راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۲۶۱

معوقات بازنشستگان چه شد؟ / چرا دولت زورش به بازنشسته‌ها می‌رسد؟

وقتی منابع کم می‌شود، ظاهراً ساده‌ترین کار عقب انداختن پرداخت به کسی است که ابزار زیادی برای مطالبه فوری پولش ندارد. ماجرای معوقات بازنشستگان تأمین اجتماعی را نمی‌توان فقط با یک «تأخیر در واریز» توضیح داد؛ پشت این تأخیر زنجیره‌ای از بدهی دولت، ناترازی تأمین اجتماعی و تعهدات سنگین ماهانه قرار دارد. اما در انتهای این زنجیره، کسی که باید هزینه همه این مشکلات را با سفره خود بپردازد بازنشسته است.

معوقات بازنشستگان چه شد؟ / چرا دولت زورش به بازنشسته‌ها می‌رسد؟
تبلیغات

دولت سال‌هاست بابت تعهدات بیمه‌ای خود به سازمان تأمین اجتماعی بدهکار است. برای سال ۱۴۰۵ نیز مجلس ۲۷۷ هزار میلیارد تومان برای تأدیه بدهی‌های قطعی و حسابرسی‌شده دولت به تأمین اجتماعی تصویب کرده است. خود مدیران تأمین اجتماعی نیز وصول مطالبات از دولت را یکی از ابزارهای جبران ناترازی منابع و مصارف سازمان معرفی کرده‌اند. یعنی وقتی دولت تعهداتش را به‌موقع به صندوق نمی‌رساند، فشار نقدینگی در نهایت به سازمانی منتقل می‌شود که باید هر ماه حقوق میلیون‌ها بازنشسته را بپردازد. 

یک سازمان با ۲۱۰ همت خرج در هر ماه

ابعاد مسئله زمانی روشن‌تر می‌شود که هزینه‌های تأمین اجتماعی را ببینیم. قائم‌مقام این سازمان اعلام کرده مجموع مصارف، تعهدات و خدمات تأمین اجتماعی در سال جاری ماهانه حدود ۲۱۰ هزار میلیارد تومان برآورد می‌شود؛ حدود ۱۶۰ هزار میلیارد تومان آن فقط برای مستمری بازنشستگان و متناسب‌سازی و نزدیک ۵۰ همت برای درمان و سایر تعهدات هزینه می‌شود. در چنین ساختاری، حتی یک اختلال جدی در ورود منابع می‌تواند جریان نقدینگی سازمان را به هم بزند. اما مشکل اینجاست که این اختلال مالی در ترازنامه باقی نمی‌ماند؛ خیلی سریع خودش را در زندگی بازنشسته نشان می‌دهد. 

چرا زور کمبود منابع به بازنشسته می‌رسد؟

پاسخ تلخ شاید در ماهیت این پرداخت‌ها باشد. بسیاری از هزینه‌های دولت و سازمان‌ها قرارداد، پروژه یا پرداخت‌هایی هستند که امکان مذاکره و جابه‌جایی زمانی درباره آنها وجود دارد؛ اما بازنشسته طرف قراردادی نیست که بتواند بابت تأخیر شرط بگذارد یا نرخ مطالبه‌اش را تغییر دهد. وقتی تأمین اجتماعی در اطلاعیه رسمی خود بابت تأخیر معوقات فروردین عذرخواهی کرد، صراحتاً علت را «محدودیت‌های تأمین منابع مالی و شرایط دشوار ناترازی منابع و مصارف» دانست. حدود ۵.۳ میلیون نفر باید برای دریافت همان مطالبه، از شهریور و به‌صورت تدریجی در صف قرار می‌گرفتند. 

اگر بازنشسته بدهکار باشد جریمه می‌شود؛ بدهی به او چه؟

اینجاست که ماجرا برای بازنشسته ناعادلانه به نظر می‌رسد. اگر یک فرد قسط بانک، قبض یا بدهی خود را ماه‌ها عقب بیندازد، در بسیاری از موارد با جریمه یا هزینه تأخیر روبه‌رو می‌شود. اما وقتی پرداخت مطالبه بازنشسته عقب می‌افتد، معمولاً همان مبلغ اسمی چند ماه قبل پرداخت می‌شود. در این فاصله تورم کار خودش را کرده و بخشی از قدرت خرید پول از بین رفته است. به این ترتیب کمبود نقدینگی صندوق، بدون آنکه رسماً نامش را وام بگذارند، برای چند ماه از جیب بازنشسته تأمین می‌شود.

بازنشسته نباید ضربه‌گیر ناترازی باشد

بدهی دولت به تأمین اجتماعی یک مسئله واقعی است و ناترازی منابع و مصارف سازمان نیز با چند شعار از بین نمی‌رود؛ اما هیچ‌کدام توضیح نمی‌دهد که چرا آخرین حلقه زنجیره باید همیشه بازنشسته باشد. اگر دولت بدهکار است، باید سازوکاری وجود داشته باشد که بدهی دولت مستقیماً پرداخت حقوق و مطالبات بازنشستگان را مختل نکند. و اگر تأمین اجتماعی با بحران نقدینگی مواجه است، پاسخ آن باید اصلاح ساختار مالی صندوق باشد، نه تبدیل کردن بازنشسته به کسی که هر بار باید برای دریافت پول خودش صبر کند.

 

تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات