از یک تومان تا ۵ هزار تومان؛ بنزین چگونه به یکی از حساسترین قیمتهای اقتصاد ایران تبدیل شد؟
مرور تاریخ قیمت بنزین در ایران نشان میدهد که افزایش نرخ این حامل انرژی، بهخودیخود الزاماً به بحران اجتماعی منجر نشده است. قیمت بنزین طی دهههای گذشته بارها افزایش یافته و بخش بزرگی از این تغییرات بدون اعتراض گسترده اجرا شده است. مسئله معمولاً زمانی آغاز شده که دورهای طولانی از تثبیت قیمت، با یک جهش شدید و ناگهانی و ضعف در آمادهسازی افکار عمومی پایان یافته است.
در تاریخ معاصر ایران، تجربه سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۹۸ روشنترین نمونههای این الگو هستند. بررسیهای تاریخی نیز نشان میدهد افزایشهای بسیار بزرگ و غافلگیرکننده بیش از تغییرات تدریجی با واکنش اجتماعی همراه بودهاند.

۱۳۸۶؛ وقتی سهمیهبندی یکشبه آغاز شد
در دولت محمود احمدینژاد، سیاست بنزینی وارد مرحله تازهای شد. در سال ۱۳۸۶ سهمیهبندی آغاز شد و در ادامه ساختار دونرخی شکل گرفت؛ بنزین سهمیهای ۱۰۰ تومان و نرخ آزاد ۴۰۰ تومان شد. اهمیت این مقطع فقط در افزایش قیمت نبود؛ نحوه اجرای سیاست نیز به همان اندازه تعیینکننده بود. اطلاعیه آغاز سهمیهبندی مدت کوتاهی پیش از اجرای آن منتشر شد و در فاصلهای کوتاه، صفهای طولانی مقابل جایگاهها شکل گرفت و اعتراضاتی در تهران و تعدادی از شهرها رخ داد؛ در برخی مناطق حتی جایگاههای سوخت نیز به آتش کشیده شدند.
این تجربه یک درس مهم برای سیاستگذار دارد: مردم تنها به «عدد جدید» واکنش نشان نمیدهند؛ عدم اطمینان درباره اینکه از فردا چه اتفاقی خواهد افتاد نیز خودش بخشی از شوک است. وقتی خانوار نمیداند سهمیه چقدر خواهد بود، قیمت تا کجا بالا میرود و سیاست جدید تا چه زمانی ادامه دارد، واکنش طبیعی میتواند هجوم برای خرید، تشکیل صف و تشدید نگرانی باشد.
آبان ۹۸؛ سه برابر شدن قیمت آزاد
دومین تجربه مهم در ۲۴ آبان ۱۳۹۸ رقم خورد. در دولت حسن روحانی، بنزین سهمیهای ۱۵۰۰ تومان تعیین شد و نرخ آزاد از هزار تومان به ۳ هزار تومان رسید؛ یعنی قیمت آزاد در یک مرحله سه برابر شد. تصمیم در نیمهشب اجرایی شد و خیلی زود اعتراضات در شهرهای مختلف کشور شکل گرفت.
آبان ۹۸ نشان داد که حتی اگر دولت برای یک اصلاح اقتصادی استدلال مالی یا مصرفی داشته باشد، شوک قیمتی بزرگ در فضایی که خانوارها از قبل با تورم و کاهش قدرت خرید مواجهاند، میتواند معنایی بسیار فراتر از خود بنزین پیدا کند. برای خانوار، افزایش قیمت سوخت فقط افزایش هزینه پر کردن باک نیست؛ این نگرانی شکل میگیرد که کرایه حملونقل، قیمت کالاها و در نهایت کل هزینه زندگی نیز در مسیر صعودی تازهای قرار گیرد.
بزرگترین اشتباه؛ تثبیت طولانی و جهش ناگهانی
یکی از مهمترین پیامهای تاریخ قیمت بنزین برای سیاستگذار این است که سرکوب طولانی قیمت الزاماً سیاست اجتماعی کمهزینهای نیست. هرچه قیمت برای مدت بیشتری ثابت نگه داشته شود، فاصله آن با تورم عمومی، هزینه تولید و سایر قیمتهای اقتصاد بیشتر میشود و در نهایت اصلاح آن به افزایش بزرگتری نیاز پیدا میکند.
در عمل، سیاستگذار میان دو انتخاب قرار میگیرد: افزایشهای کوچکتر و قابل پیشبینی در طول زمان، یا تثبیت چندساله و سپس یک جهش بزرگ. تجربه تاریخی ایران نشان میدهد گزینه دوم از منظر سیاسی و اجتماعی ریسک بسیار بیشتری دارد. این همان تفاوت میان «اصلاح قیمت» و «شوک قیمت» است.
اول اعتماد، بعد قیمت
درس دوم این است که اصلاح قیمت بنزین بدون سرمایه اجتماعی دشوار است. سیاستگذار باید پیش از اجرای تصمیم بتواند به چند سؤال ساده پاسخ دهد: چرا قیمت تغییر میکند؟ منابع حاصل از آن کجا میرود؟ چه کسانی متضرر میشوند؟ چه کسانی حمایت خواهند شد؟ و آیا قرار است چند ماه بعد دوباره قیمت تغییر کند؟
اگر پاسخ این پرسشها مبهم باشد، حتی پرداخت یارانه پس از افزایش قیمت نیز لزوماً نگرانی اولیه را از بین نمیبرد. حمایت جبرانی بهتر است پیش از اجرای افزایش قیمت یا همزمان با آن برای خانوار قابل مشاهده باشد، نه اینکه مردم ابتدا هزینه را احساس کنند و بعد منتظر وعده جبران بمانند.
افزایش قیمت بهتنهایی مصرف را درمان نمیکند
نکته مهم دیگر این است که نباید از اصلاح قیمت انتظار معجزه در مصرف داشت. بخشی از تقاضای بنزین در ایران ناشی از ساختار حملونقل، کیفیت خودروها، توسعه شهری و محدودیت حملونقل عمومی است. برای کسی که برای رفتن به محل کار جایگزینی برای خودروی شخصی ندارد، حتی بنزین گرانتر نیز الزاماً به کاهش شدید مصرف منجر نمیشود.
بنابراین اگر هدف سیاستگذار کاهش مصرف بنزین است، افزایش قیمت باید کنار توسعه حملونقل عمومی، بهبود بهرهوری خودروها، اسقاط خودروهای پرمصرف و اصلاح سیاستهای شهری قرار گیرد. در غیر این صورت ممکن است نتیجه اصلی سیاست، بیشتر شدن هزینه خانوار باشد و کاهش مصرف بسیار کمتر از انتظار اولیه رقم بخورد.
نسخه کمهزینهتر برای سیاستگذار
تجربه تاریخی ایران یک نسخه نسبتاً روشن ارائه میکند: اصلاح تدریجی بهجای جهش ناگهانی، اعلام یک مسیر قابل پیشبینی برای قیمت، جبران هدفمند پیش از وارد شدن فشار به خانوار، شفافیت درباره محل مصرف منابع و همزمانی اصلاح قیمت با سیاستهای کاهش مصرف.
بنزین شاید در ظاهر فقط یکی از هزاران قیمت اقتصاد باشد، اما تجربه سالهای ۱۳۸۶ و ۱۳۹۸ نشان داده که در ایران این قیمت یک متغیر صرفاً اقتصادی نیست. نحوه تغییر آن میتواند بر انتظارات تورمی، اعتماد عمومی و حتی ثبات اجتماعی اثر بگذارد. برای همین، مهمترین سؤال سیاستگذار نباید فقط این باشد که «بنزین چند تومان شود؟»؛ سؤال مهمتر این است که چگونه، با چه سرعتی و با چه میزان اعتماد عمومی باید به آن قیمت رسید.