راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۱۷۲۲

جهان راه دور زدن تنگه هرمز را پیدا کرد؟ / نفت خلیج فارس از چه مسیرهایی بیرون می‌رود؟

برای دهه‌ها یک فرض ساده بر بازار انرژی جهان حاکم بود: اگر تنگه هرمز بسته شود، بخش بزرگی از نفت خلیج فارس راهی برای رسیدن به بازار جهانی نخواهد داشت. جنگ امسال این فرض را برای نخستین بار در مقیاسی بزرگ آزمایش کرد. عبور کشتی‌ها از هرمز برای مدتی به‌شدت کاهش یافت، میلیون‌ها بشکه نفت در منطقه گرفتار شد و تولیدکنندگان خلیج فارس مجبور شدند در زمانی کوتاه راه‌هایی پیدا کنند که پیش از آن بیشتر به عنوان مسیر پشتیبان شناخته می‌شدند.

جهان راه دور زدن تنگه هرمز را پیدا کرد؟ / نفت خلیج فارس از چه مسیرهایی بیرون می‌رود؟
تبلیغات

چند ماه بعد، تصویر کاملاً متفاوت است. نفت عربستان از ساحل دریای سرخ صادر می‌شود، امارات از فجیره استفاده می‌کند، نفتکش‌های کوچک‌تر محموله را به آب‌های امن‌تر می‌رسانند و سپس نفت به ابرنفتکش‌هایی منتقل می‌شود که ادامه مسیر را تا آسیا طی می‌کنند. حتی انتقال کشتی‌به‌کشتی در سواحل عمان و امارات به یکی از اجزای مهم تجارت نفت منطقه تبدیل شده است.

در نتیجه جهان واقعاً راه‌هایی برای کم کردن وابستگی به هرمز پیدا کرده است. اما یک تفاوت مهم میان «دور زدن بخشی از هرمز» و «جایگزین کردن هرمز» وجود دارد. مسیرهایی که امروز نفت خلیج فارس را به بازار می‌رسانند، توانسته‌اند از شدت بحران کم کنند، اما هنوز ظرفیت آنها برای جایگزینی کامل مهم‌ترین گلوگاه انرژی جهان کافی نیست.

عربستان یک لوله بزرگ در دل صحرا داشت

بزرگ‌ترین سلاح عربستان در برابر اختلال هرمز نه یک نفتکش، بلکه خط لوله‌ای است که کشور را از شرق به غرب طی می‌کند. خط لوله شرق ـ غرب نفت را از مناطق تولیدی نزدیک خلیج فارس به بندر ینبع در ساحل دریای سرخ منتقل می‌کند؛ یعنی نفت بدون ورود به تنگه هرمز مستقیماً به یک مسیر دریایی دیگر می‌رسد.

پیش از جنگ، بخش بزرگی از ظرفیت این خط بلااستفاده بود زیرا صادرات از بنادر خلیج فارس از نظر اقتصادی و عملیاتی ساده‌تر بود. با مختل شدن تردد در هرمز، همین ظرفیت پشتیبان ناگهان به یکی از مهم‌ترین دارایی‌های صنعت نفت عربستان تبدیل شد.

در هفته‌های نخست بحران، جریان نفت به سمت ینبع به سرعت افزایش یافت و صادرات از ساحل غربی عربستان در مقاطعی از بیش از پنج میلیون بشکه در روز عبور کرد. برای بازاری که ناگهان با حذف بخش بزرگی از نفت خلیج فارس مواجه شده بود، همین چند میلیون بشکه تفاوت بزرگی ایجاد کرد.

اما جنگ یک ضعف دیگر را نیز آشکار کرد. مسیر جایگزین هم الزاماً امن نیست. خط لوله شرق ـ غرب و زیرساخت‌های متصل به آن خود می‌توانند هدف حمله قرار بگیرند و اختلال اخیر در این شبکه دوباره بخشی از صادرات عربستان را به سمت خلیج فارس برگرداند. در واقع عربستان توانسته ریسک هرمز را کاهش دهد، اما نتوانسته ریسک جنگ را حذف کند.

امارات از سال‌ها قبل برای چنین روزی آماده شده بود

امارات مسیر متفاوتی دارد. خط لوله‌ای حدود ۴۰۰ کیلومتری نفت ابوظبی را از حبشان به فجیره منتقل می‌کند؛ بندری که در سمت دیگر تنگه و در دریای عمان قرار گرفته است. نفتی که به فجیره می‌رسد دیگر نیازی ندارد از هرمز عبور کند.

ظرفیت فعلی این مسیر نزدیک ۱.۸ میلیون بشکه در روز است و همین زیرساخت به امارات اجازه داده در ماه‌های بحران سهم بزرگ‌تری از صادرات خود را نسبت به برخی همسایگان حفظ کند. موقعیت فجیره نیز حالا ارزش استراتژیک تازه‌ای پیدا کرده است؛ بندری که زمانی بیشتر به عنوان مرکز ذخیره و سوخت‌رسانی شناخته می‌شد، اکنون به یکی از مهم‌ترین دروازه‌های نفتی خارج از هرمز تبدیل شده است.

ولی اینجا هم ظرفیت محدود است. حتی اگر خط لوله امارات با حداکثر توان کار کند، فقط بخشی از نفت منطقه را می‌تواند جابه‌جا کند. کشورهایی مانند کویت و قطر نیز چنین مسیر مستقلی در اختیار ندارند و همین تفاوت باعث شده آسیب‌پذیری تولیدکنندگان خلیج فارس در برابر بحران هرمز یکسان نباشد.

راه‌حل تازه؛ نفت را از کشتی به کشتی منتقل کنید

شاید خلاقانه‌ترین راه‌حل بحران نه روی خشکی، بلکه روی دریا شکل گرفته باشد. تولیدکنندگان به جای اینکه یک ابرنفتکش خارجی را برای بارگیری مستقیم وارد خلیج فارس کنند، از نفتکش‌هایی استفاده می‌کنند که مانند شاتل میان بنادر منطقه و نقاطی در خارج از محدوده پرخطر حرکت می‌کنند.

این کشتی‌ها نفت را از پایانه‌های داخلی تحویل می‌گیرند، از هرمز عبور می‌کنند و در نزدیکی فجیره یا بندر صحار عمان، محموله را به نفتکش دیگری منتقل می‌کنند. نفتکش دوم بدون ورود به خلیج فارس مسیر خود را به سمت چین، هند، ژاپن یا سایر مشتریان ادامه می‌دهد.

در ماه‌های نخست بحران حجم قابل توجهی نفت با همین روش جابه‌جا شد. این مدل اجازه داد تولیدکنندگان بخشی از صادرات خود را حفظ کنند، حتی زمانی که بسیاری از مالکان نفتکش‌های خارجی حاضر نبودند کشتی‌هایشان را وارد آب‌های خلیج فارس کنند.

اما این راه‌حل ارزان نیست. برای انتقال همان مقدار نفت حالا ممکن است به دو کشتی، دو خدمه و یک عملیات انتقال دریایی اضافه نیاز باشد. زمان سفر بیشتر می‌شود، هزینه بیمه بالا می‌رود و هر مرحله جدید نیز یک نقطه تازه برای بروز اختلال ایجاد می‌کند.

جهان هرمز را دور نزده؛ در واقع برای هر بشکه‌ای که از آن دور می‌زند، هزینه بیشتری می‌پردازد.

پس هرمز دیگر اهمیت سابق را ندارد؟

اتفاقاً بحران اخیر خلاف این را ثابت کرده است.

پیش از جنگ حدود یک‌پنجم مصرف نفت جهان از تنگه هرمز عبور می‌کرد. در مقابل، ظرفیت آزاد خطوط لوله‌ای که می‌توانند این مسیر را دور بزنند تنها چند میلیون بشکه در روز است. حتی با استفاده کامل از خطوط عربستان و امارات، هنوز فاصله بزرگی میان حجم نفت عبوری از هرمز و ظرفیت جایگزین باقی می‌ماند.

این محدودیت برای همه تولیدکنندگان نیز یکسان نیست. عربستان و امارات دست‌کم زیرساخت زمینی مشخصی دارند، اما برای کویت، قطر و بخش بزرگی از صادرات عراق، گزینه‌های عملی بسیار محدودتر است. ساخت یک خط لوله تازه نیز پروژه‌ای نیست که بتوان ظرف چند ماه انجام داد؛ میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری، توافق سیاسی و سال‌ها زمان می‌خواهد.

بحران هرمز بنابراین بیش از آنکه اهمیت این تنگه را کاهش دهد، کشورهای منطقه را متوجه هزینه وابستگی به آن کرده است. پروژه‌های تازه خط لوله، توسعه بنادر خارج از خلیج فارس و سرمایه‌گذاری در ظرفیت ذخیره‌سازی احتمالاً از این پس وزن بیشتری در برنامه‌های انرژی منطقه خواهند داشت.

جهان یک پل موقت ساخته است، نه یک جاده تازه

اتفاقی که در ماه‌های اخیر افتاد از نظر لجستیکی قابل توجه است. بازار نفت توانست در برابر یکی از بزرگ‌ترین اختلال‌های عرضه تاریخ خود دوام بیاورد. خطوط لوله با ظرفیت بیشتری کار کردند، نفت از ذخایر آزاد شد، محموله‌ها میان کشتی‌ها جابه‌جا شدند و مسیرهایی که زمانی فرعی بودند به شریان اصلی تبدیل شدند.

اما تقریباً تمام این راه‌حل‌ها یک ویژگی مشترک دارند: گران‌تر، پیچیده‌تر و محدودتر از مسیر عادی هرمز هستند.

به همین دلیل پاسخ سؤال «آیا جهان راه دور زدن هرمز را پیدا کرده؟» هم بله است و هم نه. جهان یاد گرفته چگونه بخشی از نفت را بدون هرمز جابه‌جا کند، اما هنوز راهی پیدا نکرده که هرمز را از معادله انرژی جهان حذف کند.

آنچه ساخته شده بیشتر شبیه پلی اضطراری است که اجازه می‌دهد تجارت در شرایط بحران ادامه پیدا کند. عبور از این پل ممکن است، اما ظرفیتش محدود است و هزینه‌اش بسیار بیشتر از جاده‌ای است که قرار بود جای آن را بگیرد.

تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات