پول بازنشسته کجاست؟ معوقاتی که هر روز بیارزشتر میشوند
برای میلیونها بازنشسته تأمین اجتماعی، ماجرای معوقات دیگر فقط یک سؤال درباره زمان واریز نیست؛ سؤال مهمتر این است که وقتی پول بالاخره به حساب میرسد، چه چیزی میتوان با آن خرید؟ سازمان تأمین اجتماعی رسماً کمبود منابع و ناترازی مالی را دلیل تأخیر اعلام کرده، اما در اقتصادی که قیمتها ظرف چند ماه بیش از ۲۰ درصد بالا رفتهاند، هزینه این ناترازی عملاً از قدرت خرید بازنشسته پرداخت میشود.
پنج ماه انتظار برای پول فروردین
ماجرا از یک عدد ساده شروع میشود. تأمین اجتماعی اعلام کرده پرداخت مابهالتفاوت افزایش حقوق و مرحله سوم متناسبسازی فروردین ۱۴۰۵ برای حدود ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار بازنشسته و مستمریبگیر تازه از ۹ شهریور آغاز شده و پرداختها ممکن است تا پایان شهریور ادامه پیدا کند. حتی درباره معوقات اردیبهشت نیز هنوز تاریخ دقیقی اعلام نشده و سازمان گفته زمانبندی آن بعداً اطلاعرسانی خواهد شد. نکته قابل توجه آن است که خود تأمین اجتماعی در اطلاعیه رسمی، علت این تأخیر را «محدودیت در تأمین منابع مالی» و «ناترازی منابع و مصارف» عنوان کرده است.
چند ماه تأخیر روی کاغذ؛ یکپنجم قدرت خرید در واقعیت
اما فاصله فروردین تا امروز برای بازنشسته فقط ورق خوردن چند صفحه تقویم نبوده است. شاخص قیمت مصرفکننده براساس آمار منتشرشده از مرکز آمار، از ۵۶۹.۳ در فروردین به ۷۰۰.۱ در مرداد رسیده است؛ یعنی سطح عمومی قیمتها در همین چهار ماه حدود ۲۳ درصد بالا رفته است. اگر سبدی از کالا و خدمات در فروردین ۱۰ میلیون تومان قیمت داشت، همان سبد در مرداد تقریباً ۱۲ میلیون و ۳۰۰ هزار تومان هزینه داشته است. به زبان سادهتر، کسی که طلب ۱۰ میلیون تومانی فروردین خود را ماهها بعد بدون هیچ تعدیلی دریافت میکند، همان عدد ۱۰ میلیون تومان را میگیرد؛ اما قدرت خرید آن تقریباً ۱۹ درصد کمتر از فروردین است.
پول گم نشده؛ در یک ناترازی بزرگ گیر کرده است
پس پاسخ به سؤال «پول بازنشسته کجاست؟» ظاهراً پیچیدهتر از یک تأخیر اداری است. خود سازمان از ناترازی منابع و مصارف سخن میگوید و همزمان یکی از بزرگترین طلبکاران دولت نیز هست. معاون حقوقی تأمین اجتماعی پیشتر اعلام کرده بود ۲۷۷ هزار میلیارد تومان در بودجه ۱۴۰۵ برای تأدیه بخشی از دیون دولت به این سازمان تصویب شده است. این ارقام نشان میدهد با یک مشکل چندروزه در شبکه بانکی طرف نیستیم؛ یک زنجیره بدهی و کمبود نقدینگی وجود دارد که در نهایت آخرین حلقه آن بازنشستهای است که باید منتظر بماند.
دولت بدهکار میماند، بازنشسته نمیتواند
اینجا عدم توازن عجیبی شکل میگیرد. دولت و سازمان میتوانند درباره بدهی، بودجه، منابع و زمان تسویه ماهها مذاکره کنند، اما بازنشسته چنین امکانی ندارد. داروخانه موعد پرداخت را عقب نمیاندازد، صاحبخانه به دلیل ناترازی تأمین اجتماعی اجاره را ارزان نمیکند و فروشگاه نیز برای بازنشسته قیمت فروردین را نگه نمیدارد. بدهی به بازنشسته با عدد ثابت باقی میماند، اما هزینه زندگی او هر ماه بزرگتر میشود.
معوقهای که پرداخت میشود، اما کامل جبران نمیشود
مشکل دقیقاً همینجاست؛ در حسابداری ممکن است با واریز اصل مبلغ، بدهی «تسویهشده» ثبت شود، اما در زندگی واقعی بازنشسته بخشی از آن دیگر قابل جبران نیست. تورم مرداد به ۸۹ درصد بهصورت نقطهبهنقطه و ۶۹.۹ درصد بهصورت سالانه رسیده است. در چنین اقتصادی، زمان خودش پول است. هر ماه تأخیر یعنی بخشی از ارزش مطالبهای که بازنشسته برایش ماهها انتظار کشیده، پیش از رسیدن به حساب او خرج تورم شده است. شاید به همین دلیل سؤال درست دیگر فقط این نباشد که «معوقات چه زمانی واریز میشود؟»؛ بلکه این باشد که خسارت دیر واریز شدن آن را چه کسی قرار است بپردازد؟