سناتور جمهوریخواه نیز به محدود کردن اختیارات جنگی دولت رأی دادند. همین فاصله یکرأیی نشان میدهد تغییر تعداد نسبتاً محدودی از کرسیها میتواند توازن سیاسی بحث جنگ را تغییر دهد.
البته حتی تصویب یک قطعنامه در کنگره الزاماً عملیات نظامی را بلافاصله متوقف نمیکند. رئیسجمهور میتواند بعضی مصوبات را وتو کند و لغو وتوی ریاستجمهوری نیز به اکثریت دوسوم در هر دو مجلس نیاز دارد. در نتیجه رابطه کاخ سفید و کنگره بر سر جنگ بیشتر شبیه یک کشمکش دائمی بر سر اختیارات، پول و هزینه سیاسی است تا یک کلید روشن و خاموش.
مهمترین سلاح کنگره شاید پول باشد
جنگ بدون بودجه ادامه پیدا نمیکند. عملیات نظامی طولانی به مهمات، استقرار نیرو، تعمیر تجهیزات، پشتیبانی لجستیکی و تأمین مالی نیاز دارد و کنگره درباره بخش بزرگی از این هزینهها تصمیم میگیرد.
یک کنگره منتقد میتواند درباره محل هزینه بودجه سؤال کند، جلسات استماع بیشتری برگزار کند، شرایط تازهای برای برخی اعتبارات قرار دهد یا تصویب بودجههای تکمیلی جنگ را دشوارتر کند. کنگره همراه با دولت نیز میتواند مسیر تأمین مالی را هموارتر کند.
این موضوع هرچه جنگ طولانیتر شود اهمیت بیشتری پیدا میکند. در هفتههای ابتدایی یک درگیری، بحث اصلی معمولاً اهداف نظامی و امنیتی است؛ اما پس از چند ماه، سؤال درباره هزینهها بیشتر میشود. جنگ ایران اکنون با قیمت بالاتر نفت، فشار بر بازار انرژی و افزایش هزینههای دولت آمریکا همزمان شده و همین مسئله آن را بیشتر از گذشته وارد منازعه داخلی کرده است.
بنابراین ممکن است مهمترین اثر انتخابات بر جنگ نه در تعداد موشکها، بلکه در سؤال سادهتری دیده شود: کنگره جدید تا چه اندازه حاضر است برای ادامه عملیات پول اختصاص دهد؟
جنگ حالا مسئله انتخاباتی هم شده است
در ماههای نخست جنگ، سیاست خارجی یکی از محورهای اصلی اختلاف دو حزب بود. اما با طولانی شدن درگیری، موضوع به تدریج وارد زندگی روزمره رأیدهندگان شده است. نفت بالای ۱۰۰ دلار، افزایش هزینه برخی سوختها و نگرانی درباره تورم باعث شده بحث جنگ از کمیتههای سیاست خارجی کنگره به تبلیغات انتخاباتی راه پیدا کند.
حتی برخی سیاستمداران جمهوریخواه که پیشتر از عملیات حمایت میکردند، در رقابتهای نزدیک انتخاباتی مواضع محتاطانهتری درباره طولانی شدن جنگ گرفتهاند. در طرف مقابل، دموکراتها تلاش میکنند هزینه اقتصادی و ضرورت کسب مجوز کنگره را به یکی از محورهای انتقاد از دولت تبدیل کنند.
این به معنای آن نیست که میتوان نتیجه انتخابات را بر اساس جنگ پیشبینی کرد. رأیدهندگان آمریکایی همزمان درباره تورم، مهاجرت، درمان، مالیات، اشتغال و مجموعه بزرگی از مسائل داخلی تصمیم میگیرند. اما جنگ اکنون دیگر موضوعی جدا از اقتصاد داخلی آمریکا نیست.
اگر ترکیب کنگره تغییر کند، جنگ تمام میشود؟
نه لزوماً. حتی کنگرهای بسیار منتقد نیز با محدودیتهای حقوقی و سیاسی روبهروست و رئیسجمهور ابزارهای گستردهای در حوزه امنیت ملی دارد. در مقابل، تغییر فضای سیاسی میتواند ادامه یک جنگ طولانی را برای دولت دشوارتر کند.
اثر اصلی انتخابات احتمالاً در سه حوزه دیده میشود: بودجه، اختیارات جنگی و هزینه سیاسی.
هرچه مخالفت در کنگره بیشتر باشد، دولت برای ادامه عملیات، تصویب اعتبارات و دفاع از تصمیمهایش با فشار بیشتری روبهرو خواهد شد. اگر اکثریت کنگره از سیاست دولت حمایت کند، این موانع کمتر میشوند.
اما یک نکته مهمتر نیز وجود دارد. حتی پایان عملیات نظامی الزاماً به معنای پایان تقابل ایران و آمریکا نیست. فشار میتواند از میدان نظامی به تحریم، محدودیت مالی، تجارت، حملونقل و انرژی منتقل شود.
در نتیجه شاید سؤال واقعی انتخابات ۲۰۲۶ این نباشد که «آیا آمریکاییها روز ۳ نوامبر به جنگ پایان میدهند؟». آنها چنین قدرت مستقیمی ندارند.
سؤال مهمتر این است که کنگرهای که از ژانویه ۲۰۲۷ وارد واشنگتن میشود، ادامه جنگ را برای کاخ سفید چقدر آسان یا دشوار خواهد کرد