احتمال جنگ زمینی ایران و آمریکا؟
نشریه فارین پالیسی در تحلیلی هشدار داده است که دونالد ترامپ ممکن است پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر، برای دستیابی به یک «پیروزی بزرگ» سطح درگیری با ایران را افزایش دهد؛ هرچند گزینههای نظامی، اقتصادی و زمینی پیش روی واشنگتن، همگی با هزینهها و ریسکهای سنگین همراه هستند.
نشریه «فارین پالیسی» در تحلیلی به قلم کول بوسی، تحلیلگر سابق سیا و مدیر ایران در شورای امنیت ملی آمریکا در سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۶، و نیت سوانسون، مدیر پروژه استراتژی ایران در شورای آتلانتیک، به بررسی گزینههای احتمالی دولت ترامپ در قبال جنگ ایران پرداخته است.
به نوشته این دو تحلیلگر، شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ترامپ ممکن است پس از انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر، تصمیم به تشدید جنگ علیه ایران بگیرد.
در ماههای اخیر، افزایش قیمت انرژی یکی از مهمترین عوامل محدودکننده رفتار ترامپ بوده است. تحلیل فارین پالیسی میگوید ترامپ پیشتر نیز به دلیل نگرانی از پیامدهای افزایش قیمت انرژی، از تشدید آشکار درگیری فاصله گرفته و به سمت راهحل دیپلماتیک حرکت کرده بود.
با این حال، پس از شکست تفاهم حاصلشده در پی اختلاف بر سر تفسیر مفاد آن، دولت آمریکا بار دیگر فشار اقتصادی بر ایران را افزایش داد.
«نبرد ارادهها» میان تهران و واشنگتن
بر اساس این تحلیل، ایران و آمریکا اکنون وارد نوعی «نبرد ارادهها» شدهاند تا مشخص شود کدام طرف توان تحمل فشار اقتصادی بیشتری را دارد.
در این شرایط، هر دو طرف تاکنون از اقداماتی که میتواند سطح درگیری را به شکل چشمگیری افزایش دهد، از جمله حملات گسترده به زیرساختهای انرژی، خودداری کردهاند؛ چراکه هر دو طرف امیدوارند گذشت زمان به سود آنها تمام شود.
فارین پالیسی همچنین نوشته است که ترامپ بارها ابراز اطمینان کرده موضع ایران پس از انتخابات میاندورهای نرمتر خواهد شد. با این حال، نویسندگان معتقدند این ارزیابی ممکن است بیش از آنکه بر تصمیمات واقعی تهران متکی باشد، بازتاب برداشت و محاسبات شخصی رئیسجمهور آمریکا باشد.
حملات گستردهتر؛ نخستین گزینه ترامپ
یکی از سناریوهای احتمالی، آغاز دور تازهای از حملات شدیدتر علیه اهداف نظامی و زیرساختی ایران است؛ حملاتی که ممکن است با مشارکت اسرائیل انجام شود.
در چنین شرایطی، آمریکا میتواند خسارت بیشتری به توان نظامی ایران وارد کند و بخشی از ظرفیت تهران برای تهدید تنگه هرمز و کشورهای منطقه را کاهش دهد.
با این حال، مسئله اصلی این است که چنین حملاتی لزوماً رفتار ایران را تغییر نخواهد داد. نویسندگان فارین پالیسی معتقدند حملات قبلی نیز نتوانستهاند چنین تغییری ایجاد کنند و اگر ایران بتواند بخشی از مهمات و تجهیزات خود را در نقاط امن حفظ کند، اثرگذاری حملات محدودتر خواهد شد.
از سوی دیگر، تشدید حملات میتواند ایران را به هدف قرار دادن کشورهای حاشیه خلیج فارس و زیرساختهای انرژی آنها سوق دهد؛ سناریویی که پیامدهای آن مستقیماً متوجه اقتصاد جهانی و مصرفکنندگان انرژی خواهد شد.
«یک پایان بزرگ» برای اعلام پیروزی
سناریوی دیگر، تلاش ترامپ برای رقم زدن یک پایان نمایشی و پرسروصدا برای جنگ است؛ بهگونهای که حتی بدون تحقق کامل اهداف اولیه، بتواند پایان درگیری را بهعنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند.
در این چارچوب، فارین پالیسی به احتمال عملیات نیروهای ویژه برای تصرف یا کنترل ذخایر اورانیوم بسیار غنیشده ایران اشاره کرده است. نویسندگان مدعیاند این ذخایر احتمالاً در چند نقطه مختلف کشور پراکنده شدهاند و شناسایی و کنترل آنها کار سادهای نخواهد بود.
گزینه دیگری که در این تحلیل مطرح شده، حمله برای تصرف پایانههای نفتی ایران در جزیره خارک و حفظ کنترل آنها بهعنوان بخشی از ترتیبات احتمالی صلح است.
با این حال، هر دو سناریو با خطر بالای تلفات نیروهای آمریکایی و ورود مستقیم نیروهای زمینی به خاک ایران همراه خواهند بود.
آیا ترامپ به مخالفان ایران سلاح میدهد؟
مسلح کردن گروههای مخالف جمهوری اسلامی نیز یکی دیگر از گزینههای مطرحشده در این تحلیل است. بر اساس گزارش فارین پالیسی، گروههایی از جمله کردها میتوانند در چنین سناریویی مورد توجه قرار گیرند.
با این حال، نویسندگان معتقدند نبود یک اپوزیسیون متحد یا رهبر مخالف با پایگاه مردمی گسترده، اجرای چنین سیاستی را دشوار میکند. در چنین شرایطی، واشنگتن ممکن است مجبور شود یک نیروی شورشی را سازماندهی، آموزش و پشتیبانی کند.
از سوی دیگر، حمایت از گروههای قومی یا جداییطلب میتواند از نظر تبلیغاتی به نفع جمهوری اسلامی تمام شود و زمینه را برای برجسته کردن تهدید تجزیه ایران و مداخله خارجی فراهم کند.
فارین پالیسی هشدار میدهد حتی اگر چنین کارزاری به تضعیف ساختار حکومت منجر شود، نتیجه الزاماً انتقال مسالمتآمیز قدرت نخواهد بود و احتمال شکلگیری یک جنگ داخلی گسترده وجود دارد.
فشار اقتصادی شدیدتر؛ هدف بعدی چین؟
گزینه دیگر واشنگتن میتواند تشدید فشار اقتصادی بر ایران باشد. در این چارچوب، آمریکا ممکن است شرکتها، بانکها، پالایشگاهها و بنادر چینی را که همچنان با ایران تجارت میکنند، هدف تحریمهای شدیدتر قرار دهد.
به نوشته فارین پالیسی، چین همچنان مسیر مهمی برای تجارت ایران محسوب میشود و محدود کردن این مسیر میتواند فشار اقتصادی بر تهران را افزایش دهد.
با این حال، چنین اقدامی خطر آسیب زدن به روابط اقتصادی آمریکا و چین و تشدید فشار بر اقتصاد جهانی را نیز به همراه دارد. ترامپ ممکن است برای افزایش فشار بر ایران حاضر به پرداخت بخشی از این هزینه باشد، اما همزمان نسبت به وارد کردن فشار بیشتر بر اقتصاد آمریکا نیز ملاحظاتی خواهد داشت.
ورود نیروهای زمینی؛ پرهزینهترین سناریو
اعزام مستقیم نیروهای زمینی آمریکا به ایران از دیگر گزینههای مطرحشده است؛ سناریویی که در عین حال از نظر نویسندگان، پرهزینهترین و کماحتمالترین گزینه محسوب میشود.
ایران کشوری پهناور با جمعیتی بیش از ۹۰ میلیون نفر و نیروی نظامی و امنیتی گسترده است. فارین پالیسی با اشاره به برآوردهای مختلف نوشته است که یک عملیات زمینی گسترده در ایران میتواند به چند صد هزار و حتی تا حدود یک میلیون نیروی نظامی نیاز داشته باشد.
در مقایسه، عملیات نظامی آمریکا در عراق و افغانستان از نظر مقیاس و پیچیدگی محدودتر بوده است. به همین دلیل، حتی برخی جریانهای تندرو در آمریکا نیز میدانند که ورود گسترده نیروهای آمریکایی به ایران از نظر سیاسی بسیار پرهزینه و نامحبوب خواهد بود.
هیچ «راهحل جادویی» برای ترامپ وجود ندارد
جمعبندی تحلیل فارین پالیسی این است که ترامپ پس از انتخابات میاندورهای ممکن است آزادی عمل بیشتری برای تشدید جنگ داشته باشد، اما تقریباً تمام گزینههای پیش روی او با ریسکهای جدی همراه هستند.
از حملات گستردهتر و عملیات محدود زمینی گرفته تا تصرف اهداف راهبردی، حمایت از مخالفان یا اعمال تحریمهای شدیدتر، هیچیک تضمین نمیکنند که برتری نظامی یا اقتصادی آمریکا به نتیجه سیاسی مورد انتظار واشنگتن منجر شود.
به نوشته این نشریه، تشدید جنگ میتواند هزینههای سنگینی را به آمریکا، متحدان منطقهای آن و اقتصاد جهانی تحمیل کند.
بازگشت به دیپلماسی؛ گزینه متفاوت ترامپ
در مقابل، یک سناریوی دیگر نیز وجود دارد: ترامپ پس از انتخابات میاندورهای ممکن است دیگر احساس نکند برای اهداف سیاسی داخلی باید ادامه جنگ را دنبال کند.
در این صورت، او میتواند به دنبال احیای نوعی توافق با ایران باشد و حتی برای بازگشایی تنگه هرمز، امتیازات بیشتری به تهران بدهد؛ توافقی که احتمالاً محدودیتهایی نیز برای ادامه برنامه هستهای ایران در نظر خواهد گرفت.
چنین رویکردی میتواند با مخالفت جریانهای تندرو در آمریکا و همچنین اسرائیل مواجه شود، اما ترامپ ممکن است در صورت کاهش فشارهای انتخاباتی، این انتقادات را قابل تحمل بداند و توافق احتمالی را بهعنوان یک پیروزی سیاسی معرفی کند.
«تشدید برای کاهش تنش»؟
فارین پالیسی همچنین احتمال میدهد ترامپ پیش از حرکت به سمت توافق، برای حفظ وجهه سیاسی خود بهطور موقت سطح درگیری را افزایش دهد؛ رویکردی که نویسندگان از آن با عنوان «تشدید برای کاهش تنش» یاد میکنند.
با این حال، این اقدام نیز میتواند مخاطرات قابلتوجهی داشته باشد و لزوماً محاسبات تهران را تغییر ندهد.
در نهایت، نویسندگان فارین پالیسی معتقدند ترامپ برای خروج از بنبست کنونی با مجموعهای از گزینههای دشوار روبهروست و تنها گزینهای که میتواند از این وضعیت پرهزینهتر باشد، افزایش شدید سطح تخریب و ادامه جنگی است که به باور آنها آغاز آن از سوی ترامپ اقدامی پرریسک و ناشیانه بوده است.