راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۹۴۸

بازارها در آستانه سقوط؟ / سه خطری که سرمایه‌گذاران را ترسانده‌اند

به گزارش راهبرد فردا بازارهای مالی جهان دوباره وارد منطقه‌ای شده‌اند که در آن خوش‌بینی سرمایه‌گذاران با مجموعه‌ای از ریسک‌های بزرگ برخورد کرده است. رشد سنگین سهام شرکت‌های مرتبط با هوش مصنوعی، افزایش هزینه استقراض دولت‌ها و ادامه تنش‌های ژئوپلیتیکی در خاورمیانه، حالا سه نگرانی را به‌طور هم‌زمان مقابل وال‌استریت و دیگر بورس‌های بزرگ جهان قرار داده‌اند.

بازارها در آستانه سقوط؟ / سه خطری که سرمایه‌گذاران را ترسانده‌اند
تبلیغات

روزنامه گاردین در گزارشی که ۲۰ سپتامبر منتشر کرده، این پرسش را مطرح کرده است که آیا بازارهای جهانی به سمت یک سقوط بزرگ حرکت می‌کنند؟ پاسخ هنوز قطعی نیست؛ اما ترکیب فعلی بازار از جهاتی نگران‌کننده‌تر از یک اصلاح عادی به نظر می‌رسد.

خطر اول؛ آیا تب هوش مصنوعی به حباب تبدیل شده است؟

هوش مصنوعی در چند سال گذشته یکی از بزرگ‌ترین موتورهای رشد بورس آمریکا بوده است. شرکت‌های بزرگ فناوری میلیاردها دلار برای ساخت دیتاسنتر، خرید تراشه و توسعه زیرساخت‌های پردازشی هزینه کرده‌اند و همین موج سرمایه‌گذاری، ارزش بسیاری از سهام فناوری را به سطوح کم‌سابقه رسانده است.

مسئله اما این است که حالا بخش قابل توجهی از این توسعه دیگر تنها از محل جریان نقدی شرکت‌ها تأمین نمی‌شود.

بر اساس گزارش رویترز، شرکت‌های بزرگ فناوری آمریکا که مستقیماً در موج هوش مصنوعی درگیر هستند طی یک سال گذشته حدود ۲۲۰ میلیارد دلار اوراق بدهی منتشر کرده‌اند؛ رقمی که نشان می‌دهد تب AI از بازار سهام به بازار بدهی نیز سرایت کرده است.

فایننشال‌تایمز نیز گزارش داده شرکت‌های بزرگ فناوری برای تأمین مالی زیرساخت هوش مصنوعی به ساختارهای مالی پیچیده‌تر و تعهدات خارج از ترازنامه روی آورده‌اند. نگرانی اصلی اینجاست: اگر درآمد حاصل از هوش مصنوعی با سرعتی که سرمایه‌گذاران انتظار دارند رشد نکند، بازپرداخت این حجم از سرمایه‌گذاری می‌تواند فشار قابل توجهی بر شرکت‌ها وارد کند.

در همین حال ارزش‌گذاری بازار آمریکا نیز پایین نیست. گاردین می‌نویسد نسبت CAPE شاخص S&P 500 به محدوده‌هایی رسیده که یادآور دوره حباب دات‌کام است. این به معنای تکرار قطعی سال ۲۰۰۰ نیست، اما نشان می‌دهد بخشی از خوش‌بینی نسبت به آینده از قبل وارد قیمت سهام شده است.

به زبان ساده، اگر AI واقعاً انقلاب بهره‌وری بعدی اقتصاد جهان باشد، این سرمایه‌گذاری‌ها می‌تواند در نهایت توجیه شود؛ اما اگر رشد درآمدها چند سال عقب‌تر از رشد هزینه‌ها باشد، بازار باید بار دیگر قیمت بسیاری از این شرکت‌ها را محاسبه کند.

خطر دوم؛ جنگ دوباره به تورم سوخت می‌رساند

دومین ریسک بزرگ از بازار سهام نمی‌آید؛ از بازار انرژی می‌آید.

تنش‌های خاورمیانه در هفته‌های اخیر بار دیگر قیمت نفت را به بالای ۱۰۰ دلار رسانده است. رویترز هفته گذشته گزارش داد که قیمت نفت برنت در پی تشدید درگیری‌ها و نگرانی درباره عرضه خلیج فارس از این سطح عبور کرده است.

افزایش نفت فقط مسئله شرکت‌های انرژی نیست.

نفت گران‌تر یعنی سوخت، حمل‌ونقل، مواد اولیه و در نهایت بخشی از کالاهای مصرفی گران‌تر می‌شوند. اگر شوک انرژی به تورم عمومی منتقل شود، بانک‌های مرکزی نیز فضای کمتری برای کاهش نرخ بهره خواهند داشت.

این همان ترکیبی است که بازار سهام از آن می‌ترسد: رشد اقتصادی ضعیف‌تر همراه با نرخ بهره بالاتر.

تحولات چند روز اخیر نیز نشان می‌دهد ریسک ژئوپلیتیکی هنوز از بازار خارج نشده است. بازارهای سهام کشورهای خلیج فارس روز یکشنبه پس از حملات موشکی و پهپادی به عربستان تحت فشار قرار گرفتند.

بنابراین حتی اگر درگیری‌ها مستقیماً به اقتصاد آمریکا یا اروپا منتقل نشوند، کانال انرژی می‌تواند شوک منطقه‌ای را به یک مسئله جهانی تبدیل کند.

خطر سوم؛ بازار اوراق دارد هشدار می‌دهد

شاید مهم‌ترین بخش داستان در جایی باشد که کمتر از سهام درباره آن صحبت می‌شود: بازار اوراق قرضه.

بازده اوراق ۱۰ساله خزانه‌داری آمریکا در روزهای اخیر بار دیگر حوالی مرز ۵ درصد معامله شده و در مقاطعی به سطوحی رسیده که از سال ۲۰۰۷ کمتر دیده شده است. بازده اوراق ۳۰ساله آمریکا نیز بالای ۵ درصد قرار گرفته و افزایش هزینه استقراض فقط محدود به آمریکا نیست؛ بازده اوراق دولتی در اروپا و ژاپن نیز در ماه‌های اخیر به سطوح بالایی رسیده است.

برای بازار سهام این اتفاق اهمیت بسیار زیادی دارد.

وقتی سرمایه‌گذار می‌تواند از اوراق دولتی آمریکا بازدهی نزدیک به ۵ درصد دریافت کند، باید دلیل قانع‌کننده‌تری برای خرید سهامی داشته باشد که با نسبت‌های ارزش‌گذاری بالا معامله می‌شوند.

از طرف دیگر نرخ بهره بالاتر مستقیماً ارزش فعلی سودهای آینده شرکت‌ها را کاهش می‌دهد؛ موضوعی که به‌خصوص برای سهام رشدی و فناوری اهمیت دارد.

اما مسئله دیگری هم وجود دارد: خود دولت آمریکا به حجم عظیمی از استقراض نیاز دارد.

فایننشال‌تایمز گزارش داده بانک‌های وال‌استریت انتظار دارند خزانه‌داری آمریکا طی یک سال آینده حدود یک تریلیون دلار اوراق کوتاه‌مدت جدید منتشر کند. اتکای بیشتر به بدهی کوتاه‌مدت نیز دولت را نسبت به تغییرات نرخ بهره حساس‌تر می‌کند.

به همین دلیل افزایش بازده اوراق دیگر فقط یک متغیر اقتصادی نیست؛ به رقیب مستقیمی برای بازار سهام تبدیل شده است.

آیا سقوط بازارها قطعی است؟

نه.

اتفاقاً یکی از نکات مهم شرایط فعلی این است که بخش‌هایی از اقتصاد آمریکا همچنان قدرتمند هستند. وال‌استریت ژورنال در تحلیلی دیگر اشاره کرده که اقتصاد جهانی تا اینجا توانسته نرخ‌های بهره بالاتر را بهتر از چیزی که بسیاری انتظار داشتند تحمل کند و سرمایه‌گذاری سنگین در هوش مصنوعی نیز همچنان به رشد کمک می‌کند.

بنابراین افزایش بازده اوراق لزوماً فقط یک علامت بحران نیست؛ بخشی از آن می‌تواند ناشی از رشد اقتصادی قوی‌تر و انتظار برای نرخ بهره تعادلی بالاتر باشد.

همین مسئله پیش‌بینی سقوط بازار را دشوار می‌کند.

اما تفاوت شرایط فعلی با ماه‌های گذشته در هم‌زمانی ریسک‌ها است.

بازار سهامی که ارزش‌گذاری بالایی دارد، باید هم‌زمان با افزایش بدهی مرتبط با هوش مصنوعی، نفت گران‌تر، تنش ژئوپلیتیکی و بازده اوراق نزدیک به ۵ درصد کنار بیاید.

هرکدام از این عوامل به‌تنهایی الزاماً آغازگر بحران نیستند. مشکل زمانی ایجاد می‌شود که یک شوک، دیگری را فعال کند؛ برای مثال افزایش دوباره نفت تورم را بالا ببرد، تورم بانک مرکزی را وادار به حفظ نرخ بهره بالا کند، بازده اوراق بیشتر شود و در نهایت ارزش‌گذاری سهام فناوری تحت فشار قرار گیرد.

در چنین شرایطی شاید سؤال اصلی دیگر این نباشد که «آیا بورس سقوط می‌کند؟»

سؤال مهم‌تر این است که بازاری که بخش زیادی از اخبار خوب آینده را از قبل در قیمت‌ها لحاظ کرده، چقدر ظرفیت تحمل یک خبر بد دیگر را دارد؟

 

تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات