یک عمر کار، یک خانه دورتر؛ روایت سقوط قدرت خرید کارگر ایرانی
خانهدار شدن یا خرید یک خودروی صفر برای بخش بزرگی از خانوارهای ایرانی به هدفی تبدیل شده که هر سال دورتر به نظر میرسد. مقایسه حداقل دستمزد کارگران با قیمت مسکن و خودرو نشان میدهد حتی در یک سناریوی کاملاً خوشبینانه که هیچ تورمی در سالهای آینده وجود نداشته باشد و قیمت خانه و خودرو حتی یک ریال افزایش پیدا نکند، یک حداقلبگیر برای خرید برخی داراییهای معمولی به چند دهه و در مواردی چند قرن پسانداز نیاز دارد.
بر اساس مصوبه دستمزد سال ۱۴۰۵، حداقل مزد روزانه کارگران ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان تعیین شده است. با اضافه شدن بن کارگری و حق مسکن سه میلیون تومانی، مجموع دریافتی یک کارگر مجرد بدون سابقه به حدود ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان در ماه میرسد. بنابراین درآمد اسمی سالانه چنین کارگری حدود ۲۶۲ میلیون تومان خواهد بود.
۵۱ سال کار برای خرید یک خانه؛ آن هم بدون یک ریال هزینه زندگی
دادههای بازار مسکن برای مرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد میانگین قیمت قطعی هر مترمربع واحد مسکونی در تهران حدود ۱۹۲ میلیون تومان بوده است؛ رقمی پایینتر از متوسط قیمت پیشنهادی فروشندگان که حدود ۲۱۰ میلیون و ۸۰۰ هزار تومان گزارش شده است.
با همین متوسط قیمت قطعی، ارزش یک آپارتمان ۷۰ متری معمولی در تهران به حدود ۱۳ میلیارد و ۴۴۰ میلیون تومان میرسد.
حالا اگر یک کارگر حداقلبگیر بتواند تمام ۲۱.۸ میلیون تومان حقوق ماهانه خود را کنار بگذارد، بدون آنکه حتی یک ریال برای اجاره، خوراک، حملونقل، درمان، پوشاک یا سایر هزینههای زندگی خرج کند، حدود ۵۱ سال زمان لازم دارد تا پول چنین خانهای را جمع کند.
اما این فرض اساساً با زندگی واقعی فاصله دارد. اگر کارگر بتواند تنها ۲۰ درصد درآمد خود، یعنی حدود ۴.۴ میلیون تومان در ماه را پسانداز کند، زمان لازم برای خرید همین آپارتمان به حدود ۲۵۷ سال افزایش پیدا میکند.
خرید ماشین چقدر زمان میبرد؟
فاصله دستمزد با خودرو کمتر از مسکن است، اما اعداد همچنان قابل توجهاند. قیمت کوییک S در بازار آزاد در روزهای ابتدایی شهریور حدود یک میلیارد و ۲۵۵ میلیون تومان و قیمت پژو ۲۰۷ دندهای پانوراما حدود دو میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان گزارش شده است.
| دارایی | قیمت مبنا | با پسانداز ۱۰۰٪ حقوق | با پسانداز ۲۰٪ حقوق |
|---|---|---|---|
| آپارتمان ۷۰ متری تهران | ۱۳.۴۴ میلیارد تومان | ۵۱.۳ سال | ۲۵۶.۶ سال |
| کوییک S صفر | ۱.۲۵۵ میلیارد تومان | ۴.۸ سال | ۲۴ سال |
| پژو ۲۰۷ دندهای پانوراما | ۲.۱۵ میلیارد تومان | ۸.۲ سال | ۴۱ سال |
این اعداد حتی تورم را هم در نظر نمیگیرند
نکته مهم این است که جدول بالا در یک شرایط تقریباً غیرممکن محاسبه شده است: فرض کردهایم از امروز به بعد هیچ تورمی وجود ندارد و قیمت خانه و خودرو تا زمان خرید ثابت باقی میماند.
همچنین فرض شده دستمزد کارگر نیز در سطح فعلی باقی میماند و پسانداز هیچ بازده سرمایهگذاری یا سودی ایجاد نمیکند. هدف از این محاسبه پیشبینی زمان واقعی خرید نیست، بلکه نشان دادن نسبت قیمت داراییها به درآمد کارگر در شرایط امروز است.
در اقتصادی تورمی مانند ایران، کارگری که برای خرید خانه پول نقد پسانداز میکند با یک مشکل جدیتر مواجه است؛ در همان زمانی که او در حال جمع کردن پول است، ممکن است قیمت دارایی موردنظر نیز افزایش پیدا کند. بنابراین حتی عدد ۵۱ سال برای خرید خانه را نباید زمان واقعی خانهدار شدن دانست؛ این عدد صرفاً میگوید قیمت یک آپارتمان ۷۰ متری امروز معادل بیش از ۵۱ سال کل درآمد یک حداقلبگیر است.
پسانداز واقعی، تصویر را تغییر میدهد
محاسبه بر اساس کل حقوق شاید در نگاه اول عددی عجیب تولید کند، اما شاخص مهمتر همان سناریوی پسانداز بخشی از درآمد است.
اگر فرض کنیم یک کارگر بتواند ۲۰ درصد درآمد خود را پسانداز کند، برای خرید یک کوییک صفر باید حدود ۲۴ سال، برای یک پژو ۲۰۷ حدود ۴۱ سال و برای یک واحد ۷۰ متری در تهران بیش از ۲۵۰ سال پسانداز کند.
این در حالی است که در تمام این مدت فرض کردهایم قیمت خودرو و مسکن ثابت است و تورمی وجود ندارد.
به بیان سادهتر، مسئله دیگر صرفاً «گرانی خانه و خودرو» نیست؛ فاصله میان درآمد حاصل از کار و قیمت داراییها به اندازهای افزایش یافته که برای یک حداقلبگیر، خرید دارایی از محل پسانداز دستمزد بهتنهایی در بسیاری از موارد عملاً از دسترس خارج شده است.
وقتی حقوق دیگر به دارایی تبدیل نمیشود
در سالهای گذشته یکی از مسیرهای سنتی خانوار برای تشکیل سرمایه، پسانداز بخشی از دستمزد و تبدیل تدریجی آن به خودرو و سپس مسکن بود. اما اعداد امروز نشان میدهد این مسیر برای بخش بزرگی از حقوقبگیران بسیار دشوار شده است.
حتی اگر تورم را برای سالهای آینده صفر فرض کنیم، یک کارگر با نرخ پسانداز ۲۰ درصدی باید تقریباً تمام عمر کاری خود را صرف خرید یک خودروی معمولی کند؛ خرید خانه نیز با چنین درآمدی عملاً از محدوده یک عمر انسانی فراتر میرود.
این شاید روشنترین تصویر از کاهش قدرت خرید دستمزد باشد: نه اینکه یک کارگر امروز نمیتواند خانه بخرد؛ بلکه حتی در جهانی بدون تورم نیز فاصله درآمد او با قیمت مسکن آنقدر زیاد شده که پسانداز دستمزد بهتنهایی دیگر راه واقعبینانهای برای خانهدار شدن نیست.