راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۱

با دلار ۲۰۰ هزار تومانی پولمان را کجا ببریم؟ طلا، بورس، مسکن یا خودرو؟

دلار حوالی ۲۰۰ هزار تومان ایستاده و گارد صعودی به خودش گرفته، طلا در سطوح تاریخی معامله می‌شود، بورس یکی پس از دیگری سقف‌های جدید می‌زند و از شاخص ۶ میلیون واحد هم عبور کرده است و قیمت مسکن نیز همچنان از توان خرید بخش بزرگی از جامعه فاصله می‌گیرد. در چنین شرایطی یک سؤال دوباره به مهم‌ترین دغدغه سرمایه‌گذاران تبدیل شده است: اگر امروز پول نقد داشته باشیم، چه کنیم؟

با دلار ۲۰۰ هزار تومانی پولمان را کجا ببریم؟ طلا، بورس، مسکن یا خودرو؟
تبلیغات

بازارهای دارایی در ایران بر اثر تورم، طی ماه‌های اخیر تقریباً همگی مسیر صعودی را تجربه کرده‌اند؛ اما نکته مهم این است که این رشد با سرعت یکسانی اتفاق نیفتاده است. همین موضوع باعث شده انتخاب بهترین بازار در شهریور ۱۴۰۵ به مراتب سخت‌تر از چند ماه قبل باشد.

دلار در معاملات چهارشنبه ۴ شهریور حوالی ۱۹۹ هزار و ۵۰۰ تومان معامله شده و طی سه ماه حدود ۱۴ درصد افزایش قیمت داشته است. هر گرم طلای ۱۸ عیار نیز در همین روز در محدوده ۲۱ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان قرار گرفته؛ قیمتی که نسبت به یک سال قبل بیش از ۱۵۰ درصد بالاتر است.

در سوی دیگر بازار سرمایه، شاخص کل بورس چهارشنبه با جهش بیش از ۱۶۲ هزار واحدی برای نخستین‌بار وارد کانال ۶.۳ میلیون واحد شد و در ارتفاع حدود ۶ میلیون و ۳۸۷ هزار واحد قرار گرفت. بورس تنها در مردادماه زمانی که خیلی از صنایع با محدودیت برق مواجه شدند حدود ۲۴ درصد بازدهی ثبت کرده و یکی از پربازده‌ترین ماه‌های تاریخ خود را پشت سر گذاشته است.

پس سؤال دیگر صرفاً این نیست که کدام بازار رشد می‌کند؟؛ سؤال مهم‌تر این است که کدام بازار هنوز ظرفیت بیشتری برای رشد دارد و در کدام بازار بخش بزرگی از خبرهای خوب قبلاً وارد قیمت شده است؟

بورس؛ هنوز جذاب است، اما دوران خرید چشم‌بسته تمام شده

در نگاه اول شاید رکوردشکنی‌های پی‌درپی بورس این تصور را ایجاد کند که بازار سهام دیگر گران شده است. شاخص کل فقط در آخرین روز معاملاتی هفته ۲.۶ درصد رشد کرد و همزمان شاخص هم‌وزن نیز بیش از ۳۷ هزار واحد افزایش یافت؛ بنابراین موج صعود تنها محدود به چند شرکت بزرگ نبوده است.

اما درباره بورس یک تفاوت اساسی با دلار و طلا وجود دارد: سهام پشتوانه‌ای به نام سود شرکت دارد.

اگر افزایش نرخ ارز در نهایت به افزایش نرخ فروش شرکت‌ها، رشد درآمد و بزرگ‌تر شدن سود اسمی بنگاه‌ها منجر شود، بخشی از افزایش قیمت سهام می‌تواند از محل رشد سودآوری توجیه شود.

این همان نقطه‌ای است که بورس را در یک اقتصاد تورمی متفاوت می‌کند. دلار صرفاً با کاهش ارزش ریال گران می‌شود، اما یک شرکت بورسی می‌تواند همزمان دارایی‌هایش گران‌تر شود، نرخ فروشش افزایش پیدا کند و سود بیشتری بسازد.

با این حال یک خطر جدی وجود دارد: بورس دیگر بازار چند ماه قبل نیست.

پس از رشد شدید شاخص، خرید هر سهمی صرفاً به امید ادامه صعود بازار می‌تواند بسیار پرریسک باشد. از اینجا به بعد گزارش‌های مالی، نسبت قیمت به سود، نرخ فروش، حاشیه سود و میزان اثرپذیری شرکت از نرخ ارز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

بنابراین اگر قرار باشد میان بازارهای مختلف یک گزینه برای کسب بازدهی بیشتر انتخاب شود، بورس همچنان یکی از جدی‌ترین گزینه‌هاست؛ اما نه با استراتژی خرید همه‌چیز.

بورس در این نقطه بیشتر بازار انتخاب سهم است تا خرید شاخص.

طلا؛ شاید بهترین بیمه برای روزهای غیرقابل پیش‌بینی

طلا داستان متفاوتی دارد.

قیمت طلای ایران حاصل ترکیب دو متغیر بسیار مهم است: قیمت جهانی اونس و نرخ دلار در داخل کشور.

به همین دلیل سرمایه‌گذار ایرانی با خرید طلا عملاً در برابر دو اتفاق پوشش می‌گیرد؛ افزایش قیمت جهانی طلا و کاهش ارزش ریال.

در ۴ شهریور، هر گرم طلای ۱۸ عیار حدود ۲۱.۴ میلیون تومان معامله شد و طلای آب‌شده نیز در سطوح بسیار بالایی قرار داشت.

اما همین موضوع یک ریسک هم ایجاد می‌کند. زمانی که هم دلار در سطوح تاریخی قرار دارد و هم طلای جهانی بسیار گران شده، خریدار جدید دیگر در نقطه‌ای وارد نمی‌شود که بتوان آن را ارزان نامید.

بنابراین طلا شاید امروز بهترین بازار برای گرفتن بازدهی انفجاری نباشد، اما همچنان یکی از بهترین ابزارها برای حفظ ارزش پول و بیمه کردن سبد سرمایه‌گذاری در مقابل شوک‌های سیاسی و ارزی است.

برای سرمایه‌گذاری که نمی‌خواهد همه دارایی خود را در معرض نوسانات بورس قرار دهد، نگهداری بخشی از سرمایه در طلا همچنان منطقی به نظر می‌رسد.

دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ سرمایه‌گذاری یا فقط بیمه تورم؟

دلار بار دیگر به مهم‌ترین عدد اقتصاد ایران تبدیل شده است.

اسکناس آمریکایی در هفته اخیر حتی سطوح بالاتر از ۲۰۰ هزار تومان را نیز تجربه کرد و چهارشنبه حوالی ۱۹۹ هزار و ۵۰۰ تومان معامله شد. طبق داده‌های بازار، دلار نسبت به سه ماه قبل بیش از ۱۴ درصد افزایش قیمت داشته است.

اما خرید دلار یک تفاوت مهم با سهام یا ملک دارد: دلار جریان نقدی تولید نمی‌کند.

سهام می‌تواند سود نقدی بدهد، شرکت می‌تواند سودآوری خود را افزایش دهد و ملک قابلیت ایجاد درآمد اجاره‌ای دارد؛ اما بازدهی نگهداری دلار تقریباً به این وابسته است که نرخ ارز در آینده بالاتر برود.

به همین دلیل دلار بیشتر از اینکه یک سرمایه‌گذاری مولد باشد، ابزاری برای حفاظت از دارایی در مقابل کاهش ارزش ریال است.

در شرایطی که دلار به حوالی ۲۰۰ هزار تومان رسیده، خرید سنگین آن عملاً یک شرط‌بندی روی ادامه کاهش سریع ارزش پول ملی است.

این اتفاق ممکن است رخ دهد، اما نسبت ریسک به بازده آن دیگر لزوماً مانند زمانی نیست که دلار در قیمت‌های بسیار پایین‌تری معامله می‌شد.

مسکن؛ غول آرامی که ممکن است با تأخیر حرکت کند

بازار مسکن معمولاً نسبت به دلار و طلا کندتر واکنش نشان می‌دهد.

در بازار ارز ممکن است قیمت در چند روز ۱۰ درصد تغییر کند، اما بازار ملک به دلیل نقدشوندگی پایین، هزینه بالای معامله و زمان‌بر بودن خرید و فروش، معمولاً با تأخیر خود را با شرایط جدید اقتصاد تطبیق می‌دهد.

برخی داده‌های آگهی‌محور مردادماه نشان می‌دهد متوسط قیمت پیشنهادی آپارتمان تهران حدود ۲۱۰ میلیون تومان به ازای هر متر بوده و نسبت به تیر رشد محدودی داشته است؛ البته به دلیل نبود یک مرجع واحد و منظم برای معاملات قطعی، برآوردهای مختلف از متوسط قیمت مسکن تهران اختلاف قابل‌توجهی دارند.

همین تأخیر می‌تواند نکته مهم بازار مسکن باشد.

اگر دلار در سطوح نزدیک ۲۰۰ هزار تومان تثبیت شود و تورم نیز بالا بماند، بخشی از بازار مسکن ممکن است در ماه‌های آینده برای جبران عقب‌ماندگی خود حرکت کند.

با این حال مسکن یک مانع بزرگ دارد: سرمایه اولیه بالا.

برای بخش بزرگی از سرمایه‌گذاران، خرید یک واحد مسکونی اساساً امکان‌پذیر نیست. هزینه معامله بالا و نقدشوندگی پایین نیز باعث می‌شود مسکن بیشتر برای سرمایه‌های بزرگ و افق‌های چندساله مناسب باشد.

خودرو؛ سرمایه‌گذاری‌ای که هر روز سخت‌تر می‌توان از آن دفاع کرد

سال‌ها در اقتصاد ایران خودرو از یک کالای مصرفی به یک دارایی سرمایه‌ای تبدیل شده بود. محدودیت عرضه، ممنوعیت واردات، جهش دلار و اختلاف قیمت کارخانه و بازار باعث شده بود بسیاری از مردم خودرو را هم مانند طلا و دلار وسیله‌ای برای حفظ ارزش پول بدانند.

اما این بازار ویژگی‌هایی دارد که آن را از سایر دارایی‌ها ضعیف‌تر می‌کند.

خودرو مستهلک می‌شود، هزینه بیمه و نگهداری دارد و قیمت آن به شدت تحت تأثیر مقررات واردات، میزان تولید خودروسازان، سیاست قیمت‌گذاری و شرایط عرضه قرار دارد.

ضمن اینکه بازار خودرو در بخش‌هایی از مرداد با رکود معاملاتی و حتی کاهش قیمت مواجه بود و برخی برآوردها از افت میانگین قیمت خودرو در ابتدای مرداد حکایت داشتند.

بنابراین مگر در شرایطی که اختلاف قیمت مشخصی میان کارخانه و بازار وجود داشته باشد یا خودرویی با قیمت ویژه خریداری شود، خودرو در مقایسه با بورس، طلا و حتی مسکن گزینه ضعیف‌تری برای سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود.

بالاخره پولمان را کجا ببریم؟

پاسخ این سؤال بیش از هر چیز به هدف سرمایه‌گذار بستگی دارد.

اگر هدف کسب بازدهی بیشتر و پذیرش ریسک بالاتر باشد، بورس همچنان ظرفیت‌های مهمی دارد؛ هرچند بعد از رشد سنگین اخیر، انتخاب سهم بسیار مهم‌تر شده است.

اگر هدف حفظ ارزش دارایی در برابر تورم، دلار و ریسک‌های سیاسی باشد، طلا احتمالاً همچنان یکی از منطقی‌ترین گزینه‌هاست.

برای سرمایه‌های بزرگ و افق چندساله، مسکن می‌تواند گزینه‌ای برای جبران عقب‌ماندگی احتمالی از سایر بازارها باشد.

دلار در این میان بیشتر نقش بیمه در مقابل کاهش ارزش ریال را دارد و خودرو در شرایط فعلی پایین‌تر از سایر گزینه‌ها قرار می‌گیرد.

اگر بخواهیم از منظر جذابیت سرمایه‌گذاری در شرایط فعلی بازارها را مرتب کنیم، می‌توان چنین تصویری ارائه کرد:

بورس برای بازدهی؛ طلا برای پوشش ریسک؛ مسکن برای سرمایه‌های بزرگ و بلندمدت؛ دلار برای بیمه ارزی و خودرو در انتهای فهرست.

اما شاید مهم‌ترین نکته بازارهای امروز ایران همین باشد: وقتی بورس در سقف تاریخی است، دلار حوالی ۲۰۰ هزار تومان معامله می‌شود و طلا نیز رکوردهای بزرگی را پشت سر گذاشته، خطرناک‌ترین تصمیم می‌تواند تبدیل تمام سرمایه به تنها یک دارایی باشد.

در چنین شرایطی شاید سؤال درست این نباشد که همه پول را کجا ببریم؟

سؤال بهتر این است:

چه ترکیبی از دارایی‌ها می‌تواند هم از تورم جلو بزند و هم اگر یکی از بازارها وارد اصلاح شد، تمام سرمایه را گرفتار نکند؟

این مطلب صرفاً با هدف بررسی و مقایسه بازارهای دارایی تهیه شده و به معنای توصیه مستقیم به خرید یا فروش نیست.

 

تبلیغات

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات