بورس یا دلار؟ کدام بازار در شهریور بازدهی بیشتری خواهد داشت؟
بورس تهران یکی از متفاوتترین ماههای خود را در مرداد پشت سر گذاشت. بازاری که پس از ریزش سنگین تیرماه به محدودههایی رسیده بود که بسیاری از سهمها حتی با معیارهای محافظهکارانه نیز ارزنده به نظر میرسیدند، با ورود قدرتمند نقدینگی مسیر خود را تغییر داد و در نهایت به پربازدهترین بازار مرداد تبدیل شد. حالا اما شرایط نسبت به ابتدای ماه گذشته تغییر کرده است؛ بورس هنوز فرصتهای جذابی دارد، اما همزمان مجموعهای از متغیرهای اقتصادی و سیاسی دوباره دلار را به یکی از جدیترین گزینههای سرمایهگذاری در شهریور تبدیل کردهاند.
بورس چگونه در مرداد تاخت؟
برای درک رالی مرداد باید به نقطه شروع بازار نگاه کرد. بورس در تیرماه تحت فشار ریسکهای سیاسی و خروج سرمایه، بخش مهمی از ارزش خود را از دست داده بود. نتیجه این ریزش آن بود که در ابتدای مرداد P/E TTM بازار حتی به زیر ۶ واحد رسید و ارزش دلاری بازار سرمایه نیز به محدوده ۸۰ میلیارد دلار نزدیک شد؛ سطوحی که برای بخشی از سرمایهگذاران به معنای شکلگیری یک فرصت خرید بود.
همین ارزندگی در کنار ورود قدرتمند نقدینگی، موتور اصلی حرکت بورس در مرداد شد. پولی که وارد بازار شد ابتدا به سراغ صنایع دارویی و فلزات اساسی و پالایشگاهی رفت و سپس به بخشهای دیگر بازار سرایت کرد. رشد قیمتها در نهایت P/E TTM بازار را به محدوده ۸ واحد رساند و ارزش دلاری بازار سرمایه را نیز دوباره به بالای ۱۰۰ میلیارد دلار برد.
به بیان ساده، بخش قابل توجهی از «ارزندگی شدید» ابتدای مرداد اکنون تخلیه شده است. این البته به معنای گران شدن کل بازار نیست. هنوز در صنایع و نمادهای مختلف میتوان شرکتهایی با سودآوری مناسب و ارزشگذاری جذاب پیدا کرد، اما دیگر نمیتوان مانند ابتدای مرداد تقریباً با یک نگاه کلی، بخش بزرگی از بازار را ارزان دانست.
آیا بورس میتواند رالی مرداد را تکرار کند؟
تکرار بازدهی مرداد در شهریور چندان آسان به نظر نمیرسد. بخشی از سوخت رالی بورس ناشی از همان ارزندگی شدیدی بود که بعد از ریزش تیر ایجاد شده بود و حالا قسمتی از آن جبران شده است. در نتیجه ادامه رشد بازار بیش از گذشته به عملکرد واقعی شرکتها، رشد سودآوری و استمرار ورود نقدینگی وابسته خواهد بود.
البته جریان پول همچنان میتواند به سود بورس باشد. در اقتصادی که تورم بالاست و حجم بزرگی از نقدینگی به دنبال حفظ ارزش خود میگردد، بازار سهام همچنان یکی از مقاصد بالقوه پول محسوب میشود. اما مشکل بورس در شهریور این است که یک رقیب قدیمی دوباره جذابتر شده است: دلار.
چرا دلار دوباره جذاب شده است؟
مهمترین متغیر بنیادی به نفع دلار، تورم است. براساس گزارش مرکز آمار، تورم ماهانه مرداد به ۳.۴ درصد، تورم نقطهبهنقطه به ۸۹ درصد و تورم سالانه به ۶۹.۹ درصد رسیده است. در چنین محیطی، تثبیت طولانیمدت نرخ ارز به معنای تقویت واقعی ریال است؛ اتفاقی که بدون افزایش پایدار درآمدهای ارزی یا مهار رشد نقدینگی دشوار خواهد بود.
رشد نقدینگی، کسریهای مالی دولت و تورم مزمن نیز فشار خود را در بلندمدت بر بازار ارز حفظ میکنند. زمانی که سطح عمومی قیمتها با سرعت بالا افزایش پیدا میکند، نرخ ارز نیز دیر یا زود بخشی از این اختلاف تورمی را جبران میکند. به همین دلیل حتی اگر متغیرهای سیاسی را برای لحظهای کنار بگذاریم، زمینه بنیادی افزایش نرخ ارز همچنان پابرجاست.
اما این بار ماجرا فقط تورم نیست.
دلارهای نفتی کمتر میشوند؟
یکی از مهمترین متغیرهایی که میتواند مسیر دلار را تعیین کند، توان اقتصاد ایران برای تأمین ارز است. فشارهای جدید بر صادرات نفت ایران این معادله را دشوارتر کردهاند.
بر اساس دادههای Kpler که رویترز گزارش کرده، واردات نفت ایران توسط چین از متوسط حدود ۱.۴ میلیون بشکه در روز در سال ۲۰۲۵ به حدود ۵۳۴ هزار بشکه در روز در اوت ۲۰۲۶ کاهش یافته است. تشدید محدودیتهای کشتیرانی و فشار بر صادرات نفت میتواند ورود ارز به کشور را محدود کند؛ درست در شرایطی که تقاضای داخلی برای ارز به دلیل تورم و نااطمینانی سیاسی افزایش یافته است.
از سوی دیگر آمریکا نیز مسیر فشار اقتصادی را تشدید کرده است. وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرده واشنگتن قصد دارد به صورت هفتگی تحریمهای ثانویه جدیدی علیه شبکههای مالی مرتبط با ایران اعمال کند. هدف این سیاست محدود کردن دسترسی ایران و شرکای تجاری آن به شبکه مالی مبتنی بر دلار عنوان شده است.
ترکیب کاهش عرضه بالقوه ارز و افزایش تقاضای احتیاطی دقیقاً همان چیزی است که میتواند بازار ارز را وارد فاز جدیدی کند.
مهمترین متغیر شهریور؛ بازگشت ریسک جنگ
با این حال شاید حتی تورم، نقدینگی و صادرات نفت نیز مهمترین عامل دلار در شهریور نباشند. تحولات چند روز اخیر بار دیگر ریسک نظامی را به مرکز توجه بازارها بازگردانده است.
در ۳۱ اوت، تنش نظامی میان ایران و آمریکا بار دیگر تشدید شد؛ آمریکا مواضعی در جزیره لارک را هدف قرار داد و ایران نیز در پاسخ حملاتی علیه مواضع آمریکا در منطقه انجام داد. تحولات تنگه هرمز نیز همچنان یکی از مهمترین نقاط تنش باقی مانده است.
برای بازار ارز ایران، چنین اتفاقاتی یک اثر مضاعف دارد. از یک طرف ریسک صادرات نفت، تجارت خارجی و ورود ارز را بالا میبرد و از طرف دیگر تقاضای احتیاطی مردم و سرمایهگذاران برای دلار و طلا را افزایش میدهد.
همین عامل برای بورس دقیقاً در جهت عکس عمل میکند. افزایش ریسک جنگ، نرخ تنزیل سرمایهگذاران را بالا میبرد، افق سودآوری شرکتها را مبهمتر میکند و میتواند جریان پول را از داراییهای ریسکی به سمت داراییهایی مانند ارز و طلا هدایت کند.
شهریور، ماه دلار؟
بورس هنوز تمام جذابیت خود را از دست نداده است. شرکتهای ارزنده، گزارشهای عملکرد مناسب و صنایعی با چشمانداز سودآوری مطلوب همچنان در بازار وجود دارند و ورود نقدینگی نیز میتواند از بازار حمایت کند. اما شرایط شهریور با ابتدای مرداد متفاوت است.
در ابتدای مرداد بورس با P/E کمتر از ۶ واحد و ارزش دلاری حدود ۸۰ میلیارد دلار تقریباً تمام مؤلفههای یک بازار بهشدت ارزان را داشت. اکنون بخشی از این شکاف جبران شده و بازار برای ادامه مسیر به محرکهای تازه نیاز دارد.
در مقابل، دلار با مجموعهای از نیروهای همجهت روبهرو است: تورم بسیار بالا، رشد نقدینگی، فشارهای مالی دولت، محدود شدن منابع ارزی، تشدید تحریمها، فشار بر صادرات نفت و مهمتر از همه افزایش دوباره ریسک درگیری نظامی.
بنابراین شاید سؤال اصلی شهریور این نباشد که آیا بورس همچنان ارزنده است یا خیر؛ بورس هنوز در بخشهایی ارزنده است. سؤال مهمتر این است که در نسبت ریسک به بازده، کدام بازار اکنون جذابتر شده است؟
بورس برنده بزرگ مرداد بود، اما با تغییر متغیرهای اقتصادی و سیاسی، شهریور میتواند ماهی باشد که دلار برای پس گرفتن صدر جدول بازدهی بازارها تلاش کند.