ترامپ بهدنبال راه خروج از جنگ ایران/ پایان جنگ نزدیک است؟
نشانههای متناقضی از واشنگتن مخابره میشود. از یک سو، ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن پس از نزدیک به هفت ماه حضور در خاورمیانه منطقه را ترک کرده و گزارش والاستریت ژورنال نیز از تمایل دونالد ترامپ به یافتن راهی برای پایان دادن به درگیری حکایت دارد؛ از سوی دیگر، پنتاگون استقرار دهها هزار نیروی آمریکایی را تمدید کرده، ناو دیگری جای لینکلن را گرفته و گزینه نظامی همچنان روی میز باقی مانده است. این تحولات یک پرسش اساسی ایجاد میکند: آمریکا در مسیر پایان جنگ با ایران قرار گرفته یا تنها شکل جنگ را تغییر میدهد؟
جنگی که قرار بود کوتاه باشد
زمانی که عملیات نظامی آمریکا علیه ایران آغاز شد، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، از یک عملیات سریع و قاطع سخن میگفت که قرار نبود واشنگتن را وارد یک جنگ طولانی کند. حالا اما شش ماه از آغاز درگیری گذشته و شرایط با آن تصویر اولیه فاصله گرفته است.
والاستریت ژورنال در تازهترین گزارش خود نوشته است که هگست در سکوت در حال تمدید مأموریت نیروهای آمریکایی در خاورمیانه است؛ اقدامی که نشان میدهد پنتاگون خود را برای احتمال ادامه بحران تا سال آینده نیز آماده میکند. حدود ۵۰ هزار نیروی آمریکایی همچنان در منطقه حضور دارند و آرایش نظامی ایالات متحده شامل ۱۹ شناور جنگی، واحدهای پدافند هوایی، اسکادرانهای جنگنده و نیروهای زمینی است.
اما این لزوماً به معنی تصمیم آمریکا برای جنگیدن تا سال ۲۰۲۷ نیست. هدف اصلی چنین آرایشی آن است که ترامپ در صورت تغییر شرایط، گزینههای مختلفی از مذاکره و فشار اقتصادی تا حملات محدود یا تشدید دوباره عملیات نظامی را در اختیار داشته باشد.
آبراهام لینکلن رفت؛ اما ناوهای آمریکا نرفتند
یکی از مهمترین نشانههایی که در نگاه اول میتواند به عنوان کاهش تنش تعبیر شود، خروج ناو هواپیمابر USS Abraham Lincoln از خاورمیانه است.
این ناو یکی از اصلیترین اجزای قدرت هوایی آمریکا در جریان جنگ با ایران بود و پس از ماهها حضور عملیاتی، ۲۲ اوت از حوزه فرماندهی مرکزی آمریکا خارج شد. لینکلن پس از ۲۸۶ روز حضور در دریا سرانجام دوم سپتامبر در تایلند پهلو گرفت.
اما خروج لینکلن با کاهش تعداد ناوهای هواپیمابر آمریکا در منطقه همراه نشد. تنها دو روز پیش از خروج آن، USS George Washingtonوارد حوزه فرماندهی مرکزی شده بود تا جای لینکلن را بگیرد. جورج واشنگتن نیز به ناو George H.W. Bush پیوست که از اواخر آوریل در خاورمیانه مستقر است.
هزینه جنگ برای ارتش آمریکا بالا رفته است
ادامه این سطح از حضور نظامی بدون هزینه نبوده است. مأموریت طولانی لینکلن نمونهای از فشاری است که جنگ بر نیروی دریایی آمریکا وارد کرده است.
این ناو برای ماهها امکان یک توقف عادی در بندر را نداشت و مشکلات لجستیکی، تأمین غذا و سوخت و فشار بر خدمه آن به موضوعی در رسانهها و میان خانواده نیروهای نظامی تبدیل شد. USNI گزارش کرده بود که تهدید حملات ایران دسترسی آمریکا به برخی مراکز لجستیکی منطقه را دشوار کرده و شناورهای پشتیبانی مجبور بودند برای تأمین ناوها هزاران مایل طی کنند.
والاستریت ژورنال نیز میگوید حضور طولانیمدت نیروها در منطقه باعث افزایش فشار بر نظامیان، خانوادههای آنها و تجهیزات شده و حتی میتواند عقبماندگی تعمیر و نگهداری ایجاد کند که برطرف کردن آن سالها زمان ببرد.
همین مسئله یکی از دلایلی است که پایان دادن به مرحله پرشدت جنگ میتواند برای واشنگتن جذاب باشد.
ترامپ بهدنبال راه خروج است؟
در همین شرایط، والاستریت ژورنال گزارش داده است که ترامپ در محافل داخلی دولت علاقه خود را به پایان دادن به درگیری نشان داده، اما همزمان میخواهد گزینههای فشار بر ایران را حفظ کند. به بیان دیگر، هنوز نشانهای از یک تصمیم قطعی برای «پایان جنگ» وجود ندارد؛ آنچه دیده میشود بیشتر جستوجوی راهی برای دستیابی به اهداف آمریکا با هزینه نظامی کمتر است.
مسیر دیپلماسی نیز فعلاً ساده نیست. در گزارش دیگری، والاستریت ژورنال نوشته بود که تلاشها برای احیای مذاکرات ایران و آمریکا با مشکل روبهرو شده و واشنگتن حاضر نشده به چارچوب توافق اولیه ماه ژوئن بازگردد.
این یعنی ترامپ با یک معادله دشوار مواجه است: ادامه جنگ هزینههای اقتصادی و نظامی بیشتری ایجاد میکند، اما پایان آن بدون دستیابی به یک توافق نیز میتواند به معنای باقی ماندن همان اختلافاتی باشد که جنگ بر سر آنها آغاز شد.
پایان جنگ یا تغییر شکل آن؟
مجموع این تحولات شاید بیش از آنکه از «پایان جنگ» حکایت کند، نشانه ورود درگیری ایران و آمریکا به یک فاز تازه باشد.
در چنین سناریویی، آمریکا میتواند شدت عملیات مستقیم را کاهش دهد، اما همزمان حضور نظامی خود را در منطقه حفظ کند؛ فشار تحریمی و اقتصادی را افزایش دهد، محاصره و کنترل دریایی را ادامه دهد و تهدید حمله مجدد را به عنوان اهرمی در مذاکرات نگه دارد.
در واقع ممکن است واشنگتن به دنبال انتقال از یک جنگ پرهزینه و مستمر به نوعی فشار نظامی ـ اقتصادی کنترلشده باشد؛ وضعیتی که در آن جنگ رسماً یا عملاً فروکش میکند، اما تهدید نظامی از بین نمیرود.