معوقات بازنشستگان چه شد؟/ تورم زودتر از واریزی دولت به حساب میرسد
بازنشستگان ماههاست چشمانتظار دریافت مطالباتی هستند که هر روز تأخیر در پرداخت آن، بخشی از قدرت خریدشان را از بین میبرد. در شرایطی که هزینه خوراک، درمان، مسکن و خدمات بدون توقف بالا میرود، سؤال ساده است؛ پولی که چند ماه دیرتر واریز میشود، آیا هنوز همان ارزش روز اول را دارد؟
مسئله معوقات بازنشستگان فقط تأخیر چندروزه یا چندماهه در یک واریزی نیست. بازنشسته ممکن است برای دریافت مابهالتفاوت حقوق یا متناسبسازی ماهها منتظر بماند، اما در همین مدت قیمت کالاها و خدمات منتظر تأمین منابع دولت یا صندوقها نمیماند. نتیجه روشن است؛ هرچه پرداخت دیرتر انجام شود، قدرت خرید واقعی آن مبلغ کمتر میشود.
پول همان است، ارزشش نه
اگر مبلغی قرار بوده چند ماه قبل در اختیار بازنشسته قرار بگیرد و همان رقم اسمی امروز پرداخت شود، در ظاهر بدهی تسویه شده است؛ اما در عمل بخشی از ارزش آن پول در اثر تورم از بین رفته است. برای بازنشستهای که بخش بزرگی از درآمدش صرف هزینههای ثابت زندگی، دارو، درمان و خوراک میشود، این تفاوت فقط یک محاسبه اقتصادی روی کاغذ نیست؛ مستقیماً در سفره او دیده میشود.
هزینه کمبود منابع چرا باید از جیب بازنشسته پرداخت شود؟
بارها کمبود منابع و ناترازی صندوقها بهعنوان یکی از دلایل تأخیر در پرداخت مطالبات مطرح شده است. اما سؤال بازنشستگان این است که چرا نتیجه این ناترازی باید به شکل تأخیر در دریافت حق آنها ظاهر شود؟ بازنشسته سالها حق بیمه پرداخت کرده و امروز انتظار دارد مطالباتش در موعد مقرر پرداخت شود، نه زمانی که بخش مهمی از ارزش آن از بین رفته است.
وعدهای که دیر اجرا شود، کامل اجرا نشده است
اعلام زمان پرداخت مطالبات زمانی برای بازنشسته معنا دارد که پرداخت در همان زمان انجام شود. در اقتصادی با تورم بالا، پرداخت چند ماه دیرتر یک طلب قدیمی، از نظر قدرت خرید معادل پرداخت بهموقع آن نیست. به همین دلیل مسئله امروز بازنشستگان فقط «واریز شدن یا نشدن» پول نیست؛ مسئله این است که وقتی پول بالاخره به حساب میرسد، چقدر از ارزش واقعی آن باقی مانده است؟