راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۳۳۱

روایت متفاوت برادر همسر آقا از زندگی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای

فریدالدین حدادعادل، برادر همسر آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی روایتی از زندگی شخصی و خانوادگی، ساده‌زیستی، عبادت، مطالعات گسترده و فعالیت‌های سیاسی و نظامی ایشان ارائه کرد و از ویژگی‌هایی سخن گفت که به گفته او کمتر درباره آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای روایت شده است.

روایت متفاوت برادر همسر آقا از زندگی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای
تبلیغات

فریدالدین حدادعادل، برادر همسر آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای، در گفت‌وگویی به بیان روایت‌هایی از زندگی شخصی، سبک زندگی، فعالیت‌ها، علایق و ویژگی‌های شخصیتی ایشان پرداخت.

وی درباره نخستین آشنایی خود با آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای گفت:

«عموی شهید ما شیفته‌ی آقای خامنه‌ای بود. ابوی هم آقا را می‌شناختند، ولی عموی ما به واسطه‌ی مسئولیتی که در زمان جنگ در کرمانشاه داشتند، با آقای خامنه‌ای خیلی گره خورده و صمیمی شده بودند. به حساب همین رفاقت، در تابستان سال ۶، آقا را با خانواده دعوت کردند به باغ پدربزرگمان در کرج. برای اولین بار من آقا مجتبای نوجوان را آنجا دیدم.»

حدادعادل درباره خواستگاری آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای از خواهرش نیز گفت:

«ایشان زمان خواستگاری معمم نبود و خیلی ساده‌زیست و ساده‌پوش بود، همین‌طور خوش‌برخورد و کم‌شوخی.»

وی با اشاره به دوران ابتدایی زندگی مشترک خواهرش با آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای اظهار کرد:

«خلاصه اینها چند ماه قم بودند و، چون خواهرم راضی به زندگی در آنجا نشد، حاج‌آقا برگشتند تهران و روش دیگری را انتخاب کردند. ایشان سه، چهار روز قم بود و دو، سه روز آخر هفته تهران. بعدها که بچه‌ها به دنیا آمدند، صبح می‌رفت قم و شب برمی‌گشت؛ ولی به احترام خانمش خانه‌شان را به قم نبردند.»

حدادعادل درباره سبک زندگی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای گفت:

«زندگی آقا مجتبی بسیار طلبگی و ساده است. در قم که بودند، خانه‌ی ساده و وسایل محدودی داشتند. کف خانه هم تنها با موکت مفروش بود. وقتی هم که برگشتند به تهران، رفتند و در یک خانه‌ی ۷۰، ۸۰ متری ساکن شدند.»

وی افزود:

«در مجموع سختی‌ها و محدودیت‌های زندگی‌شان زیاد بود. پسر رهبر باشی و نتوانی با زن و بچه یک آبمیوه‌فروشی بروی! وقتی مسافرت می‌روی، این‌قدر محدود باشی!»

حدادعادل با اشاره به یک سفر خانوادگی به شمال گفت:

«گفتم: حاج‌آقا بیا برویم توی آب، ولی قبول نکردند.

گفتم: خوب، بیایید با لباس توی آب برویم. خلاصه رفتیم و بعدش بچه‌ها ریختند توی آب و حاج‌آقا، جوان‌های فامیل را حسابی آب داد. دو، سه ساعت توی آب بودیم.»

وی ادامه داد:

«آنجا حاج‌آقا یک حرفی زدند که شاهد آن سختی و محدودیتی است که می‌گویم، گفتند: آقا فرید، من یادم نمی‌آید که در دریا شنا کرده باشم.»

حدادعادل درباره رفتار خانوادگی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای نیز گفت:

«حاج‌آقا اگر وقت داشتند، تقریباً همه‌ی کارهای خانه را انجام می‌دادند. ایشان به یک معضل جدی در فامیل تبدیل شده بود! بچه عوض می‌کرد، بچه را حمام و دستشویی می‌برد، با اینکه روحانی بود ساک بچه را جابه‌جا می‌کرد، سر کالسکه را می‌گرفت، به بچه غذا می‌داد، همه‌کار می‌کرد.»

وی تأکید کرد:

«واقعاً در رفتارش اندکی تبختر و تکبر نیست. مثلاً پای کتری بزرگ خانوادگی می‌نشیند و چای درست می‌کند. وقتی سینی هم دست می‌گرفت برای تعارف چای، جز در مقابل نامحرم که محدودیت داشت، سینی را به هیچ‌کس نمی‌داد. بعد از چای هم استکان‌ها را جمع می‌کرد و می‌شست.»

حدادعادل درباره رفتار آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در زمان خروج از زیر آوار نیز گفت:

«موقعی که زخمی از زیر آوار بیرون آمدند، گفته بودند: من نمی‌روم تا تکلیف خانمم معلوم شود. نهایتاً به بهانه‌ی خطرات امنیتی و احتمال بمباران دوباره، ایشان را از آنجا بردند.»

وی درباره نحوه تربیت فرزندان آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای گفت:

«حاج‌آقا قواعد سختی در عبادت و زندگی برای خودش تعریف می‌کرد، ولی اصلاً به خانواده تسری نمی‌داد؛ یعنی این سخت‌گیری شخصی به هیچ‌وجه به خانواده تحمیل نمی‌شد؛ ابداً.»

حدادعادل افزود:

«خودش شب‌زنده‌داری و روزه‌های مفصل داشت، ولی خانواده تحت فشار قرار نمی‌گرفت. خیلی هم مراقب بود که بچه‌ها تا جای ممکن نفهمند معنای اینکه پدربزرگشان رهبر است یعنی چه.»

وی درباره رابطه آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای با فرزندانش اظهار کرد:

«حاج‌آقا مجتبی یک رفاقتی با بچه‌هایش داشت. در مورد پسرش دیده بودم یک مطلب مهم را یواش‌یواش و ذره‌ذره می‌نوشانید تا مبادا سخت‌گیری کرده باشد. در کل یک تربیت آرام و ملایم مذهبی داشتند و دارند.»

حدادعادل درباره توجه آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به مادرش گفت:

«به طرز افسانه‌ای هم به مادرشان علاقه‌مند هستند. حاج‌خانم الان مریض‌اند. حدود ۲ سال پیش دیدم خیلی توی فکر است.»

وی ادامه داد:

«پرسیدم حاج‌آقا چه شده؟

گفت: مادرم مریض است، خیلی نگرانم، خیلی!»

حدادعادل افزود:

«گاهی می‌رفت منزلشان و هرگونه خدمتی که یک شخص بیمار لازم دارد را انجام می‌داد. صبیه‌های آقا البته بیشتر بودند، ولی ایشان هم مضایقه نمی‌کردند.»

وی همچنین گفت:

«همسر آقا خیلی مظلوم بودند. شیفته‌وار علاقه‌مند به آقا بودند. پای این زندگی بودند و کاملاً پذیرفته بودند این سبک زندگی را. دلشوره‌ی آقا را داشتند و خیلی هم با هم راحت بودند.»

حدادعادل درباره ساده‌زیستی رهبر انقلاب و آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای نیز روایتی بیان کرد:

«دی‌ماه ۱۴۰۳ خدمت آقا رسیدیم. در مسیر برگشت به پدرم گفتم: سرآستین لباس حضرت آقا را دیدید؟ نخ‌نما شده بود؛ خیلی بد بود؛ یک وقت آقا این‌طور نیایند جلوی دوربین، خوب نیست.»

وی افزود:

«در ساده‌زیستی، حاج‌آقا مجتبی خیلی شبیه آقاست.»

حدادعادل درباره لباس‌های رهبر انقلاب گفت:

«آقا آن‌قدر لباس‌ها را استفاده می‌کند که سرآستین‌ها می‌رود و گاهی پاره می‌شود و می‌خواهد رفو کند. آقا مجتبی می‌گوید این را نپوشید، در دیدارها وجهه‌ی خوبی ندارد، بدهید من بپوشم. با التماس و خواهش لباس‌های آقا را کم می‌کند تا آقا مجبور شوند لباس نو سفارش دهند، بعد خودش لباس‌های آقا را می‌پوشد.»

وی ادامه داد:

«خیلی ساده‌زیست است، خیلی! مادرمان از یک سفری دو کاپشن آورده بود، یکی برای من و یکی برای ایشان. من الآن چند دست کاپشن عوض کرده‌ام، ولی ایشان همان یک کاپشن را استفاده می‌کنند.»

حدادعادل درباره پایبندی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای به مسائل مالی گفت:

«اصلاً نمی‌گذاشت این حساب‌ها از دستش در برود.»

وی درباره هدایا نیز گفت:

«یک وقت شب عید، یکی از رفقای ما دو جعبه شیرینی فرستاد و گفت یک واحدش برای آقا مجتبی است. ایشان گفت: من قبول نمی‌کنم، چون دهنده‌اش را نمی‌شناسم.»

حدادعادل ادامه داد:

«یک همکاری داشتیم که هر سال برای ما توت می‌فرستاد. این توت‌ها را قبول می‌کردند، چون می‌گفتند: این را می‌شناسم که وجوهات می‌دهد.»

وی افزود:

«خلاصه خیلی اهل رعایت حرام و حلال بود.»

حدادعادل درباره دقت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در قضاوت درباره دیگران گفت:

«به‌شدت افراد را از ورود به حوزه‌ی شخصی دیگران منع می‌کنند.»

وی ادامه داد:

«نه، واقعاً تا وقتی که همه‌ی حقایق را نمی‌دانیم و در جایگاه قضاوت نیستیم، نمی‌توانیم در مورد دیگران اظهار نظر کنیم. چرا حق‌الناس کنیم؟ کار بد یا خوبی کرده است، به خودش مربوط است.»

حدادعادل همچنین درباره دقت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در استفاده از کلمات گفت:

«نکته‌ی دیگر اینکه در به‌کار بردن قیود، مقدار دقیق هستند. یعنی نمی‌گوید: آدم خیلی بدی است؛ می‌گوید این آدم از این جهت گرفتار است؛ از این جهت اشتباه کرده است. خیلی در استفاده از الفاظ دقت دارند.»

وی درباره عبادت آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای اظهار کرد:

«به‌شدت اهل عبادت بود و خیلی هم مفصل نماز می‌خواند. اگر بی‌خبر به او اقتدا کنید، حتماً پشیمان می‌شوید.»

حدادعادل با اشاره به اهمیت نماز اول وقت برای او گفت:

«نماز اول وقت با چیزی قابل مقایسه نیست؛ خدا باید از دست ما راضی باشد.»

وی درباره انس آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای با قرآن گفت:

«خیلی قرآن می‌خواند. در یک سفر با هم بودیم، من می‌دیدم جایی که هیچ کاری ندارد، قرآنش را باز می‌کند، دو صفحه می‌خواند و نشان را جابه‌جا می‌کند و دوباره می‌بندد. قرآن مخصوصی دارد که اصلاً از خودش جدا نمی‌شود.»

حدادعادل افزود:

«به مأنوس بودن با قرآن خیلی تأکید دارند.»

وی درباره توجه او به تدبر در قرآن گفت:

«به حفظ قرآن توجه دارند، ولی به تدبر در قرآن بیشتر توجه دارند. خودشان حافظ نیستند، ولی خیلی مأنوس هستند.»

حدادعادل درباره میزان مطالعه و دانش آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای اظهار کرد:

«حاج‌آقا مثل حضرت آقا اهل ادبیات نیست، ولی فیلم زیاد می‌بیند. ایشان در علوم روز و فنی خیلی مسلط است؛ به بحث سواد مالی جدید اشراف دارد؛ در حوزه‌ی استارتاپ‌ها خیلی قوی است و خوب می‌فهمد.»

وی ادامه داد:

«در حوزه‌ی کشاورزی و آب هم همین‌طور است. ایشان می‌گفتند: مملکت اگر بخواهد مستقل شود، کشاورزی‌اش باید سرپا باشد.»

حدادعادل درباره مطالعات گسترده او گفت:

«خلاصه حاج‌آقا در بحث سواد مالی، صندوق‌های تأمین مالی، صندوق‌های طلا و... اطلاعات خیلی دقیقی دارد. دانش او هم در حد مرز دانش است!»

وی افزود:

«یک دوره پروژه‌ی مفصلی کار کردند در مورد صنایع فرهنگی، شاید دو، سه هزار صفحه مطلب خواند.»

حدادعادل درباره دانش آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در حوزه روان‌شناسی و علوم شناختی نیز گفت:

«ایشان خیلی روان‌شناسی خوانده است و دلیلش را هم نمی‌دانم. سطح و عمقش هم فراتر از مطالعه‌ی روان‌شناسی است.»

وی ادامه داد:

«ایشان خیلی خوب گوش می‌دهد؛ مثل مشاورها. برخی فنون مشاوره را هم خیلی خوب بلد است و توان اقناع بالایی دارد.»

حدادعادل درباره گستره مطالعات او در حوزه‌های مختلف گفت:

«حاج‌آقا حتی چند کتاب در حوزه‌ی ارتباطات را از خواهرم گرفته بودند و خوانده بودند.»

وی درباره مباحث علمی و فلسفی آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای نیز گفت:

«یک‌بار در مورد تاریخ علوم اسلامی با پدرم بحثی کردند که جالب بود. یک بار هم در مورد بحث اخباری‌گری گفت‌وگو می‌کردند. یک وقتی هم درباره‌ی ابعاد مختلف اشعار حافظ با هم حرف می‌زدند.»

حدادعادل درباره کتاب‌هایی که آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای مطالعه کرده است گفت:

«چهل حدیث امام را خیلی خوب خوانده بودند. در بین کتاب‌خوان‌ها باید بگردید دنبال کتابی که کاغذش زیاد دستمالی شده است. کتاب چهل حدیث آقا مجتبی از این کتاب‌ها است؛ خوب خوانده بود؛ خط‌کشی هم کرده بود.»

وی افزود:

«آثار شهید مطهری را هم دیده بودند؛ آثار آقای مصباح را هم مطالعه کرده بودند، کتاب‌های مهم ایشان را در کتابخانه‌شان دیده بودم.»

حدادعادل درباره ارتباط آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای با فرماندهان نظامی گفت:

«در مسائل نظامی حضور پررنگی داشته‌اند.»

وی ادامه داد:

«اطلاع دارم که با شهید سلامی و سردار فدوی هم ارتباط زیادی داشتند. جنبه‌هایی از امور نظامی هست که رُخ‌کار نیست ولی خیلی مهم است؛ مثلاً رفع اختلافات میان سرداران عالی‌رتبه. در بخشی از اینها حاج‌آقا ورود داشت و نظر می‌داد و کمک‌هایی کرد به حضرت آقا.»

حدادعادل درباره فعالیت‌های آیت‌الله مجتبی خامنه‌ای در دفتر رهبر انقلاب نیز گفت:

«آقا پروژه‌های سنگینی به ایشان واگذار می‌کرده است. مثلاً در رابطه با رفع اختلاف بین مسئولین یا پرونده‌ی اقتصاد مقاومتی یا ارتباطات با فرماندهان نظامی و از این دست کارها. در مسائل امنیتی، نظامی و سیاسی تقریباً ۲۵ سال دستیار آقا بوده است.»

وی افزود:

«آقا مجتبی از خرداد ۷۶ فعالیت‌های سیاسی به عهده‌اش گذاشته شد.»

حدادعادل در پایان گفت:

«آقا چند مرتبه در جاهای مختلف فرموده بودند که آقا مجتبی آقازاده نیست و خودش آقا است.»

 

تبلیغات

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات