اگر بعد از انتخابات آمریکا جنگ شود، طلا بخریم یا دلار؟
انتخابات میاندورهای آمریکا سوم نوامبر برگزار میشود و همزمان یکی از روایتهای پررنگ بازار این است که پس از پایان انتخابات، احتمال تشدید دوباره جنگ ایران افزایش خواهد یافت. این روایت روی انتظارات بخشی از سرمایهگذاران اثر گذاشته، اما یک نکته باید از ابتدا روشن باشد: هیچ مبنای قطعی برای اینکه جنگ حتماً بعد از انتخابات آغاز یا تشدید میشود وجود ندارد.
نتیجه انتخابات میتواند بر اختیار کنگره در حوزه بودجه و اختیارات جنگی اثر بگذارد. اگر ترکیب کنگره تغییر کند، امکان فشار بیشتر بر دولت برای دریافت مجوزهای جنگی یا محدود کردن بودجه نظامی وجود دارد؛ در مقابل، باقی ماندن ترکیب فعلی میتواند محدودیتهای کمتری ایجاد کند. بنابراین انتخابات یک متغیر مهم است، اما تقویم آن را نمیتوان به تقویم قطعی جنگ تبدیل کرد.
چرا بازار روی سوم نوامبر حساس شده است؟
جنگ ایران و افزایش هزینه زندگی از موضوعات مهم انتخابات آمریکا شدهاند. قیمت انرژی بر تورم اثر گذاشته و جنگ نیز به موضوعی در رقابت سیاسی تبدیل شده است. طبیعی است که فعالان بازار تصور کنند سیاستمداران پیش از رأیگیری نسبت به تصمیمهایی که میتواند نفت و بنزین را دوباره گران کند محتاطتر باشند.
اما پس از انتخابات نیز تصمیم نظامی فقط به رأی مردم وابسته نیست. وضعیت مذاکرات، رفتار ایران، اسرائیل، تحولات منطقه، قیمت نفت و تصمیمهای دولت آمریکا همگی در این معادله قرار دارند. بنابراین سناریوی «سوم نوامبر تمام میشود و جنگ چهارم نوامبر شروع میشود» تحلیل اقتصادی قابل اتکایی نیست.
اگر بعد از انتخابات جنگ شود، واکنش اولیه چیست؟
اگر فرض کنیم بعد از انتخابات واقعاً درگیری بزرگی آغاز شود، در بازار داخلی احتمالاً نخستین واکنش به افزایش ریسک سیاسی و تقاضای دارایی ارزی مربوط خواهد بود. این دارایی مستقیمتر از طلای جهانی به شرایط ایران وابسته است.
طلای ۱۸ عیار نیز میتواند رشد کند، اما شدت آن به اونس بستگی خواهد داشت. اگر جنگ دوباره نفت را گران کند و بازار انتظار افزایش بیشتر نرخ بهره آمریکا را داشته باشد، اونس ممکن است برخلاف انتظار پایین بیاید؛ همان اتفاقی که در بخشهایی از جنگ امسال مشاهده شد.
آیا این بار اونس میتواند رفتار متفاوتی داشته باشد؟
بله. اونس جهانی همین حالا بخش بزرگی از افت خود را از سقف تاریخی انجام داده و از بالای ۵۵۰۰ دلار به حوالی ۴۰۰۰ دلار رسیده است. بنابراین موقعیت آن با آغاز جنگ قبلی یکسان نیست.
اگر جنگ جدید باعث نگرانی از رکود، بیثباتی مالی یا کاهش رشد اقتصادی شود، سرمایه ممکن است دوباره به سمت طلا حرکت کند. در آن حالت طلای ۱۸ عیار میتواند هم از اونس و هم از شرایط داخلی نیرو بگیرد.
اما اگر اثر اصلی جنگ دوباره افزایش نفت و تورم باشد، فدرال رزرو میتواند نرخها را بالا نگه دارد و طلا برای مدتی زیر فشار باقی بماند.
اگر جنگ نشود چه اتفاقی برای طلا و دلار میافتد؟
این سناریو به همان اندازه مهم است. سرمایهگذاری که فقط با فرض جنگ دارایی میخرد باید بداند در صورت کاهش تنش چه چیزی رخ میدهد.
اگر انتخابات تمام شود، جنگ تازهای شکل نگیرد و مذاکرات سیاسی نیز پیشرفت کند، بخشی از پرمیوم ریسک موجود در داراییهای داخلی میتواند تخلیه شود. در این وضعیت دارایی ارزی احتمالاً مستقیماً از کاهش ریسک سیاسی اثر میگیرد و طلای ۱۸ عیار نیز اگر اونس ضعیف باقی مانده باشد میتواند همزمان تحت فشار دو عامل قرار بگیرد.
به همین دلیل خرید فقط بر مبنای تاریخ انتخابات، ریسک بالایی دارد. بازار قبل از رویدادها نیز بخشی از انتظارات را در قیمت منعکس میکند و در صورت محقق نشدن سناریوی مورد انتظار، اصلاح میتواند سریع باشد.
بعد از انتخابات آمریکا طلا بهتر است یا دلار؟
اگر سناریوی جنگ واقعاً محقق شود، در ساعات و روزهای نخست دارایی ارزی میتواند واکنش مستقیمتری به ریسک ایران داشته باشد. اما در افق طولانیتر، طلای ۱۸ عیار به دلیل وابستگی همزمان به اونس و متغیرهای داخلی میتواند فرصت بیشتری برای جبران داشته باشد.
اگر جنگ رخ ندهد و تنش کاهش پیدا کند، هر دو دارایی امکان اصلاح دارند و در شرایط فعلی طلا به دلیل ضعف اونس جهانی حتی میتواند با فشار بیشتری روبهرو شود.
پس مسئله اصلی انتخاب میان دو دارایی نیست؛ مسئله این است که سرمایهگذار تا چه اندازه مطمئن است سناریویی که بازار درباره «جنگ بعد از انتخابات» ساخته واقعاً محقق خواهد شد. انتخابات سوم نوامبر یک نقطه مهم سیاسی است، اما بهخودیخود نه آغاز جنگ را تضمین میکند و نه جهت طلا و دلار را.