راهبرد فردا
تبلیغات
کد خبر: ۲۶۹۳

انتخابات اسرائیل چه اثری بر ایران دارد؟ / آیا رفتن نتانیاهو خطر جنگ را کمتر می‌کند؟

به گزارش راهبرد فردا، شکست نتانیاهو در انتخابات اسرائیل لزوماً خطر جنگ با ایران را کاهش نمی‌دهد؛ برخی رقبای او حتی مواضع نظامی سخت‌گیرانه‌تری مطرح کرده‌اند.

انتخابات اسرائیل چه اثری بر ایران دارد؟ / آیا رفتن نتانیاهو خطر جنگ را کمتر می‌کند؟
تبلیغات

انتخابات پارلمانی اسرائیل روز ۵ آبان ۱۴۰۵ برگزار می‌شود و یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها برای ایرانیان این است که آیا تغییر دولت در اسرائیل می‌تواند مسیر تقابل نظامی با ایران را تغییر دهد؟ در نگاه نخست، کنار رفتن بنیامین نتانیاهو از قدرت ممکن است نشانه‌ای از تغییر سیاست خارجی اسرائیل به نظر برسد؛ اما بررسی مواضع گادی آیزنکوت، نفتالی بنت و یائیر لاپید نشان می‌دهد که اختلاف آنها با نخست‌وزیر کنونی، الزاماً به معنای مخالفت با اقدامات نظامی علیه ایران نیست.

در واقع، انتخابات پیش‌رو بیش از آنکه رقابتی میان طرفداران جنگ و مخالفان آن باشد، جدالی بر سر مدیریت امنیت ملی، روابط با آمریکا و نحوه مواجهه با تهدیدهای منطقه‌ای است. برای درک پیامدهای این انتخابات باید دید رقبای نتانیاهو درباره ایران چه گفته‌اند و دولت آینده تا چه اندازه می‌تواند راهبرد کنونی اسرائیل را تغییر دهد.

اگر نتانیاهو از قدرت کنار برود، جنگ ایران و اسرائیل تمام می‌شود؟

پاسخ کوتاه این است که تغییر نخست‌وزیر اسرائیل به‌خودی‌خود به معنای پایان جنگ یا تضمین کاهش تنش‌های نظامی نیست. سیاست امنیتی اسرائیل علاوه بر تصمیم نخست‌وزیر، تحت تأثیر ارزیابی ارتش، نهادهای اطلاعاتی، ترکیب کابینه امنیتی و روابط با ایالات متحده قرار دارد. در نتیجه، حتی با تشکیل دولتی جدید، بخشی از سیاست‌های کنونی ممکن است ادامه پیدا کند.

این مسئله به‌ویژه درباره ایران اهمیت دارد؛ زیرا نگرانی از برنامه هسته‌ای، توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران تنها به حزب لیکود یا شخص نتانیاهو محدود نمی‌شود. بخش قابل‌توجهی از جریان‌های اصلی سیاسی اسرائیل در این موضوعات اشتراک نظر دارند، هرچند درباره شیوه مواجهه با آنها اختلافاتی دیده می‌شود.

حمایت احزاب مخالف نتانیاهو از عملیات نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ نیز نشان داد که شکاف سیاسی داخلی اسرائیل لزوماً به مخالفت با استفاده از نیروی نظامی در برابر ایران منجر نمی‌شود. اختلافات اصلی بیشتر درباره اهداف نهایی عملیات، دستاوردهای آن، زمان‌بندی اقدامات و میزان هماهنگی با واشنگتن مطرح شده است.

بنابراین برای ارزیابی خطر جنگ پس از انتخابات نمی‌توان تنها به نام نخست‌وزیر بعدی اتکا کرد. تصمیم دولت آینده درباره تداوم عملیات، مذاکرات احتمالی و نحوه برخورد با تحولات منطقه‌ای اهمیت بیشتری خواهد داشت.

گادی آیزنکوت درباره ایران چه موضعی دارد؟

گادی آیزنکوت، فرمانده پیشین ستاد کل ارتش اسرائیل و رهبر حزب یشار، یکی از مهم‌ترین رقبای بنیامین نتانیاهو در انتخابات ۲۰۲۶ است. آیزنکوت از منتقدان عملکرد دولت در مدیریت جنگ و بحران‌های امنیتی به شمار می‌رود، اما سابقه نظامی و اظهارات او نشان می‌دهد که نباید وی را مخالف استفاده از نیروی نظامی دانست.

آیزنکوت در سخنرانی ماه سپتامبر خود تأکید کرد که هدف نهایی تقابل با ایران باید نابودی یا برچیدن برنامه هسته‌ای این کشور باشد. او همچنین مدعی شد که اقدامات انجام‌شده تاکنون به دستیابی کامل به این هدف منجر نشده است. از نگاه او، یکی از مشکلات دولت نتانیاهو آن است که نتوانسته اهداف امنیتی اعلام‌شده را به‌طور کامل محقق کند.

در عین حال، آیزنکوت درباره هدف تغییر نظام سیاسی ایران موضع متفاوتی از برخی دیگر از مخالفان نتانیاهو دارد. او تحقق چنین هدفی را غیرواقع‌بینانه ارزیابی کرده و بیشتر بر مقابله با توانمندی‌های هسته‌ای و مدیریت تهدیدهای امنیتی تأکید داشته است.

این تفاوت می‌تواند در صورت تشکیل دولت به ریاست آیزنکوت اهمیت پیدا کند. با این حال، تأکید او بر برچیدن برنامه هسته‌ای ایران و سابقه حمایت از اقدامات نظامی نشان می‌دهد که نخست‌وزیری احتمالی او را نمی‌توان معادل کنار گذاشتن گزینه نظامی دانست.

نفتالی بنت؛ رقیبی که خواهان پاسخ مستقیم به ایران است

نفتالی بنت، نخست‌وزیر سابق اسرائیل، از دیگر چهره‌های تأثیرگذار در رقابت انتخاباتی است. او همراه با یائیر لاپید در فهرست مشترک «باهم» حضور دارد و تلاش می‌کند خود را به‌عنوان گزینه‌ای متفاوت برای مدیریت امنیت و سیاست خارجی اسرائیل معرفی کند.

بنت در برنامه امنیتی خود موضعی صریح درباره ارتباط ایران و حزب‌الله لبنان مطرح کرده است. او گفته در صورت تشکیل دولت به ریاست وی، حملات حزب‌الله باید با اقدام مستقیم علیه ایران پاسخ داده شود. به این ترتیب، بنت خواهان تغییر الگویی است که در آن پاسخ نظامی اسرائیل لزوماً به محل وقوع حمله یا گروه عامل آن محدود می‌شود.

این موضع از آن جهت اهمیت دارد که اجرای چنین سیاستی می‌تواند دامنه یک درگیری در لبنان را به تقابل مستقیم میان ایران و اسرائیل گسترش دهد. البته اظهارات انتخاباتی بنت هنوز به سیاست اجرایی تبدیل نشده و مشخص نیست در صورت ورود او به دولت، شرایط منطقه‌ای و مواضع آمریکا چه محدودیت‌هایی بر تصمیماتش اعمال خواهد کرد.

بنت همچنین بر حفظ برتری نظامی اسرائیل در منطقه و اقدام پیش‌دستانه علیه تهدیدهای امنیتی تأکید دارد. بنابراین تصور اینکه بازگشت نخست‌وزیر سابق الزاماً به کاهش تنش با ایران منجر خواهد شد، با مواضع اعلام‌شده او سازگار نیست.

یائیر لاپید چه نظری درباره حمله به ایران دارد؟

یائیر لاپید، دیگر نخست‌وزیر سابق اسرائیل و از چهره‌های اصلی جریان مخالف نتانیاهو، در ماه‌های اخیر مواضع تندی درباره ایران مطرح کرده است. او دولت فعلی اسرائیل را به ناکامی در دستیابی به اهداف راهبردی متهم کرده و خواهان تغییر شیوه مواجهه با ایران شده است.

لاپید در اظهاراتی در شورای آتلانتیک از حمله به زیرساخت‌های انرژی ایران، از جمله تأسیسات جزیره خارک، به‌عنوان ابزاری برای افزایش فشار اقتصادی و سیاسی سخن گفته است. این پیشنهاد به معنای حمایت او از گسترش اهداف نظامی به بخش‌هایی از زیرساخت اقتصادی ایران است؛ اقدامی که پیامدهای انسانی، حقوقی و منطقه‌ای بسیار جدی خواهد داشت.

با این حال، باید میان مواضع یک سیاستمدار در دوران رقابت انتخاباتی و تصمیم قطعی یک دولت تفاوت گذاشت. اجرای هرگونه اقدام نظامی در مقیاس گسترده به عوامل متعددی از جمله ارزیابی نهادهای امنیتی، توان عملیاتی، واکنش احتمالی ایران و مواضع ایالات متحده بستگی دارد.

آنچه از اظهارات لاپید می‌توان نتیجه گرفت، این است که مخالفت او با نتانیاهو به معنای مخالفت با تشدید فشار نظامی علیه ایران نیست. اختلاف اصلی به ارزیابی نتایج اقدامات گذشته و راهکارهای دستیابی به اهداف اعلام‌شده مربوط می‌شود.

بیشتر بخوانید

اگر نتانیاهو انتخابات اسرائیل را ببازد چه می‌شود؟ / ۳ سناریو برای قدرت و آینده تنش با ایران

آخرین نظرسنجی انتخابات اسرائیل / نتانیاهو چند کرسی دارد و آیزنکوت چقدر رأی می‌آورد؟

آیا ترامپ پیش از انتخابات به ایران حمله می‌کند؟ / گزارش جنجالی رسانه آمریکایی

تفاوت نتانیاهو و مخالفانش درباره ایران دقیقاً چیست؟

با کنار هم قرار دادن مواضع جریان‌های اصلی سیاسی اسرائیل، مشخص می‌شود که اختلاف آنها بیش از آنکه بر سر اصل استفاده از فشار علیه ایران باشد، به اهداف عملیاتی، شیوه مدیریت درگیری و روابط با متحدان خارجی مربوط می‌شود.

نتانیاهو طی سال‌های گذشته مقابله با برنامه هسته‌ای ایران را یکی از محورهای اصلی سیاست خارجی خود قرار داده و تلاش کرده است حمایت آمریکا را برای اقدامات اسرائیل جلب کند. آیزنکوت نیز بر برچیدن برنامه هسته‌ای تأکید دارد، اما درباره امکان تغییر نظام سیاسی ایران ارزیابی متفاوتی ارائه کرده است. بنت خواهان ارتباط مستقیم‌تر پاسخ‌های نظامی اسرائیل با اقدامات گروه‌های همسو با ایران است و لاپید از افزایش فشار بر زیرساخت‌های اقتصادی ایران سخن گفته است.

این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که استفاده از عنوان کلی «مخالفان نتانیاهو» برای توصیف یک سیاست خارجی واحد دقیق نیست. احزاب مخالف در بسیاری از موضوعات اختلاف دارند و حتی اگر بتوانند دولت مشترکی تشکیل دهند، ممکن است ناچار شوند در توافق‌نامه ائتلافی درباره سیاست ایران به موضعی مصالحه‌آمیز برسند.

از سوی دیگر، هیچ‌یک از این اظهارات به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که دولت بعدی قطعاً اقدام نظامی تازه‌ای انجام خواهد داد. تصمیم‌گیری در شرایط واقعی با وعده‌ها و مواضع انتخاباتی متفاوت است و به تحولات میدانی و سیاسی پس از انتخابات بستگی دارد.

نقش ترامپ در آینده جنگ ایران و اسرائیل چیست؟

یکی از مهم‌ترین متغیرهایی که می‌تواند بر سیاست دولت آینده اسرائیل اثر بگذارد، موضع دونالد ترامپ و دولت آمریکاست. همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی میان واشنگتن و تل‌آویو در سطحی قرار دارد که تصمیمات آمریکا درباره حمایت یا مخالفت با تشدید عملیات نظامی، برای رهبران اسرائیل اهمیت زیادی دارد.

ترامپ روز ۱۸ اکتبر، برابر با ۲۶ مهر، به‌صورت علنی از ادامه نخست‌وزیری نتانیاهو حمایت کرد. یک روز بعد نیز پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، در سفری اعلام‌نشده به اسرائیل با نتانیاهو در پایگاه هوایی عوودا دیدار کرد. مقام‌های اسرائیلی تأیید کردند که تهدیدهای منطقه‌ای، همکاری دفاعی و تهاجمی دو کشور و مسائل مربوط به ایران در این دیدار مطرح شده است.

با وجود این تحولات، حمایت واشنگتن از شخص نتانیاهو را نباید با حمایت بدون قیدوشرط از هر اقدام نظامی یکسان دانست. دولت آمریکا براساس ملاحظات امنیتی، اقتصادی و سیاسی خود تصمیم می‌گیرد و ممکن است حتی با نزدیک‌ترین متحدانش درباره زمان یا دامنه یک عملیات اختلاف داشته باشد.

در صورت تغییر دولت اسرائیل نیز همکاری امنیتی با آمریکا متوقف نخواهد شد. با این حال، نوع رابطه نخست‌وزیر جدید با ترامپ، میزان اعتماد میان دو دولت و اختلاف دیدگاه درباره ادامه درگیری‌ها می‌تواند بر تصمیمات بعدی اثر بگذارد.

آیا اسرائیل ممکن است پس از انتخابات دوباره به ایران حمله کند؟

تا پیش از انتخابات ۵ آبان، هیچ نتیجه قطعی درباره زمان یا وقوع عملیات جدید نظامی نمی‌توان ارائه کرد. نتانیاهو در اظهارات ۱۴ اکتبر اعلام کرد که به دنبال حمله پیش‌دستانه تازه به ایران پیش از انتخابات نیست. او در عین حال تأکید کرد که اسرائیل در صورت مواجهه با حمله، پاسخ خواهد داد.

چنین اظهاراتی یک موضع سیاسی اعلام‌شده محسوب می‌شود و به معنای تضمین نبود درگیری نیست. تصمیمات نظامی ممکن است تحت تأثیر حوادث پیش‌بینی‌نشده، تحرکات منطقه‌ای یا تغییر ارزیابی نهادهای امنیتی قرار بگیرند. از سوی دیگر، صرف برگزاری انتخابات نیز به معنای آغاز عملیات نظامی تازه نخواهد بود.

برای بررسی احتمال تشدید درگیری پس از انتخابات باید نشانه‌های مشخص‌تری را دنبال کرد؛ از جمله تغییر آرایش نیروهای نظامی، مواضع رسمی دولت‌های آمریکا و اسرائیل، وضعیت مذاکرات و تصمیمات کابینه امنیتی. بدون چنین شواهدی، تبدیل گمانه‌زنی درباره جنگ به خبر قطعی می‌تواند تصویری نادرست از شرایط منطقه ایجاد کند.

آیا دولت جدید اسرائیل می‌تواند مسیر مذاکره با ایران را باز کند؟

در سطح نظری، تغییر دولت می‌تواند شیوه تعامل اسرائیل با آمریکا و دیگر قدرت‌های جهانی درباره پرونده هسته‌ای ایران را تغییر دهد. نخست‌وزیر جدید ممکن است ارزیابی متفاوتی از هزینه‌های ادامه درگیری داشته باشد یا بخواهد از ابزارهای دیپلماتیک، تحریمی و امنیتی با ترکیبی متفاوت استفاده کند.

اما این امکان را نباید با وجود یک برنامه مشخص برای مذاکره مستقیم با ایران اشتباه گرفت. مواضع علنی چهره‌های اصلی مخالف نتانیاهو تاکنون نشانه‌ای از توافق آنها بر سر رویکردی مبتنی بر مصالحه مستقیم با تهران ارائه نمی‌کند. بخش قابل‌توجهی از اختلافات انتخاباتی بیشتر درباره کارآمدی سیاست‌های کنونی است تا کنار گذاشتن اهداف امنیتی اسرائیل.

علاوه بر این، هرگونه تغییر در مسیر دیپلماتیک به تصمیم طرف ایرانی، سیاست دولت آمریکا و شرایط منطقه‌ای نیز بستگی دارد. بنابراین حتی اگر دولت جدید اسرائیل درباره شیوه مدیریت تنش انعطاف بیشتری نشان دهد، نمی‌توان نتیجه گرفت که مذاکرات یا توافق سیاسی الزاماً شکل خواهد گرفت.

نتیجه انتخابات اسرائیل چه اثری بر اقتصاد ایران و قیمت طلا و دلار دارد؟

انتخابات اسرائیل می‌تواند از مسیر تغییر انتظارات سیاسی بر بازارهای مالی اثر بگذارد. در شرایطی که تنش نظامی یکی از عوامل مؤثر بر قیمت نفت، طلا و تقاضا برای دارایی‌های امن است، هر تحول سیاسی مهم در منطقه ممکن است انتظارات معامله‌گران را تغییر دهد.

با این حال، ارتباط میان نتیجه انتخابات اسرائیل و قیمت دارایی‌ها مستقیم و قابل پیش‌بینی نیست. برای مثال، کنار رفتن نتانیاهو لزوماً به کاهش قیمت جهانی طلا منجر نمی‌شود و ادامه نخست‌وزیری او نیز به معنای افزایش قطعی قیمت‌ها نخواهد بود. واکنش بازارها به ارزیابی سرمایه‌گذاران از وضعیت امنیتی، سیاست آمریکا، عرضه نفت و شرایط اقتصاد جهانی بستگی دارد.

برای اقتصاد ایران نیز علاوه بر ریسک‌های منطقه‌ای، متغیرهایی مانند صادرات نفت، محدودیت‌های تجاری، وضعیت بودجه و سیاست‌های پولی اهمیت دارند. در نتیجه، انتخابات اسرائیل تنها یکی از عوامل مؤثر بر انتظارات اقتصادی است و نباید تمام تغییرات احتمالی بازار را به آن نسبت داد.

بعد از انتخابات اسرائیل چه چیزی را باید دنبال کنیم؟

انتخابات روز سه‌شنبه ۵ آبان ۱۴۰۵ ترکیب جدید پارلمان اسرائیل را مشخص می‌کند، اما تعیین نخست‌وزیر ممکن است به مذاکرات ائتلافی چند هفته‌ای نیاز داشته باشد. به همین دلیل حتی پس از شمارش آرا نیز ممکن است برای ارزیابی جهت‌گیری دولت آینده درباره ایران زود باشد.

نخستین شاخص مهم، هویت نخست‌وزیر و احزابی است که در ائتلاف او حضور خواهند داشت. سپس باید ترکیب کابینه امنیتی، انتخاب وزیر دفاع و وزیر امور خارجه، توافق‌های ائتلافی و نخستین مواضع رسمی دولت درباره ایران را بررسی کرد. نحوه تعامل دولت جدید با واشنگتن نیز می‌تواند اطلاعات مهمی درباره مسیر آینده سیاست خارجی اسرائیل ارائه دهد.

در نهایت، مهم‌ترین نتیجه بررسی مواضع نامزدهای انتخابات اسرائیل این است که کنار رفتن نتانیاهو الزاماً به معنای کاهش تهدید نظامی علیه ایران نیست. تغییر دولت ممکن است شیوه تصمیم‌گیری، مدیریت تنش و روابط خارجی اسرائیل را دگرگون کند، اما درباره ادامه یا پایان تقابل با ایران، تصمیمات عملی دولت آینده تعیین‌کننده خواهد بود.

تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات

اخبار مرتبط

ارسال نظرات
پربحث‌ترین
تبلیغات