آیا شکست ترامپ میتواند جنگ ایران را متوقف کند؟ / چهار اهرم کنگره و سه مانع بزرگ پایان جنگ
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند قدرت دونالد ترامپ برای ادامه جنگ ایران را با محدودیتهای تازهای روبهرو کند. با این حال، کنگره حتی با اکثریت دموکرات نیز اختیار توقف فوری عملیات نظامی را ندارد و پایان درگیریها به مجموعهای از تصمیمات سیاسی، حقوقی و دیپلماتیک وابسته است.
به گزارش راهبرد فردا، انتخابات سوم نوامبر آمریکا تنها درباره آینده دو حزب جمهوریخواه و دموکرات نبود. رأیدهندگان در شرایطی پای صندوق رفتند که جنگ ایران، افزایش قیمت انرژی و هزینه زندگی به محورهای اصلی نارضایتی از دولت دونالد ترامپ تبدیل شده بود. نتایج انتخابات اکنون از جابهجایی قابلتوجه قدرت در واشنگتن حکایت دارد؛ دموکراتها اکثریت سنا را به دست آوردهاند و گزارشهای انتخاباتی از تغییر کنترل مجلس نمایندگان نیز خبر میدهند.
برای ایران، اهمیت این تحول از تغییر ترکیب کرسیهای کنگره فراتر میرود. پرسش اصلی این است که آیا شکست انتخاباتی جمهوریخواهان میتواند سیاست جنگی کاخ سفید را تغییر دهد و راه را برای کاهش تنش یا دستیابی به توافق باز کند؟
پاسخ کوتاه این است که قدرت ترامپ برای ادامه سیاستهای خود میتواند محدودتر شود، اما کاهش قدرت سیاسی رئیسجمهور با پایان جنگ تفاوت دارد. ساختار حقوقی آمریکا، اختلافات حلنشده تهران و واشنگتن و وضعیت نظامی منطقه سه عامل مهمی هستند که باید در کنار نتیجه انتخابات بررسی شوند.
نخستین اهرم؛ کنگره میتواند بر بودجه جنگ فشار وارد کند
شاید مهمترین ابزار کنگره برای تأثیرگذاری بر سیاست نظامی دولت آمریکا، اختیار تصویب بودجه باشد. ارتش آمریکا برای ادامه عملیات، نگهداری تجهیزات، تأمین لجستیک و جایگزینی تسلیحات مصرفشده به منابع مالی نیاز دارد. بخش مهمی از این منابع از مسیر مصوبات کنگره تأمین میشود.
اگر دموکراتها کنترل هر دو مجلس را در اختیار داشته باشند، میتوانند تصویب اعتبارات تازه را به ارائه توضیحات بیشتر درباره اهداف جنگ، هزینهها و برنامه خروج از درگیری مشروط کنند. همچنین امکان طرح محدودیتهای مشخص در قوانین بودجه وجود دارد.
با این حال، کاهش اعتبارات تازه الزاماً فعالیت نظامی را همان روز متوقف نمیکند. وزارت دفاع ممکن است از بودجههای پیشتر مصوب یا اختیارات قانونی موجود استفاده کند. هر محدودیت تازه نیز باید مسیر قانونگذاری را طی کند و در صورت وتوی رئیسجمهور با مانع دیگری مواجه میشود.
به بیان دیگر، کنگره میتواند هزینه مالی و سیاسی ادامه جنگ را برای کاخ سفید افزایش دهد، اما اختیار بستن فوری تمام مسیرهای تأمین مالی عملیات را بهصورت یکجانبه ندارد.
دومین اهرم؛ قانون اختیارات جنگی و مسئله مشروعیت عملیات
دومین مسیر، استفاده از اختیارات قانونی کنگره برای محدود کردن عملیات نظامی است. بر اساس قانون اساسی آمریکا، اختیار اعلام جنگ در دست کنگره قرار دارد، در حالی که رئیسجمهور فرمانده کل نیروهای مسلح است. اختلاف بر سر مرز این دو اختیار، یکی از مسائل قدیمی سیاست آمریکا محسوب میشود.
قانون اختیارات جنگی مصوب ۱۹۷۳ با هدف افزایش نقش کنگره در تصمیمات نظامی تصویب شد. این قانون در شرایط مشخص، محدودیتهایی برای ادامه حضور نیروهای آمریکایی در عملیات بدون مجوز قانونی تعیین میکند.
دموکراتها میتوانند با تکیه بر این چارچوب، قطعنامهها یا طرحهایی برای پایان دادن به عملیات فاقد مجوز کنگره دنبال کنند. با این حال، سابقه اختلاف میان روسای جمهور و کنگره نشان میدهد اجرای چنین محدودیتهایی همیشه ساده نیست.
چالش اصلی آنجاست که تصویب یک مصوبه لازمالاجرا و عبور از مخالفت رئیسجمهور، به حمایت سیاسی گسترده نیاز دارد. بنابراین حتی اکثریت دموکرات در هر دو مجلس، بهتنهایی برای تحمیل توقف جنگ کافی نخواهد بود.
سومین اهرم؛ تحقیقات کنگره درباره هزینه و اهداف جنگ
تغییر اکثریت کنگره میتواند مسیر نظارت بر دولت را نیز تغییر دهد. ریاست کمیتههای مهم در اختیار حزب اکثریت قرار میگیرد و این کمیتهها میتوانند از مقامهای دولت برای ارائه توضیحات درباره تصمیمات نظامی، هزینههای عملیات و پیامدهای اقتصادی آن دعوت کنند یا در چارچوب اختیارات خود اسناد و اطلاعات مطالبه کنند.
چنین تحقیقاتی میتواند از چند جهت برای ترامپ پرهزینه باشد. نخست، دولت ممکن است ناچار شود درباره اهداف مشخص عملیات و معیار پایان جنگ پاسخ دقیقتری ارائه کند. دوم، بررسی هزینههای نظامی میتواند فشار افکار عمومی را افزایش دهد؛ بهخصوص اگر همزمان قیمت سوخت و کالاهای اساسی بالا بماند.
سوم، گزارشهای نظارتی ممکن است اختلافات درون دولت یا میان نهادهای نظامی و سیاسی را آشکارتر کنند. البته تحقیق و احضار مقامهای دولتی با صدور دستور توقف عملیات تفاوت دارد. ارزش این ابزار بیشتر در ایجاد فشار، افزایش شفافیت و تغییر محاسبات سیاسی کاخ سفید است.
چهارمین اهرم؛ کنترل سنا و تغییر تیم تصمیمگیری دولت
کنترل سنا یک امکان مهم دیگر در اختیار دموکراتها قرار میدهد: تأثیرگذاری بر روند تأیید بسیاری از مقامهای ارشد دولت، از جمله برخی مسئولان سیاست خارجی، امنیت ملی و دفاعی.
اگر ترامپ در ادامه دوره ریاستجمهوری خود قصد تغییر مقامهای ارشد را داشته باشد، ممکن است برای تأیید جانشینان پیشنهادی با مقاومت بیشتری مواجه شود. جلسات بررسی صلاحیت نیز میتواند به محلی برای پرسش درباره راهبرد آمریکا در برابر ایران تبدیل شود.
این ابزار قدرت مستقیمی برای تعیین سیاست خارجی ایجاد نمیکند، اما میتواند آزادی عمل رئیسجمهور در چینش تیم اجرایی را محدود کند. در مجموع، ترکیب بودجه، قانونگذاری، نظارت و تأیید انتصابها به دموکراتها امکان میدهد هزینه سیاسی ادامه جنگ را افزایش دهند؛ هرچند هیچیک بهتنهایی پایان درگیری را تضمین نمیکند.
سه مانع بزرگ بر سر پایان جنگ ایران
مانع اول؛ ترامپ همچنان رئیسجمهور است
مهمترین محدودیت دموکراتها این است که پیروزی در انتخابات میاندورهای به معنای انتقال قدرت اجرایی نیست. ترامپ همچنان فرمانده کل نیروهای مسلح باقی میماند و ابزارهای گستردهای برای تصمیمگیری درباره عملیات نظامی و مذاکرات خارجی دارد.
رئیسجمهور آمریکا همچنین میتواند بسیاری از مصوبات کنگره را وتو کند. عبور از این وتو به رأی دوسوم هر دو مجلس نیاز دارد؛ اکثریتی که کنترل معمول پارلمان برای دستیابی به آن کافی نیست.
مانع دوم؛ کنگره جدید هنوز آغاز به کار نکرده است
دومین مانع به زمان مربوط میشود. نمایندگان و سناتورهای منتخب دوره جدید از سوم ژانویه ۲۰۲۷ کار خود را آغاز میکنند. بنابراین نتیجه انتخابات سوم نوامبر، به معنای اعمال فوری اختیارات اکثریت جدید در کنگره نیست.
این فاصله زمانی نزدیک به دوماهه برای پرونده ایران اهمیت دارد. تا پیش از آغاز فعالیت کنگره جدید، دولت ترامپ میتواند همچنان از اختیارات موجود خود استفاده کند. در همین مدت ممکن است مذاکرات پیشرفت کند، بنبست ادامه یابد یا تحول نظامی تازهای رخ دهد.
مانع سوم؛ اختلاف ایران و آمریکا فقط به ترکیب کنگره مربوط نیست
حتی اگر کنگره آمریکا خواهان پایان درگیری باشد، توافق باید برای دولت آمریکا و ایران نیز قابل پذیرش باشد. بر اساس آخرین گزارشهای مذاکرات، تهران بر رفع تحریمهای نفتی، پایان محاصره دریایی و آزادسازی منابع مالی مسدودشده تأکید دارد.
در مقابل، واشنگتن همچنان به دنبال دریافت امتیازهای مورد نظر خود درباره موضوعات امنیتی، فعالیت هستهای و عبور کشتیها از تنگه هرمز است. نقش اسرائیل، نگرانی کشورهای خلیج فارس و مسئله تضمین اجرای توافق نیز بر پیچیدگی مذاکرات افزوده است.
این اختلافات نشان میدهد حتی کاهش فشار نظامی آمریکا الزاماً به معنای رفع همه موانع سیاسی و اقتصادی نیست.
سه سناریو برای آینده جنگ پس از شکست ترامپ
| سناریو | اتفاق تعیینکننده | پیامد احتمالی |
|---|---|---|
| پیشرفت دیپلماسی | فشار داخلی آمریکا همراه با امتیازدهی متقابل | توافق مرحلهای و کاهش تنش |
| ادامه بنبست | فشار کنگره بدون تغییر شروط دو کشور | تداوم نااطمینانی و مذاکرات فرسایشی |
| بازگشت درگیری گسترده | شکست گفتوگوها یا حادثه نظامی تازه | افزایش ریسک امنیتی و اقتصادی |
از میان این سناریوها نمیتوان صرفاً براساس نتیجه انتخابات، یکی را قطعی دانست. آنچه در روزهای آینده اهمیت بیشتری دارد، واکنش عملی دولت ترامپ به شکست انتخاباتی و محتوای پاسخ تهران و واشنگتن به پیشنهادهای میانجیهاست.
بازار ایران از کدام سناریو بیشتر تأثیر میگیرد؟
برای بازار ارز و طلا، تغییر انتظارات ممکن است زودتر از تغییر واقعی سیاستها اتفاق بیفتد. اگر معاملهگران تصور کنند احتمال توافق افزایش یافته، بخشی از تقاضای احتیاطی برای ارز و طلا ممکن است کاهش پیدا کند.
با این حال، کاهش پایدار نرخ ارز به عوامل دیگری نیز وابسته است؛ از جمله میزان صادرات نفت، امکان انتقال درآمدهای ارزی، محدودیتهای بانکی، نقدینگی و تورم داخلی.
در مقابل، اگر پیروزی دموکراتها به تشدید تقابل میان کنگره و کاخ سفید منجر شود، اما تغییری در شرایط جنگ ایجاد نکند، خوشبینی اولیه بازارها میتواند کوتاهمدت باشد.
جمعبندی؛ ترامپ ضعیفتر شده، اما جنگ هنوز تمام نشده است
نتیجه انتخابات آمریکا ابزارهای مهمی در اختیار مخالفان ترامپ قرار میدهد. دموکراتها میتوانند با کنترل بودجه، قانونگذاری، نظارت و بررسی انتصابها فشار بیشتری بر تصمیمات کاخ سفید وارد کنند.
با این حال، محدود شدن قدرت سیاسی رئیسجمهور با پایان قطعی جنگ تفاوت دارد. زمان آغاز به کار کنگره جدید، حق وتوی ترامپ و اختلافات حلنشده ایران و آمریکا همچنان مانع یک نتیجهگیری سادهاند.
شاید مهمترین تغییر پس از انتخابات این باشد که ادامه جنگ برای ترامپ از نظر سیاسی پرهزینهتر شده است؛ اما اینکه این هزینه به توافق، ادامه بنبست یا تصمیم نظامی تازه منجر شود، هنوز مشخص نیست.