راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
۴ کد خبر: ۲۶۲

معوقات بازنشستگان چه شد؟ / تأمین اجتماعی چطور به این روز افتاد؟

تأخیر چندماهه در پرداخت معوقات بازنشستگان فقط یک اتفاق مقطعی نیست؛ پشت صف واریزها، مسئله بزرگ‌تری قرار دارد. سازمانی که باید از محل حق‌بیمه امروز برای بازنشسته امروز مستمری بپردازد، حالا برای پوشش بخشی از فاصله دخل و خرج خود از تسهیلات بانکی و ابزارهای مالی استفاده می‌کند. رد این بحران را باید در بدهی‌های انباشته دولت، کاهش تعداد بیمه‌پردازان نسبت به مستمری‌بگیران و تصمیماتی جست‌وجو کرد که هزینه آنها سال‌ها بعد به بازنشسته رسیده است.

معوقات بازنشستگان چه شد؟ / تأمین اجتماعی چطور به این روز افتاد؟
تبلیغات

تأمین اجتماعی در تیرماه رسماً اعلام کرد برای پرداخت مابه‌التفاوت فروردین و اردیبهشت بازنشستگان حدود ۸۲ هزار میلیارد تومان منابع لازم دارد. این سازمان همزمان اعلام کرد فقط برای پرداخت مستمری بیش از ۵.۳ میلیون بازنشسته و مستمری‌بگیر، ماهانه بیش از ۱۴۲ هزار میلیارد تومان هزینه می‌کند. مهم‌تر اینکه خود سازمان پذیرفته برای جبران بخشی از فاصله ماهانه منابع و مصارف از ابزارهایی از جمله تسهیلات بانکی استفاده می‌کند. این یعنی مشکل معوقات را نمی‌توان صرفاً به یک تأخیر اداری تقلیل داد؛ مسئله اصلی، فشار نقدینگی در بزرگ‌ترین صندوق بیمه‌ای کشور است. 

تأمین اجتماعی یک‌شبه به اینجا نرسید

سال‌ها قبل زنگ خطر اصلی به صدا درآمده بود. «نسبت پشتیبانی» که نشان می‌دهد به ازای هر مستمری‌بگیر چند نفر حق‌بیمه می‌پردازند، در تأمین اجتماعی طی دهه‌های گذشته به‌شدت کاهش یافته است. بر اساس داده‌های وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، این نسبت که در سال ۱۳۹۶ حدود ۵.۵ بود، در سال ۱۴۰۰ به حوالی ۴.۳ رسید. کاهش این نسبت یعنی تعداد کسانی که از صندوق مستمری می‌گیرند سریع‌تر از ظرفیت بیمه‌پردازی آن رشد کرده و هر سال بار بیشتری روی دوش منابع جاری صندوق قرار گرفته است. 

دولت هم سال‌ها برای تأمین اجتماعی بدهی ساخته است

اما نمی‌توان تمام مسئولیت را متوجه خود سازمان کرد. بخش مهمی از بدهی دولت به تأمین اجتماعی از تعهداتی شکل گرفته که دولت باید بابت سهم حق‌بیمه گروه‌های مختلف پرداخت می‌کرده است. در بودجه ۱۴۰۵ رقم ۲۷۷ هزار میلیارد تومان برای پرداخت بخشی از مطالبات تأمین اجتماعی از دولت تصویب شده و مدیرعامل سازمان نیز گفته است این میزان در سال جاری وصول خواهد شد. همین حجم از رد دیون نشان می‌دهد تأمین اجتماعی سال‌ها با منابعی روبه‌رو بوده که روی کاغذ متعلق به صندوق بوده، اما لزوماً در زمانی که سازمان به نقدینگی احتیاج داشته در حساب آن قرار نگرفته است. 

تصمیم امروز را گرفتند، صورت‌حسابش برای بازنشسته ماند

مشکل تأمین اجتماعی حاصل یک «گاف» واحد نیست؛ ترکیبی از تصمیم‌های چند دهه است. بازنشستگی‌های زودهنگام، افزایش تعهدات بدون تأمین منابع پایدار، کاهش نسبت پشتیبانی و انباشته شدن مطالبات از دولت، همه به‌مرور فاصله منابع و مصارف را بیشتر کرده‌اند. حتی پرداخت بدهی دولت نیز اگر صرفاً برای عبور از مخارج جاری مصرف شود، مشکل ساختاری صندوق را حل نمی‌کند. به همین دلیل قوانین برنامه هفتم نیز دولت را مکلف به اصلاحات مربوط به پایداری مالی صندوق‌ها، ساماندهی بدهی‌ها و اصلاح برخی پارامترهای بازنشستگی کرده است. 

و در نهایت بازنشسته صورت‌حساب را پرداخت می‌کند

نتیجه همه این تصمیمات امروز در ساده‌ترین جای ممکن دیده می‌شود: معوقه‌ای که پنج ماه دیر می‌رسد. بازنشسته نه درباره سیاست سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی تصمیم گرفته، نه بدهی دولت را ایجاد کرده و نه قوانین بازنشستگی را نوشته است؛ اما وقتی منابع کم می‌آید، اوست که باید برای دریافت پول خودش صبر کند. بحران واقعی تأمین اجتماعی شاید دقیقاً همین باشد؛ مشکلاتی که سال‌ها در سطح دولت، مجلس و مدیریت صندوق انباشته شده، اما وقتی زمان پرداخت هزینه می‌رسد، آخرین حلقه زنجیره یعنی بازنشسته باید آن را تحمل کند.

 

تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات