هوش مصنوعی به کمک نقره میآید؟ / فلزی که داخل دیتاسنترها پنهان شده است
وقتی صحبت از برندگان تب هوش مصنوعی میشود، معمولاً نام تراشهسازان، شرکتهای ابری و غولهای تکنولوژی به میان میآید. اما در پشت هزاران سرور و پردازندهای که مدلهای هوش مصنوعی را اجرا میکنند، فلزی قرار گرفته که کمتر درباره آن صحبت میشود: نقره. فلزی که زمانی بیشتر با زیورآلات، سکه و سرمایهگذاری شناخته میشد، حالا بخشی از داستان توسعه زیرساخت دیجیتال جهان شده است.
دلیل حضور نقره در این داستان ویژگی خاص آن در انتقال جریان برق و گرماست. دیتاسنترهای بزرگ مجموعهای از تراشهها، اتصالات، تجهیزات توزیع برق و سامانههای خنککننده هستند که باید حجم عظیمی از اطلاعات را با کمترین اتلاف و بیشترین پایداری پردازش کنند. نقره در بخشهایی مانند بستهبندی تراشهها، کانکتورها، ماژولهای قدرت و مواد مورد استفاده برای انتقال حرارت کاربرد دارد و با بزرگتر شدن دیتاسنترها، مصرف آن در این زنجیره نیز اهمیت بیشتری پیدا میکند.
هوش مصنوعی این روند را سرعت داده است. افزایش استفاده از مدلهای زبانی و سرویسهای مبتنی بر AI به معنای نیاز به قدرت پردازشی بیشتر، سرورهای بیشتر و در نهایت دیتاسنترهای بزرگتر است. برآوردهای تازه حتی نشان میدهد مصرف نقره در دیتاسنترها میتواند در سال آینده به بیش از ۱۰ درصد تقاضای بخش برق و الکترونیک نقره برسد؛ عددی که نشان میدهد ارتباط میان رونق AI و بازار فلزات دیگر صرفاً یک فرض نظری نیست.
نقره فقط داخل سرورها نیست
اثر هوش مصنوعی بر بازار نقره فقط به قطعاتی که داخل یک دیتاسنتر قرار میگیرند محدود نمیشود. مراکز پردازش هوش مصنوعی برق بسیار زیادی مصرف میکنند و گسترش آنها نیازمند سرمایهگذاری تازه در شبکه انتقال، تجهیزات توزیع برق و ظرفیت تولید انرژی است. اینجا نیز نقره دوباره ظاهر میشود؛ از کنتاکتها و رلهها گرفته تا برخی تجهیزات شبکه و زیرساختهای تولید برق.
به همین دلیل، رابطه AI و نقره دو لایه دارد. لایه اول مصرف مستقیم نقره در تجهیزات الکترونیکی و زیرساخت دیتاسنتر است و لایه دوم از افزایش نیاز به برق و توسعه شبکه ناشی میشود. هرچه رقابت شرکتهای تکنولوژی برای ساخت ظرفیت پردازشی جدید شدیدتر شود، فشار برای توسعه همین زیرساختها نیز افزایش پیدا میکند.
این اتفاق در شرایطی رخ میدهد که خودروهای برقی، تجهیزات الکترونیکی پیشرفته و توسعه شبکه برق نیز همزمان به مصرفکنندگان مهم نقره تبدیل شدهاند. Oxford Economics نیز دیتاسنترها و هوش مصنوعی را در کنار خودروهای برقی و انرژی خورشیدی از مهمترین حوزههایی میداند که میتوانند در سالهای آینده بر تقاضای صنعتی نقره اثر بگذارند.
اما AI هنوز ناجی کامل نقره نیست
اینجا داستان کمی پیچیدهتر میشود. اگر فقط به رشد هوش مصنوعی نگاه کنیم، ممکن است تصور شود تقاضای صنعتی نقره با سرعت زیادی در حال افزایش است، اما آمار کل بازار فعلاً تصویر متفاوتی نشان میدهد. تقاضای صنعتی نقره در سال ۲۰۲۵ حدود ۳ درصد کاهش یافت و برای سال ۲۰۲۶ نیز کاهش دیگری پیشبینی شده است. مهمترین دلیل نه ضعف فناوری، بلکه اتفاقی است که در صنعت انرژی خورشیدی افتاده است.
تولیدکنندگان پنلهای خورشیدی سالهاست تلاش میکنند مقدار نقره مصرفشده در هر سلول را کاهش دهند. قیمتهای بالا انگیزه این کار را بیشتر کرده و فناوریهای جدید امکان استفاده کمتر از نقره یا جایگزینی بخشی از آن را فراهم کردهاند. در نتیجه، حتی افزایش تعداد پنلهای نصبشده الزاماً به همان نسبت مصرف نقره را بالا نمیبرد.
همین اتفاق یک تضاد مهم در آینده بازار ایجاد کرده است. در یک سمت، دیتاسنترها، هوش مصنوعی، خودروهای برقی و شبکههای برق تقاضای تازه میسازند؛ در سمت دیگر، بزرگترین مصرفکنندگان صنعتی تلاش میکنند با هر نسل جدید محصول، نقره کمتری مصرف کنند. آینده تقاضای صنعتی نقره به این بستگی دارد که کدام یک از این دو نیرو سریعتر حرکت کند.
فلزی که دوباره باید آن را شناخت
شاید همین تغییر باشد که نقره را برای سرمایهگذاران جالبتر میکند. طلا عمدتاً از نرخ بهره، دلار، خرید بانکهای مرکزی و تقاضای سرمایهگذاری اثر میگیرد؛ اما نقره علاوه بر همه این عوامل، مستقیماً درگیر تحول تکنولوژیک جهان است. اگر سرمایهگذاری در هوش مصنوعی و زیرساخت دیجیتال ادامه پیدا کند، بخشی از اثر آن در جایی بسیار دورتر از بورس فناوری دیده خواهد شد: بازار فلزات.
هوش مصنوعی احتمالاً به تنهایی نمیتواند قیمت نقره را تعیین کند و هنوز نمیتوان آن را «موتور اصلی» بازار نامید. اما نشانهها میگویند سهم دیتاسنترها در مصرف این فلز در حال بزرگتر شدن است. شاید پشت هر پاسخ یک مدل هوش مصنوعی چند گرم نقره قابل مشاهده نباشد، اما زیرساخت عظیمی که آن پاسخ را ممکن میکند، به تدریج فلز سفید را به یکی از مواد خام عصر دیجیتال تبدیل کرده است.