دلار چرا پایین نمیآید؟ / ۳ نیرویی که دوباره ارز را به سمت رکورد بردند؛ تارگت بعدی کجاست؟
دلار بار دیگر به مرز ۲۳۰ هزار تومان رسیده و حتی در بخشی از معاملات امروز از این سطح عبور کرده است؛ اتفاقی که نشان میدهد اصلاح چند روز گذشته دستکم فعلاً نتوانسته روند بازار ارز را تغییر دهد. کاهش درآمدهای ارزی، تورم سنگین و ادامه نااطمینانیهای سیاسی سه نیروی اصلی هستند که اجازه نمیدهند فشار از روی دلار برداشته شود. حالا پرسش مهم این است که اگر ۲۳۰ هزار تومان شکسته شود، مقصد بعدی دلار کجاست؟
به گزارش راهبرد فردا، بازار ارز در شهریور یکی از سریعترین دورههای رشد خود را پشت سر گذاشته است. دلار که در ابتدای ماه در محدوده ۱۹۴ تا ۲۰۰ هزار تومان معامله میشد، در کمتر از سه هفته خود را به حوالی ۲۳۰ هزار تومان رسانده است. دادههای بازار نشان میدهد دلار از حدود ۱۹۹ هزار و ۷۰۰ تومان در اول شهریور به محدوده ۲۲۸ هزار تومان در ۱۷ شهریور رسیده و برخی منابع در معاملات امروز ۱۸ شهریور عبور قیمت از ۲۳۰ هزار تومان را نیز گزارش کردهاند.
اختلاف چند هزار تومانی میان منابع اعلام نرخ در بازار آزاد طبیعی است، اما جهت حرکت تقریباً در همه آنها یکسان است: دلار پس از اصلاح کوتاهمدت دوباره به سقف برگشته است. حتی افت قیمت از حوالی ۲۳۰ هزار تومان به محدوده ۲۲۳ هزار تومان در روزهای گذشته نیز با بازگشت خریداران همراه شد و قیمت بار دیگر به نزدیکی سقف تاریخی رسید.
نیروی اول؛ ورودی دلار به اقتصاد تحت فشار است
مهمترین تفاوت شرایط فعلی بازار ارز با بسیاری از جهشهای قبلی را باید در سمت عرضه جستوجو کرد. تشدید تحریمها و محدودیتهای ایجادشده برای صادرات نفت و انتقال منابع ارزی، دسترسی اقتصاد ایران به ارز را دشوارتر کرده است.
رویترز در گزارشی تازه از فشار شدید بر صادرات نفت ایران خبر داده و نوشته است محدودیتهای دریایی و تحریمی، جریان صادرات نفت را به شکل محسوسی مختل کرده است. وزارت خزانهداری آمریکا نیز طی ماههای اخیر چندین شبکه مرتبط با صادرات نفت، انتقال پول و شبکههای ارزی ایران را هدف تحریم قرار داده است.
البته درباره میزان دقیق صادرات نفت روایتهای متفاوتی وجود دارد و مقامهای ایرانی توقف صادرات را رد کردهاند. با این حال حتی افزایش هزینه انتقال پول، فروش نفت با تخفیف یا کاهش سرعت دسترسی به منابع ارزی میتواند توان بازارساز برای پاسخ به تقاضای ارز را محدود کند. در چنین وضعیتی هر موج تازه تقاضا با عرضهای مواجه میشود که نسبت به گذشته قدرت کمتری دارد.
نیروی دوم؛ تورم بالا ریال را به دارایی پرریسک تبدیل کرده است
مشکل دلار تنها سیاسی نیست. پشت بازار ارز یک موتور تورمی بسیار قدرتمند نیز فعال است.
بر اساس گزارش مرکز آمار، تورم سالانه در مرداد ۱۴۰۵ به ۶۹.۹ درصد و تورم نقطهبهنقطه به ۸۹ درصد رسیده است. به بیان ساده، سطح عمومی قیمتها همچنان با سرعتی بسیار بالا در حال افزایش است و همین موضوع انگیزه نگهداری ریال را کاهش میدهد.
در چنین اقتصادی حتی اگر بازار ارز برای چند روز آرام شود، تقاضای تبدیل ریال به داراییهایی مانند دلار، طلا و سکه از بین نمیرود. خانوار برای حفظ قدرت خرید، شرکت برای تأمین مواد اولیه آینده و سرمایهگذار برای پوشش ریسک تورم به دنبال دارایی جایگزین میروند.
از سوی دیگر فشار بودجهای نیز کاملاً ناپدید نشده است. مرکز پژوهشهای مجلس در بررسی بودجه ۱۴۰۵، کسری تراز عملیاتی لایحه را حدود ۶۱۵ هزار میلیارد تومان و کسری بودجه آشکار با احتساب خالص استقراض و منابع صندوق توسعه را حدود ۱۵۳۰ هزار میلیارد تومانبرآورد کرده بود. البته این ارقام مربوط به ساختار بودجه مصوب و لایحهاند و به معنای تحقق کامل کسری در طول سال نیستند، اما نشان میدهند فشار مالی دولت همچنان متغیر مهمی برای اقتصاد است.
نیروی سوم؛ بازار دیگر به اصلاحهای کوتاهمدت اعتماد نمیکند
عامل سوم شاید از دو عامل دیگر هم مهمتر باشد: انتظارات.
دلار در ۱۵ شهریور پس از نزدیک شدن به ۲۳۰ هزار تومان تا حوالی ۲۲۳ تا ۲۲۴ هزار تومان عقب نشست. این کاهش میتوانست شروع یک اصلاح جدی باشد، اما بازار خیلی سریع برگشت و دوباره به سقف رسید.
این رفتار یک پیام مهم دارد. معاملهگران هنوز اتفاق بنیادی بزرگی نمیبینند که بتواند مسیر دلار را برای مدت طولانی معکوس کند. تا زمانی که خبری از افزایش پایدار درآمدهای ارزی، کاهش ملموس تنشهای خارجی یا تغییر محسوس انتظارات تورمی نباشد، کاهش قیمت بیشتر شبیه «فرصت خرید» دیده میشود تا آغاز یک روند نزولی.
همین موضوع توضیح میدهد چرا مداخلات یا خبرهای مثبت میتوانند دلار را چند هزار تومان پایین بیاورند، اما حفظ قیمت در سطوح پایین دشوارتر شده است.
تارگت بعدی دلار کجاست؟
سطح ۲۳۰ هزار تومان اکنون مهمترین مرز بازار است. این محدوده طی روزهای گذشته چند مرتبه جلوی رشد قیمت را گرفته و به یک مقاومت روانی تبدیل شده است. بنابراین عبور لحظهای از ۲۳۰ هزار تومان به تنهایی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد تثبیت قیمت بالای این سطحاست.
در صورت تثبیت دلار بالای ۲۳۰ هزار تومان، محدوده ۲۳۵ تا ۲۴۰ هزار تومان را میتوان اولین منطقه هدف کوتاهمدت دانست. پس از آن نیز عدد رُند ۲۵۰ هزار تومان احتمالاً به مهمترین مقاومت روانی بازار تبدیل خواهد شد.
اما داستان در ۲۵۰ هزار تومان تمام نمیشود.
اگر محدودیت درآمدهای ارزی ادامه داشته باشد، تورم در سطوح فعلی باقی بماند و گشایش سیاسی مهمی رخ ندهد، در افق چندماهه ورود دلار به محدوده ۲۶۰ تا ۲۹۰ هزار تومان دیگر سناریویی دور از ذهن نیست. این محدوده را نباید «پیشبینی قطعی قیمت» دانست؛ بلکه سناریویی است که در صورت ادامه وضعیت فعلی اقتصاد و سیاست خارجی قابل تصور خواهد بود.
در سناریوی شدیدتر، یعنی تشدید دوباره درگیریها، کاهش بیشتر دسترسی به درآمدهای نفتی یا وقوع یک شوک سیاسی جدید، حتی دلار ۳۰۰ هزار تومانی نیز میتواند وارد محاسبات بازار شود.
| سناریو | محدوده مورد توجه دلار |
|---|---|
| تثبیت زیر مقاومت و آرامشدن بازار | ۲۲۰ تا ۲۳۰ هزار تومان |
| شکست و تثبیت بالای ۲۳۰ هزار | ۲۳۵ تا ۲۴۰ هزار تومان |
| ادامه روند صعودی کوتاهمدت | حوالی ۲۵۰ هزار تومان |
| تداوم شرایط فعلی در ماههای آینده | ۲۶۰ تا ۲۹۰ هزار تومان |
| تشدید جدی ریسک سیاسی و محدودیت ارزی | ۳۰۰ هزار تومان و بالاتر |
چه چیزی میتواند این سناریو را خراب کند؟
جهش دلار اجتنابناپذیر نیست. همان عواملی که قیمت را بالا بردهاند میتوانند در جهت عکس نیز عمل کنند.
کاهش واقعی تنشهای سیاسی، باز شدن مسیر صادرات و انتقال درآمدهای نفتی، افزایش محسوس عرضه ارز و کاهش انتظارات تورمی میتواند بازار را وارد یک اصلاح عمیقتر کند. در چنین سناریویی بازگشت دلار به محدوده ۲۲۰ هزار تومان و سپس آزمون محدودههای ۲۱۰ تا ۲۱۵ هزار تومان قابل تصور خواهد بود.
بنابراین در روزهای آینده بیش از خود عدد ۲۳۰ هزار تومان باید به این پرسش توجه کرد که آیا بازار بالای این سطح ماندگار میشود یا نه. تثبیت بالای ۲۳۰ هزار تومان میتواند فاز جدیدی از قیمتگذاری را آغاز کند؛ اما برگشت دوباره زیر این سطح نشان خواهد داد که بازار هنوز توان عبور قطعی از مقاومت فعلی را پیدا نکرده است.
در حال حاضر اما یک واقعیت را نمیتوان نادیده گرفت: دلار از ابتدای شهریور تاکنون چند بار اصلاح کرده، اما هر بار خریداران بازگشتهاند. تا زمانی که یکی از سه موتور کاهش عرضه ارز، تورم بالا و نااطمینانی سیاسی خاموش نشود، انتظار برای یک ریزش پایدار دلار بیش از آنکه بر دادههای بنیادی استوار باشد، به امید تغییر شرایط وابسته خواهد بود.