جنگ یا اقتصاد؛ آمریکاییها در انتخابات ۲۰۲۶ به کدام رأی میدهند؟
برای رأیدهندهای که صبح زود برای رأی دادن در اوهایو در صف ایستاده، جنگ ایران ممکن است هزاران کیلومتر دورتر جریان داشته باشد؛ اما اثر آن میتواند درست کنار خانهاش دیده شود. قیمت سوخت، هزینه گرمایش، تورم و نرخ بهره همان نقاطی هستند که سیاست خارجی را به زندگی روزمره آمریکاییها متصل کردهاند.
همین مسئله پاسخ سؤال «جنگ یا اقتصاد؟» را پیچیده میکند. در انتخابات ۲۰۲۶ این دو موضوع دیگر کاملاً از یکدیگر جدا نیستند. طولانی شدن جنگ میتواند روی قیمت انرژی اثر بگذارد، انرژی بالاتر میتواند فشار تورمی ایجاد کند و تورم نیز در نهایت به نرخ بهره، هزینه وام و قدرت خرید خانوار میرسد.
گزارشهای میدانی از آغاز رأیگیری زودهنگام نیز همین تصویر را نشان میدهد. رأیدهندگان از تورم و هزینه زندگی صحبت میکنند، اما در همان جمله به جنگ ایران و مدت طولانی آن نیز اشاره دارند. برای بخشی از جامعه آمریکا، سیاست خارجی از مسیر حساب بانکی وارد انتخابات شده است.
جنگ چگونه وارد سبد خرید آمریکاییها شد؟
مستقیمترین مسیر از نفت میگذرد. برنت همچنان بالای ۱۰۰ دلار است و اداره اطلاعات انرژی آمریکا متوسط قیمت نفت در سهماهه پایانی ۲۰۲۶ را حدود ۱۰۵ دلار پیشبینی کرده است.
اما اثر بحران فقط به نفت خام محدود نیست. بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل نیز تحت فشار قرار گرفته و اختلال پالایش و حملونقل باعث شده قیمت بعضی سوختها بسیار بیشتر از خود نفت افزایش پیدا کند.
این وضعیت در همه نقاط آمریکا یکسان نیست. برای نمونه، خانوارهای شمالشرق که از نفت گرمایشی استفاده میکنند با افزایش قابل توجه هزینه روبهرو شدهاند، در حالی که خانوارهایی که گرمایش آنها با گاز طبیعی تأمین میشود وضعیت متفاوتی دارند.
اما حتی خانواری که مستقیماً گازوئیل یا نفت گرمایشی نمیخرد، از انرژی گرانتر مصون نیست. سوخت بخشی از هزینه حملونقل کالا، کشاورزی، خطوط هوایی و تولید است و افزایش طولانیمدت آن میتواند به تدریج در قیمت کالاها و خدمات ظاهر شود.
جنگ از همین مسیر از نقشه خاورمیانه وارد صورتحساب خانوار آمریکایی میشود.
چرا قیمت نفت برای انتخابات اینقدر مهم شده است؟
مسئله بعدی بانک مرکزی آمریکاست. وقتی افزایش انرژی به فشار تورمی تبدیل میشود، فدرال رزرو برای کاهش نرخ بهره آزادی عمل کمتری دارد و حتی ممکن است مجبور شود سیاست پولی سختگیرانهتری حفظ کند.
بازده اوراق خزانه آمریکا در هفتههای اخیر به بالاترین سطوح چند دهه گذشته رسیده و نرخهای بهره بالا هزینه وام مسکن، کارت اعتباری، تأمین مالی خودرو و سرمایهگذاری شرکتها را افزایش میدهد.
بنابراین زنجیره اثر جنگ میتواند بسیار طولانی باشد:
جنگ در خاورمیانه قیمت نفت را تحت فشار میگذارد؛ انرژی گرانتر روی تورم اثر میگذارد؛ تورم مسیر نرخ بهره را تغییر میدهد و نرخ بهره بالاتر به هزینه زندگی آمریکاییها میرسد.
همین رابطه توضیح میدهد چرا دولت آمریکا و متحدانش طی هفتههای گذشته به آزادسازی ذخایر نفت و فرآوردهها روی آوردهاند. پایین آوردن قیمت انرژی فقط یک مسئله بازار نفت نیست؛ در آستانه انتخابات یک مسئله سیاسی داخلی نیز محسوب میشود.
آیا انتخابات به همهپرسی درباره جنگ تبدیل شده است؟
نه کاملاً.
اقتصاد آمریکا با وجود فشار تورمی همچنان بخشهای قدرتمندی دارد. بازار کار، رشد سود شرکتها و رونق سرمایهگذاری در هوش مصنوعی تصویر متفاوتی از اقتصاد ارائه میکنند و بازار سهام نیز توانسته در همین فضای جنگ و نفت ۱۰۰ دلاری رکوردهای تازهای ثبت کند.
از طرف دیگر رأیدهندگان فقط بر اساس اقتصاد یا جنگ تصمیم نمیگیرند. مهاجرت، سیاستهای اجتماعی، سلامت، مالیات، امنیت، آموزش و مجموعهای از موضوعات محلی در انتخابات کنگره اهمیت دارند.
اما جنگ یک تفاوت با بسیاری از این مسائل دارد: میتواند خودش را در چند متغیر اقتصادی به صورت همزمان نشان دهد.
ممکن است یک رأیدهنده سیاست خارجی را اولویت نخست خود نداند، اما از افزایش قیمت بنزین، هزینه حملونقل یا وام مسکن ناراضی باشد. در چنین شرایطی اثر جنگ بدون اینکه نام آن روی برگه رأی نوشته شده باشد، وارد تصمیم انتخاباتی شده است.
سیاستمداران این ارتباط را فهمیدهاند
نزدیک شدن انتخابات باعث شده سیاست انرژی به بخش مهمتری از برنامه سیاسی واشنگتن تبدیل شود. آزادسازی ذخایر اضطراری، بحث درباره مالیات سوخت و فشار بر متحدان برای افزایش عرضه همه در فضایی رخ میدهند که کنترل کنگره در معرض رأی عمومی قرار دارد.
این همان نقطهای است که اقتصاد میتواند روی سیاست خارجی اثر معکوس بگذارد. در ابتدا جنگ قیمت انرژی را تغییر میدهد؛ اما اگر هزینه اقتصادی جنگ برای رأیدهنده بالا برود، فشار داخلی برای تغییر سیاست جنگ نیز میتواند بیشتر شود.
به این معنا، رابطه جنگ و انتخابات یکطرفه نیست. میدان نبرد روی اقتصاد اثر میگذارد و اقتصاد نیز میتواند محدودیت تازهای برای تصمیمگیران جنگ ایجاد کند.
نتیجه انتخابات ۳ نوامبر به عوامل بسیار بیشتری از ایران وابسته است و نمیتوان آن را به یک موضوع فروکاست. اما یک چیز روشن شده است: برای تعداد بیشتری از رأیدهندگان، جدا کردن «جنگ» از «اقتصاد» سختتر شده است.
شاید بخش مهمی از انتخابات ۲۰۲۶ آمریکا نه بر سر این سؤال باشد که مردم جنگ میخواهند یا نمیخواهند، بلکه بر سر سؤال ملموستری شکل بگیرد:
ادامه این جنگ برای زندگی روزمره آنها چقدر هزینه دارد؟