راهبرد فردا
تبلیغات
کد خبر: ۳۲۵۲

حباب قیمت خودرو روی دست دلالان می‌ترکد؟ / بازی خطرناک با آگهی‌های فیک و بازاری که دیگر مشتری ندارد

قیمت خودرو در ایران به نقطه‌ای عجیب رسیده است؛ قیمت‌ها هر روز رکورد تازه‌ای ثبت می‌کنند، اما تعداد معاملات واقعی با این افزایش قیمت‌ها تناسبی ندارد. برخی دلالان با انتشار آگهی‌های غیرواقعی و اعلام قیمت‌های بالاتر از ارزش قابل معامله خودرو، انتظارات بازار را تحریک می‌کنند. هم‌زمان، گروه دیگری از فروشندگان به امید گرانی بیشتر از عرضه خودرو خودداری می‌کنند. نتیجه، بازاری است که در آن قیمت‌ها بیشتر از توان خرید مردم و در برخی مدل‌ها حتی سریع‌تر از نرخ ارز افزایش یافته‌اند. چنین شرایطی می‌تواند زمینه یک اصلاح قیمتی جدی را فراهم کند؛ اصلاحی که شاید نخست در آگهی‌ها و سپس در معاملات واقعی دیده شود.

حباب قیمت خودرو روی دست دلالان می‌ترکد؟ / بازی خطرناک با آگهی‌های فیک و بازاری که دیگر مشتری ندارد
تبلیغات

به گزارش راهبرد فردا، آنچه این روزها در بازار خودرو می‌گذرد، دیگر صرفاً داستان افزایش قیمت دلار یا رشد هزینه تولید نیست. بازار با پدیده‌ای روبه‌رو شده که می‌توان آن را «تورم قیمت‌های پیشنهادی بدون پشتوانه معاملات» نامید. خودروهایی که تا چند هفته قبل با قیمت‌های پایین‌تری آگهی می‌شدند، حالا با افزایش‌های چندصد میلیون تومانی در سایت‌های خرید و فروش دیده می‌شوند؛ بدون آنکه مشخص باشد چند دستگاه واقعاً با این نرخ‌ها معامله شده‌اند.

در این میان، گروهی از واسطه‌ها با مشاهده کوچک‌ترین افزایش قیمت، نرخ‌های پیشنهادی را بالاتر می‌برند و گروه دیگری از فروشندگان نیز با ترس از جا ماندن از موج تورمی، خودروهای خود را از بازار خارج می‌کنند. این رفتار هیجانی در بازاری اتفاق می‌افتد که مصرف‌کننده واقعی بیش از هر زمان دیگری با محدودیت قدرت خرید مواجه است. حاصل این ترکیب، فاصله گرفتن قیمت‌های اعلامی از تقاضای مؤثر و شکل‌گیری بازاری است که در آن فروشنده زیاد است، اما معامله قطعی به‌مراتب دشوارتر شده است.

قیمت خودرو بالا می‌رود، اما چه کسی واقعاً می‌خرد؟

یکی از تناقض‌های اصلی بازار خودرو در آبان ۱۴۰۵، افزایش قیمت‌ها هم‌زمان با رکود معاملات است. براساس گزارش‌های میدانی منتشرشده در مهرماه، سهم خودروهای صفرکیلومتر از معاملات انجام‌شده در بازار به کمتر از پنج درصد رسیده و بخش عمده تقاضای موجود به سمت خودروهای کارکرده و اقتصادی حرکت کرده است.

این آمار به معنای آن نیست که کل معاملات بازار به پنج درصد گذشته رسیده، بلکه نشان می‌دهد ترکیب معاملات به‌شدت به زیان خودروهای صفرکیلومتر تغییر کرده است. با این حال، همین مسئله نشانه مهمی از کاهش توان خرید مصرف‌کنندگان محسوب می‌شود.

در شرایط عادی، افزایش قیمت یک کالا باید در نهایت با توان پرداخت خریدار روبه‌رو شود. فروشنده می‌تواند خودروی خود را هر مبلغی که بخواهد آگهی کند، اما تا زمانی که خریدار حاضر به پرداخت آن نباشد، آن رقم صرفاً یک قیمت پیشنهادی است، نه قیمت قطعی بازار.

مشکل از جایی آغاز می‌شود که همین قیمت‌های پیشنهادی به معیار ارزش‌گذاری سایر خودروها تبدیل می‌شوند. یک فروشنده قیمت خودرو خود را ۲۰۰ میلیون تومان افزایش می‌دهد، فروشنده بعدی با مشاهده آن رقم ۱۰۰ میلیون تومان بالاتر آگهی می‌کند و در نهایت مجموعه‌ای از قیمت‌های جدید شکل می‌گیرد که ممکن است حتی یک معامله واقعی نیز پشت آن‌ها نباشد.

در چنین بازاری، نرخ‌ها می‌توانند روی صفحه نمایش تلفن همراه افزایش پیدا کنند، بدون آنکه پول تازه‌ای وارد بازار شده باشد.

دلالان چگونه با آگهی‌های فیک قیمت خودرو را بالا می‌برند؟

یکی از مهم‌ترین ابزارهای قیمت‌سازی در بازار خودرو، انتشار آگهی‌های صوری یا درج قیمت‌های غیرواقعی در سکوهای خرید و فروش است. این موضوع پیش‌تر نیز با انتقاد برخی نمایندگان مجلس و فعالان بازار مواجه شده است.

سازوکار قیمت‌سازی پیچیده نیست. کافی است تعدادی آگهی با نرخ‌هایی بالاتر از قیمت قابل معامله منتشر شود تا میانگین ذهنی قیمت در بازار تغییر کند. وقتی فروشنده واقعی برای تعیین قیمت خودرو خود به آگهی‌های مشابه مراجعه می‌کند، ممکن است همین ارقام را مبنا قرار دهد؛ در حالی که هیچ تضمینی وجود ندارد خودروهای آگهی‌شده با قیمت‌های اعلامی به فروش رسیده باشند.

برای مثال، اگر قیمت قابل معامله یک خودرو سه میلیارد تومان باشد، انتشار چندین آگهی با نرخ سه میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان می‌تواند این تصور را ایجاد کند که قیمت بازار افزایش یافته است. این مثال صرفاً برای توضیح سازوکار قیمت‌سازی است، اما نشان می‌دهد چگونه یک نرخ پیشنهادی می‌تواند به‌تدریج به مرجع ذهنی فروشندگان تبدیل شود.

مسئله زمانی خطرناک‌تر می‌شود که برخی واسطه‌ها عمداً از فروش خودرو با قیمت‌های پایین‌تر خودداری کنند و منتظر بمانند تا نرخ‌های جدید در بازار جا بیفتد. به این ترتیب، دو اتفاق به‌صورت هم‌زمان رخ می‌دهد: از یک طرف آگهی‌های غیرواقعی انتظارات را بالا می‌برند و از طرف دیگر، کاهش عرضه از سوی فروشندگان مردد، پیدا کردن خودرو با قیمت مناسب را دشوارتر می‌کند.

البته هر آگهی گران‌قیمتی جعلی نیست و نمی‌توان تمام افزایش قیمت‌ها را به دلالان نسبت داد. اما وجود آگهی‌های صوری و تلاش برای اثرگذاری بر انتظارات بازار، مسئله‌ای است که می‌تواند نوسانات واقعی قیمت را تشدید کند.

دلالان از ترس گران‌تر شدن، خودرو نمی‌فروشند

رفتار بخشی از واسطه‌ها در بازار خودرو شباهت زیادی به معاملات هیجانی در بازارهای مالی دارد. زمانی که قیمت‌ها افزایش پیدا می‌کند، برخی فروشندگان به جای بررسی میزان تقاضا، تصور می‌کنند روند صعودی بدون توقف ادامه خواهد یافت.

در چنین شرایطی، فروش خودرو به تعویق می‌افتد؛ زیرا فروشنده نگران است اگر امروز خودرو را بفروشد، فردا برای خرید همان خودرو ناچار باشد مبلغ بیشتری پرداخت کند.

این نگرانی همان ترس از جا ماندن از افزایش قیمت است. پدیده‌ای که می‌تواند باعث شود فروشندگان حتی در زمانی که مشتری واقعی وجود دارد، از انجام معامله صرف‌نظر کنند.

از سوی دیگر، برخی افراد اساساً قصد فروش فوری ندارند و خودرو را با نرخ‌های بسیار بالا آگهی می‌کنند تا در صورت پیدا شدن خریدار، سود بیشتری به دست آورند. برای این گروه، آگهی بیش از آنکه نشانه تمایل واقعی به فروش باشد، ابزاری برای آزمودن سقف قیمت بازار است.

در نتیجه، قیمت خودرو در فضایی تعیین می‌شود که بخشی از فروشندگان نمی‌خواهند بفروشند و بخش بزرگی از خریداران نیز توان خرید ندارند.

این وضعیت از نظر اقتصادی نمی‌تواند برای همیشه بدون تغییر ادامه پیدا کند. سرانجام یا باید درآمد و قدرت خرید خریداران افزایش یابد، یا قیمت‌های قابل معامله تعدیل شود، یا بازار برای مدتی طولانی در رکود باقی بماند.

وقتی دلالان تحلیل اقتصادی را با هیجان اشتباه می‌گیرند

بخشی از رفتار واسطه‌ها نشان می‌دهد قیمت‌گذاری در بازار خودرو همیشه بر پایه محاسبات اقتصادی انجام نمی‌شود. برای بعضی فعالان این بازار، افزایش نرخ دلار کافی است تا بدون بررسی میزان تغییر هزینه تولید، عرضه خودرو یا قدرت خرید مشتری، نرخ پیشنهادی خود را افزایش دهند.

این شیوه قیمت‌گذاری بیش از آنکه حاصل تحلیل باشد، بر رفتار گله‌ای و تلاش برای عقب نماندن از موج گرانی تکیه دارد.

در چنین شرایطی، افزایش قیمت امروز بهانه‌ای برای افزایش قیمت فردا می‌شود. فروشنده‌ای که دیروز حاضر به فروش خودرو با یک مبلغ مشخص بود، امروز تنها به دلیل مشاهده چند آگهی گران‌تر، قیمت جدیدی اعلام می‌کند؛ حتی اگر تعداد تماس‌های خرید کاهش پیدا کرده باشد.

اما بازار خودرو یک تفاوت اساسی با بازار ارز دارد. خرید دلار را می‌توان با مبالغ محدود انجام داد، در حالی که خرید خودرو به چند میلیارد تومان نقدینگی نیاز دارد. بنابراین انتقال انتظارات تورمی از بازار ارز به خودرو الزاماً به معنای ایجاد تقاضای مؤثر برای خودرو نیست.

نادیده گرفتن همین تفاوت می‌تواند باعث شود برخی واسطه‌ها در بالاترین سطوح قیمتی از فروش صرف‌نظر کنند و در صورت عقب‌نشینی بازار، ناچار شوند برای پیدا کردن مشتری قیمت خود را کاهش دهند.

آیا قیمت خودرو بیشتر از دلار و تورم رشد کرده است؟

بررسی روند قیمت برخی خودروهای پرتقاضا نشان می‌دهد رشد نرخ‌های پیشنهادی در فاصله ابتدای مهر تا ۷ آبان از تغییرات دلار در همین بازه بیشتر بوده است.

برای نمونه، دنا پلاس اتوماتیک که در ابتدای مهر حدود سه میلیارد و ۳۳۰ میلیون تومان قیمت داشت، اکنون به چهار میلیارد و ۱۵۵ میلیون تومان رسیده است. این تغییر معادل افزایش ۸۲۵ میلیون تومانی یا رشد نزدیک به ۲۵ درصدی در فاصله حدود یک ماه است.

تارا دستی نیز در همین بازه از حدود دو میلیارد و ۲۶۵ میلیون تومان به سه میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان رسیده و رشد نزدیک به ۳۷ درصدی را تجربه کرده است.

در مقابل، نرخ دلار آزاد از حدود ۲۳۲ هزار تومان در ابتدای مهر به محدوده ۲۷۱ هزار تومان در ۷ آبان رسیده است؛ افزایشی در حدود ۱۷ درصد.

شاخص رشد تقریبی در بازه ابتدای مهر تا ۷ آبان
تارا دستی ۳۷ درصد
دنا پلاس اتوماتیک ۲۵ درصد
کوییک S ۲۲ درصد
دلار آزاد ۱۷ درصد

این مقایسه نشان می‌دهد برخی خودروها در این دوره سریع‌تر از دلار گران شده‌اند، هرچند نمی‌توان نتیجه را به تمام مدل‌ها و کل بازار تعمیم داد.

از سوی دیگر، مرکز آمار ایران نرخ تورم ماهانه مهر را ۴.۴ درصد اعلام کرده است. اگرچه بازه محاسبه تورم عمومی دقیقاً با دوره بررسی قیمت خودرو یکسان نیست، اختلاف شدید رشد برخی مدل‌ها با تغییر سطح عمومی قیمت‌ها، توجه به احتمال افزایش انتظارات و حاشیه قیمت‌گذاری در بازار خودرو را ضروری می‌کند.

با این حال، رشد بالاتر از دلار یا تورم به‌تنهایی اثبات‌کننده حباب نیست. تغییر عرضه، هزینه تولید و شرایط فروش نیز باید بررسی شوند. مسئله اصلی زمانی شکل می‌گیرد که این افزایش قیمت با افت معاملات و کاهش توان خرید همراه می‌شود.

قدرت خرید مردم به بن‌بست رسیده است

مهم‌ترین محدودیت بازار خودرو نه قیمت دلار است و نه تعداد آگهی‌های اینترنتی؛ بلکه توان مالی مصرف‌کننده‌ای است که باید هزینه خرید خودرو را پرداخت کند.

وقتی قیمت کوییک S به حدود یک میلیارد و ۷۲۰ میلیون تومان و پژو ۲۰۷ دنده‌ای به دو میلیارد و ۷۷۰ میلیون تومان می‌رسد، بخش بزرگی از خانوارهایی که پیش‌تر امکان خرید خودرو صفر داشتند از بازار کنار گذاشته می‌شوند.

افزایش قیمت خودرو در شرایطی رخ داده که دستمزدها و درآمد خانوارها به همان نسبت رشد نکرده است. در نتیجه، مصرف‌کننده‌ای که پیش‌تر می‌توانست با پس‌انداز یا فروش خودروی قبلی خود وارد بازار شود، اکنون با فاصله بیشتری تا خرید خودرو جدید مواجه است.

این وضعیت به‌ویژه برای خودروهای اقتصادی اهمیت دارد. محصولاتی که قرار بود نیاز حمل‌ونقل خانوارهای متوسط را تأمین کنند، به کالاهایی با قیمت چندمیلیاردی تبدیل شده‌اند و خرید آن‌ها برای بسیاری از متقاضیان دشوار شده است.

دلال می‌تواند قیمت خودرو را روی کاغذ بالا ببرد، اما نمی‌تواند قدرت خرید تازه‌ای برای مشتری ایجاد کند.

همین واقعیت، مهم‌ترین مانع در برابر ادامه نامحدود افزایش قیمت‌هاست. بازاری که در آن فاصله میان قیمت پیشنهادی و توان پرداخت خریدار هر روز بیشتر می‌شود، دیر یا زود با فشار تعدیل نرخ، رکود طولانی‌تر یا ترکیبی از هر دو مواجه خواهد شد.

سیاست‌گذار؛ متهمی که نباید پشت دلالان پنهان شود

با وجود نقش مخرب قیمت‌سازی و رفتار هیجانی برخی واسطه‌ها، تمام مسئولیت آشفتگی بازار خودرو را نمی‌توان بر دوش دلالان گذاشت. بخش مهمی از مشکلات کنونی نتیجه سال‌ها ضعف سیاست‌گذاری در تولید، واردات و ایجاد رقابت در بازار خودرو است.

در بخش تولید داخلی، محدودیت رقابت، مشکلات تأمین قطعات و نوسان عرضه باعث شده بازار همچنان در برابر تغییر انتظارات تورمی آسیب‌پذیر باشد. در بخش خودروهای مونتاژی نیز وابستگی به قطعات وارداتی و هزینه‌های ارزی، قیمت تمام‌شده را تحت تأثیر قرار داده است.

از سوی دیگر، سیاست واردات خودرو نتوانسته به اندازه کافی به یک ابزار پایدار برای ایجاد رقابت و تعدیل فاصله قیمت‌ها تبدیل شود. تغییر مکرر مقررات و محدودیت‌های اجرایی، پیش‌بینی‌پذیری بازار را کاهش داده و بر نگرانی خریداران و فروشندگان افزوده است.

نمونه تازه این وضعیت، انتشار خبر توقف برخی ثبت‌سفارش‌های واردات خودرو در ۶ و ۷ آبان است؛ خبری که در ادامه، سازمان توسعه تجارت توضیح داد محدودیت اعلام‌شده به مسیر مشخصی از واردات براساس قانون بودجه سال ۱۴۰۴ مربوط است و به معنای توقف تمام واردات خودرو در سال جاری نیست.

این ابهام‌ها به‌خوبی نشان می‌دهد سیاست‌گذاری در بخش خودرو تا چه اندازه نیازمند شفافیت و ثبات است. بازاری که با هر بخشنامه تازه دچار نگرانی می‌شود، نمی‌تواند تنها با توصیه به فروشندگان و مقابله با آگهی‌های صوری به تعادل برسد.

نتیجه عملکرد سیاست‌گذار را باید در وضعیت امروز بازار دید؛ خودروهای داخلی با قیمت چندمیلیاردی، فاصله سنگین نرخ کارخانه و بازار، صف‌های طولانی ثبت‌نام و مصرف‌کنندگانی که خرید خودرو برایشان دشوارتر شده است.

صف ۹۲۵ هزار نفری ایران‌خودرو؛ پس چرا می‌گوییم بازار مشتری ندارد؟

ممکن است در نگاه نخست، رکود بازار با تعداد بالای متقاضیان طرح‌های فروش خودروسازان تناقض داشته باشد. در هفدهمین مرحله پیش‌فروش ایران‌خودرو، بیش از ۹۲۵ هزار نفر برای خرید ۴۷ هزار و ۵۰۰ دستگاه خودرو ثبت درخواست کردند.

اما این آمار لزوماً نشانه وجود تقاضای مؤثر با قیمت‌های فعلی بازار آزاد نیست. بخش مهمی از جذابیت طرح‌های فروش، فاصله قابل توجه میان قیمت کارخانه و بازار است.

کسی که برای خرید خودرو با نرخ کارخانه ثبت‌نام می‌کند، الزاماً حاضر نیست همان خودرو را با قیمت آزاد چندصد میلیون یا حتی بیش از یک میلیارد تومان گران‌تر خریداری کند.

بنابراین ممکن است تقاضا برای خرید خودرو با قیمت کارخانه بسیار بالا باشد، اما تعداد خریداران با قیمت آزاد کاهش پیدا کند. این تفاوت یکی از نشانه‌های اصلی اختلال در سازوکار قیمت‌گذاری بازار خودرو است.

آیا حباب بازار خودرو در آستانه تخلیه است؟

مجموع شرایط فعلی، بازار خودرو را در موقعیتی قرار داده که احتمال اصلاح بخشی از قیمت‌های پیشنهادی افزایش یافته است. رشد سریع نرخ برخی مدل‌ها، فاصله گرفتن قیمت‌ها از قدرت خرید مردم، رکود معاملات و انتشار آگهی‌های غیرواقعی، همگی می‌توانند زمینه تعدیل قیمت را فراهم کنند.

اما این اصلاح الزاماً به معنای سقوط یکسان قیمت تمام خودروها نخواهد بود. ممکن است برخی فروشندگان ابتدا قیمت آگهی‌های خود را کاهش دهند، در حالی که قیمت معاملات واقعی تغییر محدودتری داشته باشد.

در سناریوی دیگر، اگر نرخ ارز همچنان افزایش پیدا کند یا عرضه خودرو محدودتر شود، ممکن است قیمت اسمی خودروها بالا بماند، اما بازار از نظر حجم معاملات و ارزش واقعی همچنان ضعیف باشد.

نقطه تعیین‌کننده زمانی خواهد بود که بخشی از فروشندگان برای تأمین نقدینگی ناچار به فروش شوند. در این شرایط، قیمت‌های پیشنهادی بالا دیگر به‌تنهایی کارساز نیست و فروشنده باید برای رسیدن به معامله واقعی با خریدار توافق کند.

این همان مرحله‌ای است که می‌تواند تفاوت میان قیمت‌های ساخته‌شده در فضای مجازی و قیمت واقعی بازار را آشکار کند.

پایان بازی دلالان یا ادامه گرانی خودرو؟

بازار خودرو ایران امروز با یک تناقض بنیادین روبه‌روست. فروشندگان با تصور افزایش بیشتر قیمت‌ها، عرضه را به تعویق می‌اندازند؛ برخی واسطه‌ها با نرخ‌های غیرواقعی انتظارات را بالا می‌برند و در مقابل، مصرف‌کننده واقعی توان خرید خود را از دست داده است.

این وضعیت ممکن است برای مدتی ادامه پیدا کند، اما افزایش مداوم قیمت بدون رشد متناسب تقاضای مؤثر نمی‌تواند به‌تنهایی نشانه سلامت یا رونق بازار باشد.

دلالانی که با مشاهده افزایش قیمت، بدون بررسی شرایط واقعی بازار از فروش خودداری می‌کنند، باید این احتمال را نیز در نظر بگیرند که هنگام نیاز به نقدینگی، مشتری حاضر نباشد نرخ‌های اعلام‌شده را بپذیرد.

در سوی دیگر، سیاست‌گذار نیز باید بپذیرد که مشکل بازار خودرو تنها با مقابله با چند آگهی صوری حل نمی‌شود. تا زمانی که تولید رقابتی، عرضه قابل پیش‌بینی، واردات مؤثر و شفافیت معاملات شکل نگیرد، زمینه فعالیت واسطه‌ها و شکل‌گیری التهاب قیمتی باقی خواهد ماند.

جمع‌بندی این است: بازار خودرو بیش از آنکه با کمبود خریدار بالقوه روبه‌رو باشد، با کمبود خریدار دارای قدرت پرداخت مواجه است. بخشی از قیمت‌ها در آگهی‌ها بالا رفته‌اند، اما هنوز روشن نیست چه میزان از این رشد به معاملات واقعی تبدیل شده است. از همین رو، بازار در برابر اصلاح قیمت‌های پیشنهادی آسیب‌پذیر شده؛ هرچند زمان و شدت آن قطعی نیست.

شاید مهم‌ترین پرسش بازار خودرو دیگر این نباشد که قیمت دنا پلاس یا پژو ۲۰۷ فردا چند میلیون تومان بیشتر می‌شود. پرسش اصلی این است که وقتی قیمت‌ها از توان پرداخت مردم فاصله گرفته‌اند، چه کسی قرار است این خودروهای چندمیلیاردی را بخرد؟

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات