ذخایر نفت جهان در وضعیت هشدار / هرمز چه بلایی سر بازار آورد؟
برای ماهها جهان توانست بخش بزرگی از کمبود نفت ناشی از بحران تنگه هرمز را بدون خالی ماندن پمپبنزینها تحمل کند. نفت از ذخایر بیرون آمد، کشورهای مصرفکننده بخشی از ذخایر اضطراری خود را آزاد کردند، چین از نفت انبارشده استفاده کرد و شرکتها موجودیهای تجاری خود را کاهش دادند. این مکانیسم همان چیزی بود که اجازه داد بزرگترین اختلال عرضه تاریخ بازار نفت فوراً به یک بحران غیرقابل کنترل تبدیل نشود.
اما این مقاومت هزینه داشت. از آغاز جنگ، صدها میلیون بشکه از ذخایر مشاهدهشده نفت جهان کم شده و کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی نیز بخش بزرگی از ذخایر اضطراریای را که برای روز بحران کنار گذاشته بودند وارد بازار کردهاند. حاشیه امنی که قرار بود در برابر شوک نفتی استفاده شود، حالا خودش کوچکتر شده است.
در هفتههای اخیر صادرات خاورمیانه دوباره افزایش یافته و حجم قابل توجهی نفت به بازار برگشته است. در حالت عادی چنین اتفاقی باید فرصتی برای بازسازی ذخایر ایجاد کند. اما هنوز بخشهایی از زنجیره عرضه، بهویژه بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل، تحت فشار قرار دارند و کشورهای بزرگ دوباره برای آزاد کردن ذخایر بیشتر برنامهریزی کردهاند.
این یعنی بحران هرمز فقط نفت را گران نکرده است؛ بخشی از بیمهای را که اقتصاد جهانی برای بحران بعدی کنار گذاشته بود نیز مصرف کرده است.
یک میلیارد بشکهای که دیگر در انبار نیست
شدت کاهش موجودیها زمانی روشن میشود که به جای قیمت روز نفت، به مخازن ذخیره نگاه کنیم. برآوردهای مختلف نشان میدهد از زمان آغاز بحران، موجودی جهانی نفت صدها میلیون بشکه کاهش یافته و مدیرعامل آرامکو اخیراً رقم نفت برداشتشده از ذخایر جهانی را حدود یک میلیارد بشکه عنوان کرده است.
آژانس بینالمللی انرژی نیز تا هفتههای اخیر کاهش بیش از ۵۰۰ میلیون بشکهای ذخایر مشاهدهشده نسبت به شروع جنگ را ثبت کرده بود. تفاوت ارقام به تعریف ذخایر، محدوده کشورها و نوع موجودی مورد محاسبه برمیگردد، اما جهت هر دو یکی است: جهان برای جبران کسری عرضه، ماهها بیشتر از آنچه وارد انبار کرده، از انبار بیرون کشیده است.
در بعضی دورهها سرعت این کاهش بسیار بالا بوده است. در شش ماه گذشته موجودی جهانی در مقاطعی با سرعتی نزدیک به چند میلیون بشکه در روز پایین آمده؛ حجمی که در شرایط عادی میتوانست یک علامت بسیار صعودی برای بازار نفت باشد.
بخش مهمی از فشار بازار از همینجا ناشی میشود. تولید امروز تنها چیزی نیست که معاملهگران دنبال میکنند. آنها میخواهند بدانند اگر فردا دوباره صادرات خلیج فارس کاهش پیدا کرد، چند بشکه ذخیره برای جبران شوک بعدی باقی مانده است.
ذخایر اضطراری برای همین روز ساخته شده بودند
پس از شوک نفتی دهه ۱۹۷۰، کشورهای صنعتی تصمیم گرفتند بخشی از نفت مورد نیاز خود را به صورت ذخیره اضطراری نگه دارند تا اختلال ناگهانی عرضه اقتصاد آنها را فلج نکند. اعضای آژانس بینالمللی انرژی موظفاند ذخایری معادل حداقل ۹۰ روز واردات خالص نفت خود در اختیار داشته باشند.
بحران امسال دقیقاً همان سناریویی بود که این سیستم برای آن طراحی شده بود.
در ماه مارس، کشورهای عضو آژانس در بزرگترین اقدام هماهنگ تاریخ خود تصمیم گرفتند تا ۴۰۰ میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری در اختیار بازار قرار دهند. تا اوایل اکتبر بیش از ۳۲۵ میلیون بشکه از این مقدار آزاد شده بود؛ یعنی بیش از چهارپنجم ظرفیتی که در آن تصمیم اولیه برای مقابله با بحران اختصاص داده شده بود.
این اقدام بخش بزرگی از شکاف عرضه را پر کرد و از جهش شدیدتر قیمتها جلوگیری کرد. اما ذخیره اضطراری یک چاه نفت نیست که فردای برداشت دوباره پر شود. هر بشکهای که امروز مصرف میشود، در آینده باید دوباره خریداری و ذخیره شود.
و اگر نفت در زمان بازسازی ذخایر همچنان گران باشد، دولتها باید برای خرید همان بشکهها هزینه بیشتری پرداخت کنند.
چرا بازگشت صادرات مشکل را فوراً حل نمیکند؟
ممکن است سؤال سادهای مطرح شود: وقتی نفت خاورمیانه دوباره وارد بازار شده، چرا انبارها دوباره پر نمیشوند؟
پاسخ در حجم خسارتی است که طی ماههای گذشته ایجاد شده است. بازار برای مدتی طولانی با کسری روبهرو بوده و حتی کاهش مصرف جهانی نیز نتوانسته تمام این شکاف را جبران کند. بازگشت چند میلیون بشکه صادرات در روز ابتدا باید تقاضای جاری را تأمین کند و سپس مازاد آن میتواند صرف بازسازی ذخایر شود.
علاوه بر این، تمام بحران مربوط به نفت خام نیست. اختلال پالایشگاههای خاورمیانه و روسیه باعث شده بازار فرآوردههایی مانند گازوئیل و سوخت جت بسیار تنگتر باشد. ممکن است نفت خام در مخزن وجود داشته باشد، اما اگر ظرفیت کافی برای تبدیل آن به گازوئیل وجود نداشته باشد، آزاد کردن چند میلیون بشکه نفت خام تمام مشکل را حل نمیکند.
همین مسئله کشورهای صنعتی را وادار کرده در مرحله جدید، علاوه بر نفت خام درباره آزاد کردن مستقیم ذخایر گازوئیل و دیگر فرآوردهها نیز تصمیم بگیرند. گروه هفت اخیراً برنامهای برای ورود حدود ۱۰۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده از ذخایر به بازار مطرح کرده است.
بحران بنابراین از مرحله «کمبود نفت خام» عبور کرده و به مسئله پیچیدهتری تبدیل شده است: نفت باید در جای درست، با کیفیت درست و در زمان درست موجود باشد.
ذخایر پایینتر یعنی بازار عصبیتر
ذخایر نفت فقط برای روز بحران اهمیت ندارند. میزان موجودی انبارها رفتار روزانه بازار را نیز تغییر میدهد.
وقتی مخازن پر هستند، اختلال یک خط لوله یا توقف یک پالایشگاه را میتوان برای مدتی از موجودی جبران کرد. بازار میداند حتی اگر عرضه چند روز کاهش پیدا کند، بشکههای ذخیرهشده وجود دارند و به همین دلیل واکنش قیمت میتواند محدودتر باشد.
اما وقتی ذخایر پایین آمدهاند، همان حادثه کوچک اهمیت بسیار بیشتری پیدا میکند. بازار دیگر مطمئن نیست که اختلال بعدی به راحتی جبران شود. در نتیجه معاملهگران برای ریسک آینده قیمت بیشتری میپردازند و هر خبر درباره حمله به نفتکش، پالایشگاه یا خط لوله میتواند واکنش بزرگتری ایجاد کند.
این یکی از دلایلی است که نفت حتی پس از افزایش دوباره صادرات خاورمیانه در قیمتهای بالا باقی مانده است. بازار فقط به بشکهای که امروز وارد بندر میشود نگاه نمیکند؛ به بشکهای هم فکر میکند که دیگر در انبار وجود ندارد.
پر کردن دوباره مخازن ممکن است سالها طول بکشد
این شاید مهمترین بخش داستان باشد. آزاد کردن ذخایر در شرایط اضطراری سریع است؛ بازسازی آنها بسیار کندتر.
مدیران صنعت نفت هشدار دادهاند که جبران موجودیهای از دسترفته میتواند تا دو سال زمان ببرد. دلیل آن نیز ساده است. اگر دولتها و شرکتها بخواهند همزمان صدها میلیون بشکه نفت برای انبار خریداری کنند، خود این تقاضا میتواند دوباره قیمت را بالا ببرد.
بنابراین بازسازی باید تدریجی انجام شود و معمولاً کشورها ترجیح میدهند زمانی نفت بخرند که بازار آرامتر و قیمتها پایینتر باشد. اما تا رسیدن به آن نقطه، ذخایر پایینتر به معنای حاشیه امنیت کمتر است.
این شرایط یک پارادوکس برای بازار ایجاد میکند. هرچه قیمت نفت پایینتر بیاید، دولتها انگیزه بیشتری برای خرید و پر کردن ذخایر پیدا میکنند؛ همین خرید میتواند دوباره از قیمت حمایت کند. به عبارت دیگر، نیاز به بازسازی انبارها ممکن است برای مدتی یک کف تقاضای تازه در بازار ایجاد کند.
هرمز فقط چند ماه عرضه را مختل نکرد
اثر واقعی بحران تنگه هرمز شاید سالها پس از بازگشت کامل نفتکشها باقی بماند.
بازار توانست از بزرگترین اختلال عرضه تاریخ عبور کند، زیرا جهان از ذخایری استفاده کرد که طی سالها جمع شده بودند. همین ذخایر اجازه داد کارخانهها کار کنند، خودروها سوخت داشته باشند و شوک اولیه نفت به اندازهای که میتوانست مخرب باشد، به اقتصاد جهانی منتقل نشود.
اما حالا بخشی از همان سپر مصرف شده است.
اگر هرمز کاملاً عادی شود، مسیر بازسازی آغاز خواهد شد؛ ولی جهان باید صدها میلیون بشکه نفت را دوباره داخل مخازن برگرداند. اگر پیش از تکمیل این فرآیند بحران تازهای رخ دهد، بازار با ذخایر کمتری نسبت به ابتدای جنگ با آن مواجه خواهد شد.
به همین دلیل شاید مهمترین عدد بازار نفت امروز حتی قیمت برنت نباشد. عدد مهمتر جایی زیر زمین، داخل مخازن ساحلی و انبارهای استراتژیک پنهان شده است.
جنگ بخشی از نفت جهان را از بازار حذف کرد؛ اما هرمز کار دیگری هم انجام داد: ذخیرهای را که قرار بود جهان را از بحران بعدی نجات دهد، زودتر از موعد به مصرف رساند.