راهبرد فردا
تبلیغات
تبلیغات
کد خبر: ۱۹۵۳

جنگ سوم ایران و آمریکا / حمله دوباره یا محاصره دریایی / آیا جنگ تازه در راه است؟

کوروش احمدی، دیپلمات پیشین، با بررسی پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ و اهمیت راهبردی تنگه هرمز، سه سناریوی اصلی پیش‌روی ایران را تشریح کرد: ازسرگیری حملات نظامی، ادامه محاصره دریایی و فشار اقتصادی، یا بازگشت به مسیر مذاکره. او همچنین با انتقاد از نحوه مدیریت تفاهم‌نامه اسلام‌آباد گفت که ایران با تصمیمی اشتباه، مسیر خروج آمریکا از توافق را هموار کرد.

جنگ سوم ایران و آمریکا / حمله دوباره یا محاصره دریایی / آیا جنگ تازه در راه است؟
تبلیغات

کوروش احمدی در نشست تخصصی «چالش‌های ژئوپلیتیکی ایران و سناریوهای پیش رو» که با همت خانه اندیشمندان علوم انسانی و همکاری انجمن ژئوپلیتیک ایران برگزار شد، به بررسی موقعیت ژئوپلیتیکی ایران و پیامدهای جنگ اخیر پرداخت.

این دیپلمات پیشین با اشاره به اهمیت خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز گفت موقعیت جغرافیایی ایران در این منطقه، یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت راهبردی کشور به شمار می‌رود. به گفته او، برخورداری از سواحل گسترده، جزایر متعدد و موقعیت جغرافیایی ویژه در بخش غربی تنگه هرمز، امکان ایجاد ظرفیت‌های نظارتی و دفاعی قابل‌توجهی را برای ایران فراهم کرده است.

احمدی تأکید کرد اهمیت این موقعیت فقط به مسائل نظامی محدود نمی‌شود؛ زیرا تنگه هرمز یکی از گذرگاه‌های مهم انتقال انرژی در جهان است و هرگونه اختلال جدی در تردد کشتی‌ها می‌تواند بازار جهانی نفت و اقتصاد بین‌المللی را تحت تأثیر قرار دهد.

رژیم حقوقی تنگه هرمز چه اهمیتی دارد؟

احمدی برای توضیح جایگاه حقوقی ایران در تنگه هرمز، به تحولات حقوق بین‌الملل دریاها اشاره کرد. به گفته او، مذاکرات سومین کنفرانس حقوق دریاها در فاصله سال‌های ۱۹۷۴ تا ۱۹۸۲ به شکل‌گیری رژیم «عبور ترانزیتی» برای تنگه‌های مورد استفاده در کشتیرانی بین‌المللی انجامید.

او همچنین یادآور شد که در جریان این مذاکرات، کشورهای در حال توسعه و کشورهای کوچک و متوسط توانستند بخشی از خواسته‌های خود را در مقررات بین‌المللی تثبیت کنند. از نگاه این دیپلمات پیشین، این تجربه نشان می‌دهد که کشورهای کوچک‌تر نیز در صورت شکل‌دهی به ائتلاف‌های مؤثر و مذاکره هدفمند می‌توانند از منافع خود دفاع کنند.

احمدی با اشاره به شرایط جغرافیایی تنگه هرمز اظهار کرد که به دلیل عرض تنگه و همپوشانی آب‌های سرزمینی ایران و عمان، مسیر عبور کشتی‌ها در محدوده آب‌های سرزمینی این دو کشور قرار می‌گیرد. او همچنین به نظام جداسازی ترافیک دریایی اشاره کرد که با هدف افزایش ایمنی کشتیرانی و کاهش خطر تصادم کشتی‌ها ایجاد شده است.

آیا جنگ می‌تواند قواعد عبور از تنگه هرمز را تغییر دهد؟

این دیپلمات پیشین با اشاره به موضع حقوقی ایران در جریان جنگ گفت استدلال ایران این بوده که در شرایط مخاصمه مسلحانه، قواعد حقوق جنگ در دریا می‌تواند بر برخی قواعد معمول زمان صلح در حقوق دریاها تقدم پیدا کند و مبنایی برای اعمال محدودیت‌های تردد فراهم آورد.

احمدی معتقد بود این استدلال از سوی ایران مطرح شده و به گفته او، منطق آن تا حدی در سطح بین‌المللی درک شده است. با این حال، بررسی حقوقی این موضوع به شرایط مخاصمه، قواعد قابل‌اعمال و تعهدات بین‌المللی مرتبط بستگی دارد.

جنگ سوم؛ سناریویی ممکن اما نه اجتناب‌ناپذیر

احمدی در بخش دیگری از سخنانش با بررسی احتمال ازسرگیری درگیری‌ها تأکید کرد که وقوع جنگ سوم ممکن است، اما نباید آن را اجتناب‌ناپذیر دانست.

او با اشاره به وسعت جغرافیایی ایران، جمعیت کشور و موقعیت آن در میان چند منطقه ژئوپلیتیکی گفت اشغال زمینی ایران با موانع بسیار بزرگی روبه‌رو است. به گفته او، برخی مطالعات و برآوردهای مراکز فکری آمریکایی و اروپایی، برای انجام یک عملیات زمینی گسترده علیه ایران به نیرویی در حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ هزار نفر اشاره کرده‌اند.

این دیپلمات پیشین همچنین با اشاره به مخالفت دونالد ترامپ با جنگ‌های طولانی‌مدت، احتمال ورود آمریکا به یک جنگ زمینی گسترده و فرسایشی را پایین ارزیابی کرد. او افزود تجربه جنگ‌های گذشته نشان داده است که حملات هوایی به‌تنهایی لزوماً به سرنگونی یک نظام سیاسی مستقر منجر نمی‌شوند.

چرا محاسبه فروپاشی سیاسی ایران می‌تواند اشتباه باشد؟

احمدی در تحلیل جنگ اخیر مدعی شد که اسرائیل و موساد این تصور را در ذهن ترامپ ایجاد کردند که هدف قرار دادن شماری از رهبران سیاسی و نظامی ایران، همراه با غافلگیری و ایجاد شوک، می‌تواند در مدت کوتاهی به فروپاشی نظام سیاسی منجر شود.

به گفته او، برخی نهادها و مقام‌های آمریکایی، از جمله بخش‌هایی از پنتاگون و ارتش آمریکا و همچنین جی‌دی ونس، درباره این ارزیابی تردید داشتند؛ اما ترامپ در نهایت آن را پذیرفت.

احمدی معتقد بود پس از گذشت دو تا سه هفته، روشن شد که حملات اولیه به نتیجه مورد انتظار نرسیده است و ادامه جنگ می‌تواند آمریکا را درگیر نبردی طولانی کند. به باور او، همین شرایط زمینه حرکت به سمت مذاکره و شکل‌گیری تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را فراهم کرد.

حمله دوباره به تأسیسات هسته‌ای یا اهداف زیرزمینی؛ گزینه‌های احتمالی جنگ سوم

این دیپلمات پیشین در بررسی احتمال ازسرگیری جنگ پرسید اگر عملیات زمینی گسترده بسیار دشوار باشد و حملات هوایی نیز نتوانسته باشند به اهداف سیاسی موردنظر برسند، جنگ جدید با چه هدفی انجام خواهد شد؟

او یکی از احتمالات را حمله مجدد به تأسیسات هسته‌ای ایران دانست. هدف قرار دادن شهرهای موشکی و تأسیسات عمیق زیرزمینی که به گفته او در حملات قبلی به‌طور کامل آسیب ندیده‌اند، از دیگر گزینه‌های احتمالی مطرح‌شده در تحلیل او بود.

احمدی درباره احتمال استفاده از بمب‌های سنگرشکن هسته‌ای نیز گفت چنین ایده‌ای مطرح شده است، اما احتمال عملی شدن آن را بسیار پایین می‌داند.

او در ادامه هشدار داد که حمله به تأسیسات انرژی در منطقه می‌تواند پیامدهایی فراتر از میدان نبرد داشته باشد. به گفته احمدی، اگر زیرساخت‌های انرژی کشورهای منطقه هدف قرار گیرند، بازار جهانی نفت تحت تأثیر قرار می‌گیرد و احتمال واکنش متقابل ایران نیز می‌تواند دامنه بحران را گسترش دهد.

محاصره دریایی و فشار اقتصادی؛ سناریویی کم‌هزینه‌تر از جنگ تمام‌عیار

احمدی دومین سناریوی پیش‌رو را ادامه وضعیت موجود، از جمله محاصره دریایی و اعمال فشار اقتصادی، دانست. از نگاه او، این گزینه ممکن است در مقایسه با ورود به یک جنگ تمام‌عیار، هزینه و خسارت کمتری برای طرف مقابل داشته باشد.

با این حال، او تأکید کرد که محاصره دریایی صرفاً اقدامی اقتصادی یا تجاری نیست و در شرایط مخاصمه مسلحانه می‌تواند از منظر حقوق بین‌الملل، اقدامی جنگی محسوب شود. بنابراین، پیامدهای حقوقی و سیاسی چنین اقدامی باید در کنار آثار اقتصادی آن بررسی شود.

مذاکره؛ سومین سناریوی پیش‌روی ایران

این دیپلمات پیشین سومین سناریو را ادامه مسیر دیپلماتیک و تلاش برای رسیدن به توافق دانست؛ مسیری که به باور او می‌تواند احتمال وقوع یک جنگ تمام‌عیار را کاهش دهد.

احمدی بازگشت به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را دشوار ارزیابی کرد و گفت اختلاف بر سر وضعیت تنگه هرمز یکی از موانع اصلی ازسرگیری مذاکرات است. به گفته او، آمریکا مدعی است تنگه هرمز باز شده و نباید همچنان بخشی از مذاکرات باشد؛ در مقابل، ایران بر حل‌وفصل موضوع تنگه پیش از ورود به مذاکرات هسته‌ای تأکید دارد.

او معتقد بود وضعیت عملی تردد دریایی و صادرات نفت می‌تواند در ارزیابی میزان اثرگذاری تنگه هرمز به‌عنوان اهرم مذاکراتی اهمیت داشته باشد. احمدی در همین زمینه به گزارش‌هایی درباره افزایش دوباره صادرات نفت عراق اشاره کرد و گفت باید دید تحولات میدانی تا چه اندازه بر قدرت چانه‌زنی طرف‌ها اثر خواهد گذاشت.

شورای امنیت و آینده تحولات تنگه هرمز

احمدی در پاسخ به پرسشی درباره نقش سازمان‌های بین‌المللی در مدیریت بحران، شورای امنیت سازمان ملل متحد را مهم‌ترین نهاد بین‌المللی در حوزه صلح و امنیت دانست.

او به قطعنامه‌های مطرح‌شده در شورای امنیت درباره جنگ، تنگه هرمز و حملات به کشورهای منطقه اشاره کرد و گفت تلاش‌هایی نیز برای تصویب قطعنامه‌هایی با هدف تأمین امنیت کشتیرانی و فراهم کردن زمینه اقدام نظامی صورت گرفته است.

به گفته این دیپلمات پیشین، پیش‌نویسی که در اوایل آوریل با هدف ایجاد مجوز برای اقدام نظامی در حمایت از کشتی‌ها و بازگشایی تنگه هرمز مطرح شده بود، با وتوی روسیه و چین به تصویب نرسید. او همچنین از پیگیری طرح‌های دیگری برای تأمین امنیت کشتیرانی خبر داد که به گفته وی، برخی از آنها مؤلفه نظامی دارند.

احمدی در ادامه نقش جنبش عدم تعهد را در تحولات جاری محدود ارزیابی کرد و یکی از دلایل آن را دشواری تصمیم‌گیری بر پایه اجماع میان اعضای این جنبش دانست.

آیا تفاهم‌نامه اسلام‌آباد از ابتدا محکوم به شکست بود؟

یکی از پرسش‌های مطرح‌شده در این نشست به امکان پیش‌بینی خروج آمریکا از تفاهم‌نامه اسلام‌آباد و نحوه مواجهه ایران با رفتار سیاسی ترامپ مربوط بود.

احمدی در پاسخ گفت نمی‌توان صرفاً با نگاه به گذشته نتیجه گرفت که خروج آمریکا از توافق از ابتدا قطعی بوده است. به باور او، شناخت شخصیت سیاسی ترامپ می‌توانست زمینه‌ساز پیش‌بینی‌هایی درباره رفتار احتمالی او باشد، اما نباید پیش از وقوع اتفاقات، نقض توافق را قطعی فرض کرد.

او تفاهم‌نامه اسلام‌آباد را توافقی سودمند برای ایران توصیف کرد و گفت پس از امضای آن، اقداماتی در زمینه توقف محاصره دریایی و کاهش بخشی از محدودیت‌های مالی و نفتی انجام شد.

رفع تحریم‌ها و امتیازات اقتصادی تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

احمدی با اشاره به اقدامات وزارت خزانه‌داری آمریکا پس از امضای تفاهم‌نامه گفت مجوزی با عنوان «General License X» صادر شد که به گفته او، دامنه قابل‌توجهی از معاملات مرتبط با نفت و برخی فعالیت‌های مالی را در بر می‌گرفت.

او اظهار کرد که این مجوز امکان انجام برخی معاملات مرتبط با نهادهای فعال در حوزه نفت و نیز شماری از تراکنش‌های دلاری را فراهم کرده بود. احمدی همچنین گفت مذاکرات درباره آزادسازی سپرده‌های بانکی ایران و موضوع دارایی‌های بلوکه‌شده ادامه داشت و توافق برای پیگیری این موضوعات چارچوبی در نظر گرفته بود.

از نگاه او، این اقدامات نشان می‌داد که توافق در حال اجرا بوده و نمی‌توان آن را از ابتدا بی‌نتیجه یا فاقد امتیاز اقتصادی برای ایران دانست.

اختلاف بر سر اجرای توافق چگونه به خروج آمریکا انجامید؟

احمدی در ادامه به حمله به سه کشتی در ۱۶ تیر اشاره کرد و گفت ایران مسئولیت این حملات را نپذیرفت، اما طرف‌های دیگر ایران را مسئول دانستند. به گفته او، این اتفاق به عاملی برای خروج طرف مقابل از توافق تبدیل شد.

او افزود که در فضای بین‌المللی این روایت شکل گرفت که ایران تعهدات خود درباره تنگه هرمز را نقض کرده است؛ در حالی که دو طرف درباره تفسیر یکی از بندهای توافق اختلاف داشتند و هرکدام برداشت خود را مبنای موضع‌گیری قرار می‌دادند.

احمدی معتقد بود ایران باید اجازه می‌داد روند توافق ادامه پیدا کند و سپس بر اساس اقدامات طرف مقابل تصمیم بگیرد. به گفته او، در آن مقطع بخشی از محدودیت‌ها برداشته شده بود و امکان داشت با ادامه اجرای توافق، شرایط متفاوتی شکل بگیرد.

انتقاد صریح کوروش احمدی: مسیر خروج آمریکا را هموار کردیم

احمدی در جمع‌بندی این بخش از سخنانش گفت ممکن است ترامپ در داخل آمریکا با انتقادهایی درباره پذیرش تفاهم‌نامه روبه‌رو شده و به دنبال راهی برای خروج از آن بوده باشد؛ هرچند این موضوع را نمی‌توان بدون شواهد قطعی دانست.

او در عین حال از نحوه مدیریت توافق انتقاد کرد و گفت: «متأسفانه ما مسیری هموار پیش پای او گذاشتیم که بتواند به چیزی که احتمالاً می‌خواست، یعنی خروج از توافق و عمل نکردن به تعهداتش، دست پیدا کند.»

این دیپلمات پیشین این رویکرد را اشتباهی جدی دانست و تأکید کرد که ارزیابی دقیق رفتار طرف مقابل و نحوه اجرای تعهدات، در کنار حفظ مسیر دیپلماسی، برای جلوگیری از تشدید بحران اهمیت دارد.

جمع‌بندی؛ جنگ قطعی نیست، اما تصمیم‌های پیش‌رو تعیین‌کننده‌اند

بر اساس تحلیل کوروش احمدی، آینده تنش‌ها به مجموعه‌ای از عوامل نظامی، اقتصادی، حقوقی و دیپلماتیک وابسته است. ازسرگیری حملات، ادامه فشار اقتصادی و محاصره دریایی یا بازگشت به مذاکره، سه سناریویی هستند که او برای آینده مطرح می‌کند.

با این حال، تأکید اصلی احمدی آن است که جنگ سوم را نباید سرنوشتی قطعی دانست. به باور او، دشواری عملیات زمینی، محدودیت اثرگذاری حملات هوایی و هزینه‌های گسترده منطقه‌ای و جهانی جنگ، همگی عواملی هستند که باید در محاسبات طرف‌ها مورد توجه قرار گیرند.

 

تبلیغات
تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات