پیشبینی بورس هفته آینده؛ زمان استراحت بازار رسیده است؟
بورس تهران از زمان بازگشایی پس از جنگ یکی از قدرتمندترین دورههای خود را پشت سر گذاشته و در مردادماه نیز با بازدهی ۲۴ درصدی شاخص کل، پربازدهترین بازار بوده است. با این حال معاملات هفته گذشته نشانههایی از تغییر فاز کوتاهمدت بازار داشت؛ در آخرین روز معاملاتی ۶۵ درصد نمادها منفی بسته شدند و حدود ۵.۶ همت پول حقیقی از بازار خارج شد. این اعداد لزوماً به معنای پایان روند صعودی بورس نیستند، اما نشان میدهند انتظار تکرار بازدهیهای شارپ ماههای گذشته، حداقل در کوتاهمدت، چندان واقعبینانه نیست.
بورس بخش بزرگی از عقبماندگی خود را جبران کرد
برای فهم رفتار احتمالی بورس در هفته آینده باید ابتدا به مسیری که بازار طی کرده نگاه کرد. شاخص کل از ابتدای سال حدود ۷۵ درصد و شاخص هموزن نزدیک به ۸۸ درصد رشد کردهاند. تنها در مردادماه نیز بازدهی شاخص کل به ۲۴ درصد و شاخص هموزن به ۲۷ درصد رسید.

بنابراین بازاری که چند ماه قبل با ارزندگی بسیار بالا، ارزش دلاری پایین و نسبتهای قیمتی جذاب معامله میشد، امروز بخشی از آن عقبماندگی را جبران کرده است. این الزاماً به معنای گران شدن کل بورس نیست، اما دیگر شرایطی وجود ندارد که تقریباً تمام بازار صرفاً به دلیل ارزندگی نسبی آماده یک رشد دستهجمعی باشد.
افت ۱.۲ درصدی شاخص کل و ۱.۵ درصدی شاخص هموزن در چهارشنبه را نیز میتوان در همین چارچوب دید. پس از چنین موجی از رشد، افزایش عرضه و شناسایی سود نه اتفاق عجیبی است و نه الزاماً نشانه آغاز یک روند نزولی.
P/E دیگر مثل چند ماه قبل جذاب نیست
عامل دوم به ارزشگذاری بازار برمیگردد. رشد سریع قیمت سهام باعث شده نسبت P/E بازار از محدودههای بسیار پایین قبلی فاصله بگیرد و حتی از میانگین تاریخی خود بالاتر برود. در نتیجه حاشیه امنی که چند ماه پیش برای بخش بزرگی از بازار وجود داشت، کاهش پیدا کرده است.
در چنین فضایی پول دیگر صرفاً به دلیل «ارزان بودن بورس» وارد تمام سهمها نمیشود. بازار از اینجا به بعد احتمالاً انتخابیتر خواهد شد و سودآوری شرکت، گزارشهای ماهانه، نرخ فروش، حاشیه سود و چشمانداز صنایع وزن بیشتری در تصمیم معاملهگران پیدا میکند.
به همین دلیل اگر بازار مدتی وارد فاز رنج شود، این اتفاق میتواند بیشتر به معنای تغییر دست سهام از خریداران کوتاهمدت به سرمایهگذاران جدید و هضم رشد قبلی باشد تا آغاز یک روند نزولی بزرگ.
ریسک سیاسی دوباره در قیمتها وزن بیشتری گرفته است
متغیر سوم، افزایش ریسک سیاسی است. بازار در هفتههای گذشته در حالی رشد کرد که بخشی از ریسکهای پس از جنگ در قیمتها تخلیه شده بود، اما شرایط سیاسی همچنان شکننده است و اکنون احتمال تغییر وضعیت در هر دو جهت، یعنی تشدید درگیری یا حرکت به سمت مذاکره و توافق، وجود دارد.
همین عدم قطعیت باعث میشود معاملهگر در قیمتهای بالاتر با احتیاط بیشتری خرید کند. هرچه ارزشگذاری بازار بالاتر میرود، حساسیت آن به اخبار سیاسی نیز بیشتر میشود؛ زیرا دیگر آن حاشیه امن شدید قیمتی ماههای قبل وجود ندارد که بتواند بخش بزرگی از ریسک را جذب کند.
طلا و دلار دوباره رقیب بورس شدهاند
موضوع مهم دیگر، جذابتر شدن بازارهای موازی است. در مقطعی بورس آنقدر نسبت به دلار، طلا و سایر داراییها عقب مانده بود که ورود نقدینگی به سهام توجیه بسیار قدرتمندی داشت؛ اما رشد اخیر بورس همزمان با جهش دلار و طلا باعث شده انتخاب سرمایهگذار دوباره پیچیدهتر شود.
وقتی بازار ارز و طلا در مدت کوتاهی بازدهی قابل توجهی ایجاد میکنند، طبیعی است بخشی از سرمایهای که میتوانست مستقیماً وارد سهام شود، میان بازارهای مختلف توزیع شود. خروج ۵.۶ همتی پول حقیقی در چهارشنبه نیز حداقل نشان میدهد در قیمتهای فعلی، بخشی از معاملهگران ترجیح دادهاند سود خود را شناسایی کنند.
اما چرا هنوز نمیتوان از ریزش بورس حرف زد؟
با تمام این موارد، برای شکلگیری یک سناریوی نزولی پایدار هنوز دلایل محکمی وجود ندارد. یکی از مهمترین آنها خود نرخ ارز است. افزایش دلار در سطح اسمی برای بخش قابل توجهی از شرکتهای بورسی، بهویژه صنایع صادراتی و شرکتهایی که فروش آنها به نرخهای ارزی وابسته است، به معنای افزایش درآمد ریالی و در نهایت تعدیل سودآوری است.
البته رشد دلار برای تمام شرکتها به یک اندازه مثبت نیست و افزایش هزینه مواد اولیه، سرمایه در گردش و سایر هزینهها میتواند بخشی از اثر آن را خنثی کند؛ اما در سطح کلی بازار، جهش نرخ ارز اجازه نمیدهد ارزش اسمی داراییها و سود شرکتها برای مدت طولانی ثابت بماند.
در کنار این مسئله، اقتصاد همچنان در شرایط تورمی قرار دارد. ترس از نگهداری ریال یکی از مهمترین محرکهای بازار داراییهاست و بورس نیز در نهایت یکی از مقصدهای همین نقدینگی خواهد بود. تا زمانی که انتظارات تورمی بالا باقی بماند، خروج کامل و پایدار پول از تمام داراییهای ریسکی سناریوی سادهای نیست.
نقدینگی هنوز میتواند بورس را هل بدهد
نکته دیگر، حجم بالای نقدینگی موجود در اقتصاد و خود بازار سرمایه است. بخشی از این پول پس از رشدهای اخیر در حال جابهجایی میان صنایع و داراییهاست، اما در صورت شکلگیری دوباره فرصت قیمتی میتواند با سرعت به سمت سهام بازگردد.
این موضوع احتمالاً باعث میشود هر اصلاحی در بازار نیز با تقاضای تازه مواجه شود. به بیان دیگر، بازار ممکن است دیگر توان ثبت رشد ۲۰ یا ۳۰ درصدی تقریباً بدون وقفه را نداشته باشد، اما هنوز متغیرهایی وجود دارند که میتوانند جلوی تبدیل یک اصلاح معمولی به ریزش ممتد را بگیرند.
پیشبینی شنبه؛ بازاری متعادلتر از چهارشنبه
با توجه به فشار فروش چهارشنبه و خروج قابل توجه پول حقیقی، انتظار میرود شروع معاملات شنبه همچنان با احتیاط همراه باشد. با این حال بخش مهمی از عرضه نیز در معاملات چهارشنبه تخلیه شده و به همین دلیل سناریوی پایه برای شنبه، بازاری متعادلتر از آخرین روز معاملاتی هفته قبل است.
احتمالاً در ابتدای بازار همچنان عرضه در برخی نمادهایی که رشد زیادی داشتهاند مشاهده خواهد شد، اما در قیمتهای پایینتر میتوان انتظار افزایش تقاضا را داشت. بنابراین به جای تکرار یک روز سراسر منفی، احتمال شکلگیری تعادل میان خریدار و فروشنده بیشتر است.
پیشبینی بورس هفته آینده؛ رنج، دستبهدست شدن و استراحت
سناریوی اصلی برای هفته آینده، نه ادامه رالی شارپ هفتههای قبل و نه آغاز یک ریزش سنگین، بلکه حرکت رنج و استراحت بازار است. پس از رشد قابل توجه شاخصها، بازار به زمانی برای هضم قیمتهای جدید نیاز دارد و طبیعی است که طی این دوره بخشی از سهام میان معاملهگران دستبهدست شود.
در چنین بازاری احتمالاً شاخصها تصویر کاملی از اتفاقات داخل بازار ارائه نمیکنند. برخی صنایع و سهمهایی که رشد بیشتری داشتهاند میتوانند اصلاح کنند، در حالی که نقدینگی به سمت گروههایی حرکت کند که از رالی قبلی عقب ماندهاند یا همچنان از نظر بنیادی ارزندگی بیشتری دارند.
اگر این اصلاح زمانی و قیمتی بدون خروج مستمر و سنگین نقدینگی انجام شود، حتی میتواند برای ادامه روند بازار مفید باشد. بورس برای شروع یک موج صعودی تازه نیاز دارد بخشی از هیجان رشد اخیر تخلیه شود و پایه قیمتی جدیدی شکل بگیرد.
بعد از استراحت، رالی بعدی بورس؟
با فرض ثابت ماندن شرایط سیاسی فعلی، همچنان میتوان پس از یک دوره استراحت و اصلاح، انتظار بازگشت تقاضا و شکلگیری موج صعودی دیگری را داشت. تورم، رشد نرخ ارز، نقدینگی بالا و افزایش اسمی سود شرکتها همچنان متغیرهایی هستند که در افق میانمدت به نفع بازار سهام عمل میکنند.
اما تفاوت رالی بعدی با آنچه در مرداد دیدیم احتمالاً در کیفیت آن خواهد بود. انتظار نمیرود دوباره تقریباً تمام بازار به یک شکل رشد کند؛ از اینجا به بعد انتخاب سهم و صنعت اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند و بازدهی میان شرکتها میتواند فاصله قابل توجهی داشته باشد.
جنگ یا توافق؛ متغیری که تمام تحلیل را تغییر میدهد
تمام این سناریو بر یک فرض بنا شده است: شرایط سیاسی از وضعیت فعلی تغییر اساسی نکند. اگر این فرض شکسته شود، تحلیل بازار نیز باید از ابتدا بازنویسی شود.
حرکت جدی به سمت جنگ و افزایش ریسک فیزیکی شرکتها میتواند فشار فروش و افزایش صرف ریسک بازار را به همراه داشته باشد. در سوی مقابل، یک توافق سیاسی جدی نیز با کاهش انتظارات تورمی و احتمال اصلاح نرخ ارز، مسیر متفاوتی برای صنایع مختلف ایجاد خواهد کرد.
بنابراین در وضعیت فعلی، محتملترین مسیر بورس برای هفته آینده تعادل، نوسان و استراحت پس از یک رالی قدرتمند است؛ نه انتظار تکرار بازدهیهای مرداد منطقی است و نه هنوز شواهد کافی برای اعلام پایان روند صعودی وجود دارد. اگر شرایط سیاسی تغییر نکند، این استراحت میتواند همان چیزی باشد که بازار برای ساختن موج بعدی خود به آن نیاز دارد.