اگر جنگ ایران و آمریکا وارد فاز سنگین شود، پولمان را کجا ببریم؟ دلار، طلا، بورس یا مسکن؟
اگر دوباره ایران و آمریکا وارد یک فاز سنگین از درگیری شوند، بازارهای ایران احتمالاً رفتاری کاملاً متفاوت با شرایط عادی خواهند داشت. بورس میتواند یکی از نخستین قربانیان باشد، دلار ظرفیت واکنش شدیدتری پیدا کند و طلای داخلی حتی با افت اونس جهانی نیز رشد کند.
باید بدانید در شرایط جنگی فقط بازده اهمیت ندارد. نقدشوندگی، امکان دسترسی به دارایی، تعطیلی بازارها، اختلال تولید و محدودیت واردات و صادرات نیز وارد محاسبات سرمایهگذار میشود.
بنابراین سؤال اصلی دیگر فقط این نیست که «کدام دارایی بیشتر گران میشود؟» بلکه باید پرسید:
کدام دارایی هم ارزش پول را حفظ میکند و هم در لحظه نیاز واقعاً قابل معامله است؟
بورس؛ احتمالاً اولین قربانی جنگ سنگین
تجربه جنگ ۱۲روزه نشان داد بورس تا چه اندازه به ریسک نظامی حساس است. در نخستین روز بازگشایی بازار پس از جنگ، بیش از ۹۹ درصد نمادها منفی شدند و صفهای فروش به حدود ۳۵ هزار میلیارد تومان رسید.
در یک جنگ شدید، بورس از چند جهت همزمان تحت فشار قرار میگیرد.
افزایش ریسک سیستماتیک باعث میشود سرمایهگذاران حاضر نباشند P/E قبلی را برای سهام پرداخت کنند. از طرف دیگر، افزایش نرخ سود و بازده مورد انتظار سرمایهگذاران نرخ تنزیل را بالا میبرد.
مهمتر از همه، خود سودآوری شرکتها نیز ممکن است آسیب ببیند. قطعی انرژی، اختلال حملونقل و صادرات، افزایش هزینه بیمه و لجستیک و آسیب احتمالی به زیرساختها میتواند سود شرکتها را کاهش دهد.
به همین دلیل در سناریوی جنگ سنگین، بورس احتمالاً یکی از ضعیفترین پناهگاهها در فاز نخست بحران خواهد بود.
دلار؛ این بار شرایط میتواند متفاوت باشد
در جنگ رمضان، بازار ارز پس از شوک اولیه وارد یک مسیر انفجاری و بدون توقف نشد. بخشی از ریسک جنگ پیش از آغاز درگیری در قیمتها منعکس شده بود و سیاستگذار نیز توانست تا حدی بازار را مدیریت کند.
اما درگیری جدید میتواند شرایط متفاوتی ایجاد کند.
دلار در چنین سناریویی از سه کانال تحت فشار قرار میگیرد: افزایش تقاضای احتیاطی، کاهش احتمالی عرضه ارز و تشدید تورم ناشی از اختلال در عرضه کالاها. اگر زیرساختهای انرژی، حملونقل، بنادر یا شبکه توزیع آسیب ببینند، اقتصاد علاوه بر تورم پولی با تورم سمت عرضه نیز روبهرو میشود؛ کالا کمتر میشود، هزینه حمل بالا میرود و واردات دشوارتر میشود. در این شرایط بانک مرکزی باید همزمان با افزایش تقاضای ارز و کاهش عرضه آن مقابله کند.
بنابراین در یک جنگ سنگین، دلار یکی از جدیترین کاندیداهای رشد اسمی خواهد بود. البته در اوج بحران ممکن است نرخ اعلامی بازار با قیمتی که واقعاً بتوان حجم قابلتوجهی ارز در آن معامله کرد متفاوت باشد.
طلا؛ اونس ممکن است باز هم بریزد، اما احتمالاً نه مثل جنگ قبل
رفتار طلا در جنگ رمضان یکی از نکات جالب بازارهای جهانی بود. برخلاف تصور رایج که جنگ باید الزاماً باعث جهش طلا شود، اونس جهانی در بخش مهمی از آن دوره با افت سنگینی مواجه شد.
یکی از دلایل این اتفاق آن بود که طلا پیش از آغاز جنگ رشد بسیار بزرگی کرده و تا سطوح تاریخی بالای ۵۵۰۰ دلار رسیده بود؛ بنابراین بخشی از تقاضای پناهگاه امن از قبل در قیمت منعکس شده بود.
از طرف دیگر، جنگ باعث افزایش قیمت نفت و تشدید نگرانیهای تورمی شد. بازار در نتیجه احتمال افزایش یا تداوم نرخهای بهره بالا در آمریکا را بیشتر در قیمتها لحاظ کرد؛ اتفاقی که برای دارایی بدون سودی مانند طلا منفی است. تقویت دلار، رشد بازده اوراق و تعدیل موقعیتهای معاملاتی نیز فشار بیشتری بر اونس وارد کرد.
امروز شرایط کمی متفاوت است. اونس در ۲۶ اوت در محدوده ۴۶۰۰ دلار قرار دارد و هنوز با رکوردهای ابتدای سال فاصله دارد.
بنابراین اگر جنگ دوباره تشدید شود، واکنش منفی اونس جهانی همچنان سناریویی جدی است؛ بهخصوص اگر نفت جهش کند و بازار دوباره به سمت افزایش نرخ بهره متمایل شود. اما از آنجا که طلا این بار از یک سقف بسیار کشیده ۵۵۰۰ دلاری وارد جنگ نمیشود، احتمال تکرار افتی به شدت دوره قبل کمتر است.
نکته مهم برای سرمایهگذار ایرانی این است که طلای داخلی فقط از اونس جهانی تأثیر نمیگیرد. اگر دلار داخلی جهش کند، حتی با افت اونس نیز قیمت طلای داخلی میتواند افزایش یابد.
مسکن؛ گرانتر، اما بدون خریدار؟
رفتار مسکن در بحران با دلار و طلا متفاوت است.
دلار و طلا میتوانند ظرف چند ساعت تغییر قیمت دهند، اما فروش یک آپارتمان ممکن است هفتهها یا ماهها طول بکشد.
در مرحله نخست جنگ احتمال دارد دو اتفاق همزمان رخ دهد:
قیمت پیشنهادی مسکن افزایش پیدا کند، اما حجم معاملات سقوط کند.
فروشنده با مشاهده افزایش دلار حاضر نیست ملک خود را با قیمت قبلی بفروشد و خریدار نیز در میانه بحران تمایلی ندارد بخش بزرگی از نقدینگی خود را در یک دارایی غیرنقدشونده قفل کند.
بنابراین مسکن ممکن است روی کاغذ گرانتر شود، اما مشکل اصلی آن در زمان جنگ نقدشوندگی است.
در بلندمدت و در صورت تثبیت تورم و دلار در سطوح بالاتر، مسکن احتمالاً خود را با سطح عمومی قیمتها تطبیق میدهد؛ اما پناهگاه مناسبی برای روزهای نخست بحران نیست.