راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۶۲۷

حقوق ۱۶ میلیونی در برابر زندگی ۴۳ میلیونی / کارگر این فاصله را از کجا بیاورد؟

حداقل مزد پایه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۱۶.۶ میلیون تومان است، در حالی که سبد معیشت مبنای مذاکرات مزد ۴۲.۹ میلیون تومان بود؛ شکافی که شغل دوم را برای برخی خانوارها ضروری کرده است.

حقوق ۱۶ میلیونی در برابر زندگی ۴۳ میلیونی / کارگر این فاصله را از کجا بیاورد؟
تبلیغات

افزایش ۶۰ درصدی حداقل مزد در سال ۱۴۰۵ روی کاغذ عدد بزرگی بود، اما رشد هزینه‌های زندگی خیلی زود بخش مهمی از آن را بلعید. حداقل مزد پایه کارگران به حدود ۱۶.۶ میلیون تومان رسیده، در حالی که رقم سبد معیشت مورد توافق در مذاکرات مزدی حدود ۴۲.۹ میلیون تومان بود؛ یعنی حتی با همان معیار ابتدای سال، مزد پایه کمتر از ۴۰ درصد هزینه یک خانوار کارگری را پوشش می‌دهد. نتیجه برای بخشی از کارگران روشن است: یک شغل دیگر خرج زندگی را نمی‌دهد.

مسئله فقط پایین بودن عدد حقوق نیست. اجاره خانه، مواد غذایی، درمان، رفت‌وآمد و هزینه تحصیل فرزندان همزمان افزایش پیدا کرده‌اند و خانواری که تا چند سال پیش با یک حقوق و کمی صرفه‌جویی ماه را تمام می‌کرد، حالا ممکن است بدون درآمد دوم با کسری جدی روبه‌رو شود.

به همین دلیل شغل دوم برای بخشی از حقوق‌بگیران از یک انتخاب برای افزایش رفاه، به راهی برای تأمین هزینه‌های عادی زندگی تبدیل شده است.

فاصله حقوق کارگر با هزینه زندگی چقدر است؟

حداقل مزد روزانه کارگران در سال ۱۴۰۵ حدود ۵۵۴ هزار تومان تعیین شده که برای یک ماه ۳۰ روزه به حدود ۱۶.۶ میلیون تومان مزد پایه می‌رسد.

در مقابل، سبد معیشتی که در مذاکرات تعیین دستمزد ۱۴۰۵ مورد استناد قرار گرفت حدود ۴۲ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان بود.

شاخص مبلغ تقریبی
حداقل مزد پایه ماهانه ۱۶.۶ میلیون تومان
سبد معیشت مبنای مذاکرات مزد ۴۲.۹ میلیون تومان
فاصله دو رقم حدود ۲۶.۳ میلیون تومان
پوشش مزد پایه از سبد معیشت حدود ۳۹ درصد

البته مقایسه بالا به این معنی نیست که دریافتی نهایی تمام کارگران ۱۶.۶ میلیون تومان است. مزایایی مانند بن کارگری، حق مسکن، حق تأهل، سنوات و حق اولاد می‌توانند فیش حقوقی را افزایش دهند.

با این حال حتی اضافه شدن این مزایا نیز الزاماً فاصله با هزینه واقعی زندگی را از بین نمی‌برد.

یعنی کارگر باید ماهی ۲۶ میلیون تومان دیگر پیدا کند؟

اگر فقط مزد پایه را با همان سبد ۴۲.۹ میلیون تومانی مقایسه کنیم، شکاف حدود ۲۶ میلیون تومان در ماه است.

این عدد به‌خوبی توضیح می‌دهد چرا شغل دوم و اضافه‌کاری برای بخشی از خانوارها اهمیت پیدا کرده است.

تصور کنید یک کارگر پس از پایان شیفت اصلی، روزانه سه ساعت دیگر کار کند. اگر ۲۶ روز در ماه فعالیت داشته باشد، نزدیک به ۷۸ ساعت کار اضافی انجام داده است.

حتی اگر از این محل ساعتی ۲۰۰ هزار تومان درآمد داشته باشد، درآمد دوم ماهانه حدود ۱۵.۶ میلیون تومان خواهد بود؛ یعنی باز هم تمام فاصله میان مزد پایه و سبد معیشت ۴۲.۹ میلیونی جبران نمی‌شود.

این فقط یک محاسبه نمونه است، اما اندازه مسئله را نشان می‌دهد.

رانندگی بعد از کار؛ شغل دوم محبوب حقوق‌بگیران

یکی از قابل مشاهده‌ترین نمونه‌های چندشغله شدن، فعالیت بعد از ساعات کاری در تاکسی‌های اینترنتی است.

انعطاف زمانی باعث شده این بازار برای برخی کارکنان جذاب باشد؛ فرد می‌تواند پس از پایان شیفت اصلی چند ساعت رانندگی کند و درآمد جانبی داشته باشد.

عده‌ای نیز به سمت فروش اینترنتی، فعالیت در شبکه‌های اجتماعی، کار فریلنسری، تدریس خصوصی، خدمات فنی یا کارهای پاره‌وقت رفته‌اند.

اما این درآمد دوم رایگان به دست نمی‌آید. هزینه استهلاک خودرو، بنزین، اینترنت، ابزار کار و مهم‌تر از همه زمان و انرژی فرد باید از آن کم شود.

چندشغله بودن فقط یک مسئله اقتصادی نیست

وقتی ساعت کاری طولانی می‌شود، هزینه پنهان دیگری هم ایجاد می‌شود.

فردی که صبح تا عصر در محل کار است و عصر دوباره وارد شغل دوم می‌شود، زمان کمتری برای استراحت، خانواده، آموزش و حتی مراقبت از سلامت خود دارد.

در نتیجه ممکن است افزایش درآمد به قیمت کاهش کیفیت زندگی تمام شود.

چندشغله بودن زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که درآمد شغل دوم برای تفریح یا پس‌انداز خرج نشود، بلکه صرف اجاره، خوراک و هزینه‌های روزانه شود.

در چنین شرایطی، شغل دوم نشانه افزایش رفاه نیست؛ نشانه این است که درآمد شغل اصلی دیگر برای هزینه‌های معمول زندگی کافی نیست.

حتی سبد ۴۲.۹ میلیونی هم دیگر محل بحث است

نکته مهم‌تر این است که رقم ۴۲.۹ میلیون تومان مربوط به محاسبات زمان مذاکرات مزد است.

در ماه‌های اخیر برخی نمایندگان جامعه کارگری اعلام کرده‌اند با افزایش قیمت کالاها، برآورد آنها از هزینه واقعی سبد معیشت بسیار بیشتر شده و حتی از ۸۰ میلیون تومان عبور کرده است.

این رقم، عدد مورد توافق رسمی شورای عالی کار نیست و باید آن را به‌عنوان برآورد گروه‌های کارگری در نظر گرفت.

اما حتی مطرح شدن چنین اعدادی نشان می‌دهد فشار تورمی پس از تعیین دستمزد متوقف نشده است.

افزایش ۶۰ درصدی حقوق پس چه شد؟

افزایش ۶۰ درصدی مزد در ظاهر باید جهش بزرگی در قدرت خرید ایجاد می‌کرد، اما یک تفاوت اساسی میان افزایش اسمی حقوق و افزایش واقعی قدرت خرید وجود دارد.

اگر حقوق ۶۰ درصد بالا برود اما قیمت کالاها، اجاره و خدمات نیز با سرعت زیادی افزایش پیدا کنند، بخش قابل توجهی از افزایش مزد خنثی می‌شود.

برای کارگر مهم نیست درصد افزایش حقوق روی کاغذ چقدر بوده؛ سؤال اصلی این است که با حقوق جدید چند روز از هزینه ماه را می‌تواند پرداخت کند.

حقوق کارگران دوباره در نیمه دوم سال افزایش می‌یابد؟

بحث بازنگری دستمزد در نیمه سال دوباره مطرح شده و شورای عالی کار نیز موضوع تغییر هزینه‌های معیشتی را بررسی کرده است.

با این حال تا این لحظه نمی‌توان از یک افزایش قطعی و سراسری جدید برای حقوق کارگران از مهر صحبت کرد.

مطالبات گروه‌های کارگری برای ترمیم مزد وجود دارد، اما هرگونه افزایش جدید نیازمند تصمیم رسمی شورای عالی کار است.

بنابراین تیترهایی که از افزایش قطعی چنددرصدی حقوق در نیمه دوم سال خبر می‌دهند، تا قبل از مصوبه رسمی قابل اتکا نیستند.

یک حقوق برای زندگی معمولی کافی است؟

پاسخ برای همه خانوارها یکسان نیست. تعداد اعضای خانواده، شهر محل سکونت، داشتن یا نداشتن مسکن، تعداد فرزندان و هزینه درمان می‌تواند شرایط را کاملاً تغییر دهد.

اما مقایسه حداقل مزد با سبد معیشت یک پیام روشن دارد: برای بخش قابل توجهی از حداقل‌بگیران، فاصله درآمد و هزینه همچنان بزرگ است.

شاید به همین دلیل مهم‌ترین مطالبه کارگران دیگر صرفاً «افزایش درصد حقوق» نباشد؛ مسئله اصلی این است که مزد تا چه اندازه قدرت خرید از دست‌رفته را جبران می‌کند.

تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات