طلای ۱۸ عیار تا کجا میریزد؟ / آیا ۲۵ میلیون تومان کف جدید بازار است؟
طلای ۱۸ عیار بعد از ماهها رشد سریع، حالا از دو سمت همزمان تحت فشار قرار گرفته است؛ اونس جهانی بخش بزرگی از جهش تاریخی خود را پس داده و در داخل نیز بازار ارز از سقفهای اخیر فاصله گرفته است. همین ترکیب باعث شده قیمت طلای ۱۸ عیار دوباره به محدودهای برسد که خریداران را میان دو تصمیم قرار میدهد: آیا افت فعلی فرصتی برای خرید است یا بازار هنوز یک مرحله دیگر برای پایین رفتن دارد؟
برای پاسخ به این سؤال باید اول یک اشتباه رایج را کنار گذاشت. قیمت طلای ۱۸ عیار در ایران فقط با یک متغیر حرکت نمیکند. یک طرف معادله، اونس جهانی است و طرف دیگر نرخ ارز داخلی. ممکن است اونس افت کند اما رشد نرخ ارز بخش بزرگی از آن را جبران کند؛ یا برعکس، همزمانی افت اونس و اصلاح ارز میتواند فشار نزولی قابل توجهی روی طلای داخلی ایجاد کند. اتفاقی که در کوتاهمدت باید بیشتر از آن ترسید دقیقاً همین همزمانی است.
در بازار جهانی، طلا از سقف تاریخی بالاتر از ۵۵۰۰ دلار که در ابتدای سال ثبت شده بود، افت بزرگی را تجربه کرده و در پایان هفته گذشته حتی به زیر ۴۰۰۰ دلار رسید. یعنی اونس در کمتر از یک سال بیش از یکچهارم ارزش خود را از سقف تاریخی از دست داده است. دلیل این افت نیز برخلاف تصور سادهای که «جنگ همیشه طلا را بالا میبرد»، تا حد زیادی به خود جنگ و اثر تورمی آن برمیگردد. افزایش قیمت انرژی در پی جنگ ایران و تشدید دوباره تنشهای منطقهای، تورم آمریکا را بالا نگه داشته و انتظارات برای افزایش مجدد نرخ بهره فدرال رزرو را تقویت کرده است. نرخ بهره بالاتر برای دارایی بدون سودی مانند طلا یک عامل منفی محسوب میشود.
به همین دلیل در کوتاهمدت نمیتوان احتمال فشار بیشتر بر طلای جهانی و در نتیجه طلای ۱۸ عیار را نادیده گرفت. اما از طرف دیگر، بخش بزرگی از این تعدیل قیمت همین حالا اتفاق افتاده است. اونس از بالای ۵۵۰۰ دلار به زیر ۴۰۰۰ دلار رسیده و وارد منطقهای شده که بخش مهمی از خوشبینی افراطی ابتدای سال از قیمت خارج شده است. بنابراین حتی اگر هفته جدید با فشار فروش دیگری آغاز شود، انتظار یک سقوط هماندازه موج قبلی چندان منطقی نیست.
اونس جهانی چقدر دیگر جا برای ریزش دارد؟
بازار جهانی طلا اکنون میان دو نیروی کاملاً متضاد گرفتار شده است. از یک طرف نرخهای بهره، بازده اوراق خزانه و احتمال افزایش دوباره نرخ بهره آمریکا به ضرر طلا کار میکنند. فدرال رزرو در سپتامبر نرخ بهره را بالا برد و انتظار غالب اقتصاددانان این است که در نشست اکتبر مکث کند اما در دسامبر دوباره نرخ را افزایش دهد. جنگ ایران و بالا ماندن قیمت نفت نیز باعث شده نگرانی تورمی از بین نرود و همین موضوع اجازه نمیدهد سیاست پولی آمریکا بهسرعت به سمت کاهش نرخ حرکت کند.
از طرف دیگر، افت قیمت طلا دیگر کوچک نیست. بازار از رکورد بالاتر از ۵۵۰۰ دلار فاصله زیادی گرفته و در پایان هفته تا زیر ۴۰۰۰ دلار پایین آمده است. در چنین شرایطی بخشی از فشار فروش ناشی از سودگیری، تغییر موقعیت سرمایهگذاران و تعدیل انتظارات قبلاً تخلیه شده است. در نتیجه از این نقطه به بعد، برای ادامه یک ریزش بزرگتر به یک محرک منفی تازه نیاز داریم؛ مثلاً تورم بسیار بالاتر از انتظار، افزایش شدیدتر نرخ بهره یا تقویت قابل توجه دلار آمریکا.
سناریوی بدبینانه قابل تصور این است که اونس در صورت ادامه فشار فعلی حدود ۵ تا حداکثر ۱۰ درصد دیگر نیز پایین برود. افت ۱۰ درصدی از حوالی ۴۰۰۰ دلار، قیمت را به محدوده ۳۶۰۰ دلار میرساند. این عدد کف قطعی بازار نیست و نباید آن را پیشبینی تضمینی تلقی کرد، اما از نظر اندازه اصلاح، بازار اکنون بخش بسیار بزرگی از مسیر نزولی خود را طی کرده و برای تکرار افتی مشابه فاصله ۵۵۰۰ تا ۴۰۰۰ دلار به شوک بسیار بزرگتری نیاز دارد.
در نتیجه برای طلای جهانی، ریسک نزولی کوتاهمدت هنوز وجود دارد، اما نسبت ریسک به بازده با چند ماه قبل فرق کرده است. کسی که در ۵۳۰۰ یا ۵۵۰۰ دلار خریدار بود با بازاری بسیار گران روبهرو بود؛ خریدار حوالی ۴۰۰۰ دلار با بازاری مواجه است که بخش بزرگی از حباب خوشبینی قبلی از آن تخلیه شده است.
مشکل طلای ۱۸ عیار فقط اونس نیست؛ بازار ارز تعیینکنندهتر میشود
اگر اونس تنها متغیر قیمت طلای ایران بود، میشد با ادامه افت جهانی انتظار کاهش قابل توجهتری برای طلای ۱۸ عیار داشت. اما نیمه دوم معادله یعنی نرخ ارز داخلی، داستان متفاوتی دارد. در کوتاهمدت نرخ ارز میتواند با خبر سیاسی مثبت، کاهش تنش منطقهای یا تغییر انتظارات بهسرعت اصلاح کند و همین موضوع میتواند در هفته پیش رو همزمان با ضعف اونس فشار بیشتری روی طلای داخلی وارد کند.
اما در افق بلندتر، مسئله متفاوت است. کسری بودجه دولت، رشد نقدینگی، ناترازی شبکه بانکی و تورم بالا همچنان باقی ماندهاند. تا زمانی که این مشکلات ساختاری حل نشوند، انتظار ثبات بلندمدت ارزش ریال دشوار است. حتی اگر یک توافق سیاسی یا کاهش تنش باعث افت شدید کوتاهمدت نرخ ارز شود، برای حفظ آن سطح پایینتر باید متغیرهای بنیادی اقتصاد نیز تغییر کنند.
این همان جایی است که تحلیل کوتاهمدت و بلندمدت طلا از یکدیگر جدا میشوند. در یک هفته یا حتی چند هفته، خبر سیاسی میتواند هم اونس و هم نرخ ارز داخلی را علیه طلای ۱۸ عیار حرکت دهد. اما در یک افق بلندتر، ادامه تورم و رشد نقدینگی دوباره به قیمت داراییها فشار صعودی وارد میکند و طلا یکی از مهمترین داراییهایی است که از این فرآیند اثر میگیرد.
به همین دلیل ممکن است طلای ۱۸ عیار در هفته پیش رو کفهای پایینتری ببیند، اما این با این گزاره که روند بلندمدت آن الزاماً نزولی شده، دو موضوع متفاوت است.
انتخابات آمریکا و اسرائیل؛ آیا بعد از انتخابات حتماً جنگ میشود؟
یکی از روایتهایی که این روزها در بازار شنیده میشود این است که بازیگران سیاسی تا پایان انتخابات اسرائیل و انتخابات میاندورهای آمریکا از تشدید جدی جنگ خودداری میکنند و پس از انتخابات دوباره درگیری شدت خواهد گرفت. این روایت بهقدری تکرار شده که بخشی از فعالان بازار آن را تقریباً بهعنوان یک سناریوی قطعی قیمتگذاری میکنند، اما چنین قطعیتی از دادههای سیاسی قابل استخراج نیست.
انتخابات اسرائیل همین هفته برگزار میشود و انتخابات میاندورهای آمریکا نیز سوم نوامبر است. طبیعی است که جنگ، قیمت انرژی و تورم به موضوعات مهم انتخاباتی تبدیل شده باشند. افزایش قیمت سوخت و هزینه زندگی به دولت آمریکا فشار سیاسی وارد کرده و خود جنگ ایران نیز در افکار عمومی آمریکا موضوع مهمی شده است. بنابراین سیاستمداران پیش از انتخابات انگیزه دارند هزینههای اقتصادی جنگ را کنترل کنند.
اما از این گزاره نمیتوان نتیجه گرفت که «بعد از انتخابات حتماً جنگ بزرگتری آغاز میشود». حتی نتیجه انتخابات آمریکا میتواند مسیر سیاست خارجی را پیچیدهتر کند. اگر کنترل یکی از مجالس تغییر کند، کنگره میتواند بر بودجه جنگ، مجوزهای نظامی و سیاست دولت فشار بیشتری وارد کند. از طرف دیگر، نتیجه انتخابات اسرائیل نیز میتواند ترکیب دولت و محاسبات امنیتی آن کشور را تغییر دهد.
بنابراین بازار میتواند برای ریسک درگیری دوباره پرمیوم در نظر بگیرد، اما تبدیل تاریخ انتخابات به تاریخ آغاز جنگ تحلیل قابل اتکایی نیست. این موضوع برای خریدار طلا اهمیت زیادی دارد؛ زیرا خرید صرفاً با این فرض که «بعد از سوم نوامبر جنگ میشود و طلا حتماً بالا میرود» عملاً یک شرطبندی روی یک رویداد سیاسی غیرقطعی است.
ریسک درگیری همچنان بالاست و تحولات اخیر منطقه نیز نشان میدهد تنش کاملاً فروکش نکرده، اما جهت و زمان مرحله بعدی قابل پیشبینی دقیق نیست. بنابراین برای تحلیل طلا بهتر است جنگ را یک ریسک صعودی بالقوه بدانیم، نه یک رویداد قطعی با تاریخ مشخص.
آیا ۲۵ میلیون تومان میتواند کف طلای ۱۸ عیار باشد؟
با کنار هم گذاشتن دو موتور قیمت، محدوده ۲۵ میلیون تومان همچنان یکی از مناطق مهم برای بازار داخلی است. اگر اونس در بازگشایی هفته جدید دوباره زیر فشار قرار بگیرد و همزمان نرخ ارز نیز اصلاح کند، رسیدن طلای ۱۸ عیار به این محدوده یا حتی اندکی پایینتر کاملاً ممکن است. بنابراین خریداران نباید تصور کنند هر کاهش امروز الزاماً آخرین فرصت خرید است.
اما برای شکلگیری یک ریزش بسیار عمیقتر باید هر دو عامل اصلی تقریباً همزمان علیه طلا حرکت کنند. اونس باید از زیر ۴۰۰۰ دلار نیز افت قابل توجه دیگری داشته باشد و در داخل نیز نرخ ارز با یک محرک سیاسی قوی کاهش محسوسی را تجربه کند. اگر فقط یکی از این دو اتفاق بیفتد، عامل دیگر میتواند بخشی از اثر آن را خنثی کند.
به همین دلیل محدوده ۲۵ میلیون تومان بیش از آنکه «کف قطعی» باشد، یک منطقه تصمیم است. اگر قیمت در آنجا با تقاضا مواجه شود و اونس نیز پس از افت سنگین اخیر تثبیت شود، احتمال ساخت یک کف میانمدت افزایش پیدا میکند. اگر همزمان خبر سیاسی مثبت قدرتمندی منتشر شود و اونس به سمت ۳۶۰۰ تا ۳۸۰۰ دلار حرکت کند، امکان عبور موقت از این محدوده نیز وجود دارد.
اما برای سرمایهگذاری که افق چندماهه یا بلندمدت دارد، مسئله کمی متفاوت است. طلای جهانی بخش بزرگی از اصلاح خود را انجام داده و در اقتصاد داخلی نیز مشکلاتی مانند تورم، رشد نقدینگی و کسری بودجه از بین نرفتهاند. بنابراین هرچه قیمت پایینتر میآید، نسبت ریسک خرید بلندمدت با خرید در سقفهای قبلی متفاوت میشود.
این به معنی خرید یکجای طلا نیست. اگر بازار هنوز تحت فشار است، ورود مرحلهای همچنان منطقیتر از تلاش برای شکار دقیق کف است. کسی که تمام پول خود را روی یک عدد مشخص وارد میکند عملاً فرض کرده چیزی را میداند که بازار هنوز درباره آن تصمیم نگرفته است.
خریداران طلا در این قیمتها چقدر باید نگران باشند؟
برای کسی که با دید چندروزه طلا خریده، هنوز ریسک وجود دارد. بازار جهانی هفته جدید را بعد از یک افت سنگین آغاز میکند، فدرال رزرو در آستانه تصمیمگیری است و احتمال افزایش نرخ بهره در دسامبر همچنان بالاست. بنابراین امکان دارد اونس در شروع هفته دوباره کفهای پایینتری را آزمایش کند و طلای ۱۸ عیار نیز تحت تأثیر آن قرار بگیرد.
اما برای کسی که طلا را با افق بلندتر و با هدف حفظ ارزش سرمایه نگه میدارد، شرایط متفاوت است. اونس از بالای ۵۵۰۰ دلار تا زیر ۴۰۰۰ دلار اصلاح کرده و بخش بزرگی از فشار نزولی را پشت سر گذاشته است. حتی اگر در سناریوی بدبینانه پنج تا ده درصد دیگر پایین بیاید، فاصله بازار با نقطهای که چند ماه قبل در آن قرار داشت بسیار زیاد شده است.
در داخل نیز ممکن است خبر سیاسی مثبت باعث اصلاح نرخ ارز شود و طلا را در کوتاهمدت پایینتر بیاورد، اما برای تبدیل این کاهش به یک روند بلندمدت باید مشکلاتی مانند کسری بودجه، تورم و رشد نقدینگی واقعاً حل شوند. بدون این تغییرات، کاهش نرخ ارز بیشتر میتواند یک اصلاح مقطعی باشد تا آغاز یک روند نزولی چندساله.
پس در این محدودهها دو گزاره میتوانند همزمان درست باشند: طلای ۱۸ عیار ممکن است در هفته پیش رو پایینتر برود، اما این الزاماً به معنی خراب شدن چشمانداز بلندمدت طلا نیست.
اگر اونس جهانی در ادامه سال پس از پایان چرخه افزایش نرخ بهره دوباره جان بگیرد و همزمان فشارهای تورمی داخل ادامه داشته باشد، هر دو موتور طلای ۱۸ عیار دوباره میتوانند در جهت صعودی قرار بگیرند. به همین دلیل خریدار بلندمدت بیش از آنکه نگران یک نوسان چنددرصدی باشد، باید نگران نقطه ورود و نحوه تقسیم سرمایه باشد.
طلای ۱۸ عیار تا کجا میریزد؟
در کوتاهمدت هنوز نمیتوان پایان اصلاح را اعلام کرد. اونس زیر فشار نرخهای بهره قرار دارد، بازار جهانی هفته را در سطوح پایین به پایان رسانده و بازگشایی معاملات میتواند یک موج فروش دیگر ایجاد کند. همزمان هر خبر سیاسی مثبت میتواند در داخل نیز فشار نزولی تازهای روی قیمت طلا وارد کند.
اما تصویر بزرگتر با چند ماه قبل فرق دارد. طلای جهانی از سقف بیش از ۵۵۰۰ دلار به زیر ۴۰۰۰ دلار رسیده و بخش بسیار مهمی از اصلاح خود را انجام داده است. در این نقطه، انتظار ریزشی هماندازه موج قبلی به یک شوک بنیادی تازه نیاز دارد و در سناریوی بدبینانه، کاهش پنج تا ده درصدی دیگر برای اونس قابل تصورتر از یک سقوط چند ده درصدی تازه است.
برای طلای ۱۸ عیار نیز محدوده ۲۵ میلیون تومان میتواند در هفتههای پیش رو آزمایش شود و حتی در صورت همزمانی افت اونس با یک خبر سیاسی مثبت، قیمتهای پایینتر نیز دور از ذهن نیست. اما این اتفاق را باید از روند بلندمدت جدا کرد.
در بلندمدت، طلای ۱۸ عیار دو موتور دارد که هنوز خاموش نشدهاند: اونس جهانی که بعد از یک اصلاح سنگین دوباره در قیمتهای بسیار پایینتر قرار گرفته و نرخ ارز داخلی که همچنان تحت فشار تورم، کسری بودجه و رشد نقدینگی است.
به همین دلیل خریداران این محدودهها ممکن است در کوتاهمدت نوسان منفی دیگری ببینند، اما برای سرمایهگذاری بلندمدت، افت فعلی بیش از آنکه شبیه شروع یک فروپاشی تازه باشد، فعلاً شبیه ادامه همان اصلاح بزرگی است که از سقف تاریخی اونس آغاز شده است.