راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۷۳

دلار ۲۱۰ هزار تومانی چه پیامی دارد؟ آینده اقتصاد ایران به کدام سو می‌رود؟

دلار بار دیگر رکوردی تازه شکست و در کانال ۲۱۰ هزار تومان قرار گرفته است؛ سطحی که عبور از آن را نمی‌توان صرفاً نتیجه چند روز التهاب در بازار ارز دانست. پشت این قیمت، مجموعه‌ای از ناترازی‌های داخلی و ریسک‌های سیاسی قرار دارد که بخشی از آنها سال‌هاست در اقتصاد ایران انباشته شده و بخشی دیگر، در ماه‌های اخیر با جنگ، تحریم و محدود شدن تجارت خارجی شدت گرفته است.

دلار ۲۱۰ هزار تومانی چه پیامی دارد؟ آینده اقتصاد ایران به کدام سو می‌رود؟
تبلیغات

 

در بلندمدت، قیمت دلار نمی‌تواند مسیری کاملاً جدا از تورم طی کند. اقتصادی که با کسری بودجه مزمن، رشد بالای نقدینگی و ناترازی نظام بانکی مواجه است، به‌طور مداوم ریال بیشتری تولید می‌کند؛ در حالی که ظرفیت تولید کالا و خدمات با همان سرعت افزایش نمی‌یابد.

کسری بودجه دولت نیز در نهایت باید از جایی تأمین شود. اگر درآمدهای پایدار پاسخگوی هزینه‌ها نباشد و بخشی از این کسری مستقیم یا غیرمستقیم به شبکه بانکی و بانک مرکزی منتقل شود، نتیجه افزایش پایه پولی و نقدینگی خواهد بود. در شبکه بانکی نیز رشد ترازنامه، اضافه‌برداشت‌ها و ناترازی برخی بانک‌ها همین فشار را تشدید می‌کند.

نفت؛ هم منبع ارز، هم بخشی از معادله پولی

در این میان نفت نقشی دوگانه دارد. افزایش صادرات نفت از یک سو می‌تواند عرضه ارز را تقویت کند و فشار بر بازار دلار را کاهش دهد؛ اما نحوه تبدیل و هزینه‌کرد درآمد نفتی نیز اهمیت دارد. زمانی که درآمد ارزی دولت به ریال تبدیل و بدون مهار مناسب وارد اقتصاد می‌شود، می‌تواند به رشد نقدینگی منجر شود.

مشکل امروز اما بیشتر در سمت نخست این معادله قرار دارد: کاهش امکان صادرات، نقل‌وانتقال پول و دسترسی به منابع ارزی. جنگ و محاصره دریایی فشار بر تجارت خارجی ایران را افزایش داده و به گفته رئیس‌جمهور، تجارت خارجی کشور نسبت به گذشته حدود ۳۵ درصد کاهش یافته است.

بنابراین حتی افزایش قیمت جهانی نفت نیز لزوماً برای ایران خبر کاملاً خوبی نیست؛ مهم‌تر از قیمت نفت، امکان فروش، حمل و دریافت پول آن است.

سیاست دوباره فرمان بازار ارز را در دست گرفت

اما در کوتاه‌مدت، شاید هیچ متغیری به اندازه سیاست برای دلار اهمیت نداشته باشد. درگیری‌های روز گذشته بار دیگر نشان داد که ریسک جنگ همچنان زنده است. نیروهای آمریکایی مواضعی در جزیره لارک را هدف قرار دادند و ایران نیز در پاسخ حملاتی علیه مواضع آمریکا در منطقه انجام داد؛ نخستین تبادل مستقیم آتش پس از بیش از یک ماه. همزمان قیمت نفت برنت نیز به بالای ۹۰ دلار صعود کرد.

در کنار ریسک نظامی، فشار اقتصادی نیز در حال افزایش است. وزیر خزانه‌داری آمریکا اعلام کرده تحریم‌های ثانویه جدید علیه شبکه‌های مالی و تجاری مرتبط با ایران می‌تواند به‌صورت هفتگی اعمال شود. محاصره دریایی و کاهش تردد کشتی‌ها نیز عملاً هزینه تجارت خارجی و انتقال ارز را افزایش داده است.

برای بازار ارز، مجموعه این اخبار یک پیام ساده دارد: احتمال ورود ارز به کشور کمتر شده و ریسک نگهداری ریال افزایش یافته است.

ناترازی انرژی چگونه دلار را گران می‌کند؟

ماجرا فقط نفت نیست. ناترازی برق و گاز در سال‌های اخیر مستقیماً ظرفیت تولید صنایع بزرگ کشور را تحت فشار قرار داده و در شرایط جنگی، این مشکل می‌تواند شدیدتر نیز شود.

اثر این اتفاق بر ارز بسیار مهم است؛ زیرا بخشی از بزرگ‌ترین صنایع ارزآور ایران، از پتروشیمی و فولاد گرفته تا پالایشگاه‌ها، به انرژی پایدار وابسته‌اند. تنها صادرات سالانه محصولات پتروشیمی ایران در شرایط عادی حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده است. کاهش تولید یا محدود شدن صادرات این صنایع یعنی کاهش عرضه ارز درست در زمانی که اقتصاد بیش از هر زمان دیگری به منابع ارزی نیاز دارد.

به بیان ساده، ناترازی انرژی فقط مشکل برق و گاز نیست؛ در نهایت می‌تواند به ناترازی ارزی تبدیل شود.

دلار ۲۳۰ هزار تومانی چقدر دور است؟

در چنین فضایی، عبور دلار از ۲۱۰ هزار تومان دیگر اتفاقی عجیب محسوب نمی‌شود. سوال اصلی این است که آیا اقتصاد سیاسی ایران می‌تواند عامل تازه‌ای برای تغییر انتظارات ایجاد کند یا خیر.

اگر تنش‌های نظامی کاهش پیدا کند، مسیر تجارت بازتر شود یا نشانه‌ای جدی از توافق سیاسی و افزایش دسترسی ایران به منابع ارزی دیده شود، بخشی از پریمیوم سیاسی فعلی دلار می‌تواند تخلیه شود و بازار حتی اصلاح قابل‌توجهی را تجربه کند.

اما در سناریوی مقابل، اگر درگیری‌ها ادامه پیدا کند، محاصره و تحریم‌ها شدیدتر شوند و همزمان کسری بودجه، رشد نقدینگی و ناترازی انرژی پابرجا بمانند، دلار ۲۳۰ هزار تومانی دیگر یک سناریوی دوردست نیست و می‌تواند خیلی زودتر از آنچه تصور می‌شود به یکی از سناریوهای جدی بازار تبدیل شود.

دلار ۲۱۰ هزار تومانی در واقع بیش از آنکه درباره ارزش دلار چیزی بگوید، درباره ارزش ریال و وضعیت اقتصاد ایران حرف می‌زند. تا زمانی که همزمان دو موتور تورم داخلی و ریسک سیاسی خارجی روشن باشند، مهار پایدار بازار ارز بسیار دشوار خواهد بود.

 

تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات